|
25 |
|
کیشلوفسکی |
|
La double vie de veronigue |
|
26 |
فیل |
گاس ون سنت |
|
elephant |
|
27 |
|
نانی مورتی |
|
La chamber du fils |
|
28 |
گاو خشمگین |
|
|
|
|
29 |
|
تورناتوره |
|
La sconosciu ta |
|
30 |
مارهالند درایو |
لینچ |
|
Mulholland dr. |
|
31 |
|
دیوید لینچ |
|
Wild at heart |
|
32 |
بابل |
گنزالز |
|
babel |
|
33 |
آنی هال |
وودی آلن |
|
Annie hall |
|
34 |
کل پاک کن |
دیوید لینچ |
|
Ereaser head |
|
35 |
نوستالژی |
آندری تارکوفسکی |
|
Nostalgia |
|
36 |
|
روبرت برسون |
|
Pickpocket |
|
37 |
|
روبرت برسون |
|
Mouchette |
|
38 |
|
دیوید لینچ |
|
Twin peaks |
|
39 |
|
کیشلوفسکی |
|
Camera buff |
|
40 |
سینما بهشت |
جوزپه تورناتوره |
|
Cinema paradise |
|
41 |
|
کیم کی دوک |
|
3- iron |
|
42 |
اسکار |
کیشلوفسکی |
|
The scar |
|
43 |
مرد فیلی |
دیوید لینچ |
|
The elephant man |
|
44 |
شانس کور |
کیشلوفسکی |
|
Blind chance |
|
45 |
|
وس اندرسون |
|
Darjling limited |
|
46 |
قهوه و سیگار |
جیم جارموش |
|
Coffee and cigarettes |
|
47 |
|
دیوید لینچ |
|
The straight story |
|
48 |
دن |
دیوید لینچ |
|
Dune |
|
49 |
سایه یک شک |
هیچکاک |
|
The shadow of a doubt |
|
ردیف |
نام فیلم |
کارگردان |
توضیحات |
نام به زبان اصلی |
|
1 |
شب روی زمین |
جارموش |
|
Night on earth |
|
2 |
بعد از ظهر سگی |
سیدنی لومت |
|
Dog day afternoon |
|
3 |
|
برگمن |
|
Port of call |
|
4 |
اردت |
درایر |
|
Ordet |
|
5 |
|
تارانتینو |
|
Death proof |
|
6 |
|
تروفو |
|
Bed and board |
|
7 |
زمان بازی |
ژاک تاتی |
|
Play time |
|
8 |
روز عید |
ژاک تاتی |
|
|
|
9 |
دایی من |
ژاک تاتی |
|
|
|
10 |
|
برسون |
|
Largent |
|
11 |
|
برسون |
|
Au hazard Balthazar |
|
12 |
|
برسون |
|
A man escaped |
|
13 |
|
برسون |
|
The ladies of the bois de boulogne |
|
14 |
|
برسون |
|
The devil probaly |
|
15 |
|
برسون |
|
Trial of foan of arc |
|
16 |
|
لینچ |
|
Inland impire |
|
17 |
جاده سرخ |
آندرا آرنولد |
|
Red road |
|
18 |
پسر |
برادران داردن |
|
|
|
19 |
کودکی ایوان |
تارکوفسکی |
|
Ivans childhood |
|
20 |
دختر روی پل |
|
|
|
|
21 |
پروانه واتاقک غواصی |
|
|
|
|
22 |
قرمز |
کیشلوفسکی |
|
red |
|
23 |
سفید |
کیشلوفسکی |
|
White |
|
24 |
آبی |
کیشلوفسکی |
|
blue |
اصل مطلب ناگهی
روتيتر : دردارالقرآن امام حسن مجتبي (ع) چه خبر است ؟
از در ورودي كه وارد ساختمان مي شوي هياهو و بوق ممتد خودروهاي اتوبان تندگويان به يكباره پشت سرت فروكش ميكند .
ديگر فضاي صورتي رنگ داخلي دارلقرآن امام حسن مجتبي (ع) كه به استقبالت مي آيد و صداي پچ پچ بانواني كه در سالن انتظار به دور هم جمع شده اند تا زمان تعطيلي كلاس هاي مهد قرآن كودكانشان صحبت و بازگويي تجربه هايشان به يكديگرند . روي پله هاي مارپيچ را به سمت دنبال كني تا با گوشه و كنار اين مركز قرآن بيشتر آشنا شوي . مدير مجموعه «ليلي سعيدي» در اتاق مديريت واقع در طبقه دوم جزئيات بيشتري در باره اين مركز فرهنگي قرآني در اختيارمان مي گذارد .
ميان تيتر : فضايي براي مباحث قرآني
پاييز 83 بود كه ساختمان نوساز 4 طبقه اي واقع در اتوبان تندگويان ب عنوان دارللقرآن امام حسن مجتبي (ع) كار خود را آغاز كرد و ميزبان دائمي علاقمندان به مباحث قرآني شد . «ليلي سعيدي» مدير فعلي اين مركز از همان زمان مديريت دارالقرآن را بر عهده گرفت . وي دراين باره مي گويد : « از ابتداي شروع در قسمت ديگري از معاونت فرهنگي اجتماعي مشغول به فعاليت شدم . در حال حاضر هم از تيرماه 87 مجدد مديريت دارلقرآن را مجداداً عهده دار شدم »
سعيد درباره اع=هداف تأسيس اين مركز مي گويد : « از همان ابتدا هدف تأسيس مركزي ويژه و علوم قرآني بود كه تا به امروز مباحث و علوم قرآن بود كه تا به امروز در آستانه ششمين سال تأسيس مركز تداوم داشته است » .
اين مقام مسئول همچنين دربارة بيشتر شده امكانات اين مركز در طول اين 6 سال اضافه مي كند : «از آن زمان تا امروز نه تنها يك دستگاه كامپيوتر اضافه شده و امكانات دارالقرآن به همان شكل گذشته است .»
ميان تيتر : كودكان درصد آمار
به هر حال اين طبيعي است كه هر مركزي در بدو تأسيس تعداد مخاطبان كمتري را به خود ببيند . نمونه اش درالقرآن امام حسن مجتبي (ع) كه اوايل شروع به كار مخاطبان اندكي داشت . البته واقع شدن اين مركز در محدوده اي دور از مركز محله را نيز بر اين امر بي تأثير دانست . حالا ديگر از آن روزهاي بي مخاطبي خبري نيست و در بدو ورود به فضاي درالقرآن رفت و آمد قابل توجهي در آن خود نمايي مي كند اگر چه آمار ثبت نام كنندگان تا اندازه بالايي به كودكان اختصاص مي دهد و اما به هر شكل حضور افراد بزرگسال به اين مركز به خوبي محسوس است . مدير اين مركز در اين باره مي گويد : نسبت به گذشته استقبال خيلي بهتر شده اما همچنان بيشترين استقبال از كلاس هاي مهد قرآن خردسالان است كه از رده سني 3 تا 6 سال پذيرش داريم .
علت استقبال كمتر بزرگسالان از كلاس هاي مركز معتقداي خوب اين مسئله در اغلب مراكز وجود دارد اين روزها ديگر والدين ترجيح مي دهند كه بيشتر كودكانشان را به كلاسهاي مختلف ببرند تا خود در كلاس خاصي شركت كنند . البته ما براي جذب مخاطب بزرگسال از راهكارهاي مختلفي استفاده كرده ايم . نمونه اش تخفيفي بود كه به كلاس مهد خردسالان اختصاص داديم . اين تخفيف به كساني ارائه شده كه قرآن بزرگسالان ثبت نام و شركت داشت .» با اين همه سعيد معتقد است كه او در جذب مادران مخاطبان خردسال به شركت در كلاسهاي دارلقرآن 40% موفق به جذب شده اند از او علت حضور نداشتن آقايان در اين مركز را پرس و جو مي كنيم مي گويد : «آقايان به دليل مشغله كاري استقبال بسيار كمي از كلاسها داشته اند كه هر بار به دليل نيامدن يك عده كلاس به حد نصاب نرسيده و پا نگرفته است .
ميان تيتر : احكام صحيح ...
مدير مركز قرآني امام حسن مجتبي (ع) درباره ميزان تأثير برنامه هاي جانبي نظير اردو در كنار برنامه هاي روتين دارالقرآن محلي اعتقاد دارد : يك چنين كارهايي بسيار تأثير گذار است و اين موضوع به خوبي از برخورد والدين قرآن آموز خردسال و مهد قرآن مشخص است . چرا كه به محض برگزاري اردو و يا مسابقات و همايش هاي مناسبت هاي مختلف مذهبي استقبال بسيار خوبي مي كنند و اتفاقاً خودشان به دفتر مراجعه مي كنند و خواستار برگزاري وتداوم يك چنين برنامه هاي را از ما دارند.خصوصاً اردو»
سعيد در ادامه به رشته هاي مختلف قرآني كه دراين مركز به مخاطبان ارائه مي شود مي پردازد : « روخواني خردسالان و بزرگسالان ، تفسير ، تجويد ، حفظ 3 ساله قرآن ، كلاس هاي احكام .»
دربارة دوره جديد كلاسي هاي احكام بانوان توضيح مي دهد : « متأسفانه در برخي جلسات احكام خانگي كه در دل محله ها برگزار مي شود ديده شد كه تا احكام اشتباه به بانوان آموزش داده شده است . برهمين اساس ديديم كه بهتر است به عنوان يك مركز قرآني با حضور كارشناسان دوره ، دوره كلاس هاي احكام را براي بانوان تشكيل دهيم تا آنان با احكام درست اين آشنايي پيدا كنند .»
اينگونه كه به آنان اشاره مي كند در تابستان سال 87 يك دوره كلاس هاي احكام براي بانوان تشكيل در نظر داريم .
و بالاخره متد شيوه هاي تدريس مربيان در اين مراكز كه در اين باره معتقدات : در اغلب مربيان ما دوره ديده هاي مكتب دارالقرآن كريم اند كه به صورت اصولي به علاقه مندان آموزش هاي لازم را ارائه مي كنند .»
اين خانم مسئول در نظر دارد در سال جديد كه در نخستين ماه از آن قرار داده ايم در صورت توافق مسئولان رده بالا يك دوره تربيت مربي قرآن را نيز دراين مركز برگزار مي كنند .»
بدون شك مربياني كه اين دوره ها را بگذرانند خيلي موفق تر از قبل خواهند بود .»
آيتم جديد : تيتر : در همسايگي سلامتي
اگر عجله هاي ممتد دارلقرآن را به قصد بازديد از طبقه هاي ديگر آن يكي بعد از ديگري پشت سر بگذاري چهارم كه طبقه آخر اين مركز به شمار مي رود با كتابخانه كوچك آن روبرو مي شوي كتابخانه اي كه نزديك به 500 جلد كتاب هاي مذهبي – ديني را در خود جاي داده است . دالقرآن در اين باره مي گويد : « به تازگي به دليل آمار بالاي مخاطبان خردسال هاي بخش كودك را نيز در اين كتابخانه راه اندازي كرده ايم كه در حال حاضر هر خانواده اي مي تواند با اهداي يك كتاب خردسال ، كودك و نوجوان خود را به صورت رايگان در كتابخانه عضو كند .»
خانه سلامت نيز كه كار خود را در سال گذشته زير نظر اداره سلامت معاونت اجتماعي دراين مركز آغاز كرده است در همين طبقه واقع شده است . خانه سلامت با دراختيار داشتن يك اتاق ويژه خانه اسباب بازي ميزبان بانوان ، كودكان و سالمندان سالن در جواديه است اين ليلي سعيدي درباره تأثير فعاليت اين مركز در كنار فعاليت هاي قرآني دارالقرآن مي گويد : « برگزاري همايش و مشاوره و تغذيه از جمله كارهاي خانه سلامت است كه با استقبال حزب ما دراين مواجه شده كه كودكان خود را به كلاس هاي دالقرآن مي اورند . در اغلب موارد در زمان تشكيل كلاس كودكان مادران نيز مي توانند از جلسات و برنامه خانه سلامت بهره مند شوند بسيار تأثير گذار و بر استقبال بوده است .
آيتم جديد : تيتر : جاي خالي لابراتور ! ..
بي برو برگشت صاحبان اصلي مراكز فرهنگي را شهروندان حوالي همان مراكز تشكيل مي دهند كه همواره از مشترياني پروباقرس برنامه هاي تدارك ديده براي آنها به شمار مي روند . همان ها كه بهتر از هركي مي توانند ارزيابي عملكرد چنين مراكزي بپردازند . پروين الماسي يكي از همان هاست كه از طريق داختر دايي اش با دالقرآن امام حسن مجتبي (ع) آشنا شده است 3 سال است كه فرزند 4 ساله اش را به اين مركز مي آورد و از مربيان دارالقرآن بسيار راضي است : « شركت در كلاس هاي دارالقرآن در در روحيه فرزندم تآثير بسيار خوبي را گذاشته است . حداقل اگر هر روز برگزار نمي شود لااقل ساعتش را از يك و نيم ساعت به 2 ساعت افزايش دهند .»
فهيمه خير الهي از بانوان ساكن در جواديه است كه وي نيز از راه اندازي يك چنين مركزي در محله بسيار راضي است و معتقد است از وقتي كه دخترش را به دارالقرآن مي آورد از تنهايي درآمده و خود نيز با شركت در كلاسهاي خانه سلامت اطلاعات بسياري را كسب كرده است . نكاتي در زندگي بسيار تأثير گذار است .
« عظمت ابراهيمي» نيز تقاضا دارد كتابخانه دارالقرآن به اعضاء اجازه بردن كتاب به منازل را علاوه بر فضاي لفظي كتابخانه دهد . او همچنين از مسئولان مي خواهد تادر خانه اسباب بازي ها به كودكان تغذيه داده شود . دراين باره حتي راضي هستيم مبلغ را انديك نيز افزايش بدهند .»
«طاهره فراهاني » نيز كه از عملكرد و نحوه برخورد مسئولان و مربيان دارالقرآن بسيار راضي است و تعريف و تمجيد نيز مي كند درباره كمبودهاي اين مركز به نقطه كليدي اشاره مي كند . نبودن لابراتور حفظ قرآن كه اين روزها دراغلب مراكز قرآني جز لاينفك امكاناتشان محسوب مي شود : « مسير فرهنگسرا طولاني است و الان دارالقرآن آنجا لابراتور حفظ دارد .
«راضيه هاشمي نيا» يكي ديگر از مخاطبان دارلقرآن تقاضاي برگزاري جلسات مشاوره حضوري را مي كند چرا كه معتقد است اغلب مادران براي برخورد با كودك خود نياز به مشورت با مشاوره و روان شناسان در چنين مراكزي دارند . وي ادامه مي دهد : « علاوه بر حضور مشاوره هاي فردي ، خانه اسباب بازي ها نيز بايد جذاب تر و اسباب بازي هاي جديد را براي بچه ها فراهم كنند تا آنها جذب شوند متأسفانه خانه اسباب بازي هاي اين درالقرآن آنچنان براي بچه ها جذاب نيست و آنها را جذب نمي كند. .
تیتر : سكوت ، مفرح و دیگر هیچ...
بهار كه میآید، خیابانهای شهرمان چهره دیگری به خود می گیرند . خیابان شهید «رضا مذهبشناس» نیز از این قاعده مستثنا نیست . گرچه از این نظر قابل مقایسه با معابر نازیآباد نیست، اما این حوالی هم به سهم خودش حال و هوایی بهاری دارد: در ختهایی که سالها پیش در حاشیه آن کاشته شدهاند، جوانه زدهاند، شمشادهایش زیباتر از همیشه به نظر میرسند و سرسبزی باغچههای کوچک و بزرگش چشم هر بینندهای را به خود جلب میکند.
خیابان مذهبشناس از معابر شمالی جنوبی محله یاخچیآباد به حساب میآید و یکی از فرعیهای خیابان «بهمنیار» در مرز مناطق 16 و 19 است . در گذشتههای نه چندان دور، این خیابان را «مفرح» صدا میکردند؛ نامی که البته چندان دور از ذهن هم نبوده؛ چه آنکه بیمارستان مفرح در شرق این محدوده واقع شده و با همه نقاط مثبت و منفی که دارد، نماد این خیابان محسوب میشود. سکوتی که همیشه در این حوالی موج میزند، شاید ناشی از همسایگی با همین بیمارستان باشد.
خیابان مذهبشناس، چندان طولانی نیست، اما عرض قابل توجهی دارد و معمولا ترافیک سبکی را به خود میبیند. اینگونه است كه میتوان در پیادهروهای آرام و ساكت آن قدم زد و چند دقیقه بعد به انتهای آن در میدان بنفشه رسید كه خود از میادین قدیمی منطقه است.
صمیمی
هنوز جویهای فرسوده خیابان شهید «رضا مذهبشناس» جمعآوری و به کانیو تبدیل نشدهاند؛ اتفاقی که در معابر دیگر منطقه افتاده و با استقبال اهالی روبرو شده است. یكی از كسبه خیابان در این باره میگوید: «باران که میآید، جوی خیابان میگیرد و آب آن بالا میزند. از شهرداری تقاضا داریم كه جویهای این خیابان و کوچههای فرعی را نیز جمعآوری و به کانیو تبدیل كنند.»
«امید فقری» ادامه میدهد: «این کار باعث میشود که کوچهها عریضتر شوند و خودروها به راحتی در آنها رفتوآمد کنند.»
این جوان 25 ساله اضافه میکند: «آسفالت این خیابان خیلی پستی و بلندی دارد. اواخر سال پیش، روکش آسفالت بعضی كوچهها را نوسازی كردند. كاش در خیابان اصلی نیز این اتفاق بیفتد.»
میان تیتر : مناسب برای زندگی
اجرای طرح مكانیزاسیون جمعآوری زبالهها در یکی دو سال اخیر، در حفظ پاکیزگی و نظافت در معابر عمومی تاثیر بسزایی گذاشته است. البته هنوز هم هستند شهروندانی که چندان به این موضوع اهمیت نمیدهند و همچنان زبالههایشان را مقابل در منزلشان رها میکنند. اهالی خیابان مذهبشناس هم گهگاهی شاهد چنین رفتارهای نابهنجاری هستند. «معصومه آبشناسان« دراین باره حرفهای زیادی برای گفتن دارد: «متأسفانه عدهای از هممحلهایها تنبلی به خرج میدهند و كیسه زباله را از پنجره واحد مسکونی خود به بیرون پرتاپ میكنند . شخصا چند بار با چنین قضیهای روبرو بودهام. حتی گاهی شیرابه زبالهها نیز به سر و صورتم پاشیده شده است.»
این بانوی آرایشگر كه از سكونت دراین محدوده بسیار راضی است ، خیابان مذهبشناس را به دلیل سكوتی که در آن حکمفرماست و مردمان مذهبی که در این حوالی زندگی میکنند، به معابر دیگر یاخچیآباد ترجیح میدهد: «من كه خیلی راضی هستم . محله بسیار خوبی است كه به درد زندگی كردن میخورد.»
میان تیتر : پسماندهای تر و خشك
بحث زبالهها اما به همین جا ختم نمیشود. «سكینه عسگرینژاد» از زاویه دیگری به این موضوع میپردازد. این بانوی خانهدار كه از ساکنان قدیمی خیابان به حساب میآید، مدتی است كه در خانه زبالههای تر و خشك را از یکدیگر تفكیك میکند اما معتقد است خودروهای ویژه جمعآوری این پسماندها دیر به دیر مراجعه می كنند و این مسئله به خودی خود میتواند مشكلساز شود : «زبالههای تفکیکشده را تا آمدن خودروهای جمعآوری پسماندها داخل پاركینگ نگهداری میكنم اما آنها به همین زودی نمیآیند و به مرور داخل زبالهها پر از حشرات موذی مثل سوسك میشود.» این بانوی 40 ساله در ادامه به بیتوجهی برخی اهالی نسبت به نظافت محله اشاره میکند: «بخشی از نگهداری نظافت محله وظیفه اهالی است كه متأسفانه بعضیها رعایت نمیكنند . فكر میكنم شهرداری باید با نصب پلاكارد در این باره اطلاعرسانی کند.»
عسگرینژاد در پایان گفتههای خود بافت سنتی و صمیمت میان اهالی خیابان مذهبشناس را مهمترین ویژگی این محدوده معرفی میكند كه باعث شده او آن را به هرجای دیگری ترجیح دهد .
میان تیترها : خانه متروكه
برچیده شدن فضای سبز میدان بنفشه خیابان مذهبشناس یكی دیگر از اتفاقاتی بود كه در سال 87 ن در انتهای این خیابان شاهدش بودیم. حالا دیگر خبری از آن فضای سبز كوچك كه در گذشته محل تجمع برخی از افراد معتاد نیز بوده، نیست و جای آن محوطه دایرهای شكل، یك فضای سه گوش سنگفرش شده احداث و تبدیل به محل فوتبال گل كوچك پسربچهها شده است؛ موضوعی كه آبشناسان دل خوشی از آن ندارد و امیدوار است كه به شهرداری برای این فضای خالی فكر اساسی كند .
«فاطمه بهرامزاده» بانوی خانهدار دیگری است كه با اشاره به خانهای متروكه در نبش كوچه اصغرزاده میگوید : « سالهاست كه كسی به این خانه رفت و آمد ندارد. به محل تجمع موشها تبدیل شده است. از طرفی دیگر بچههای کوچک محله شیشههای آن شكستهاند. این خردهشیشهها همینطور از طبقه بالای ساختمان آویزان باقی مانده و بسیار خطرناك است .»
میان تیتر:معاون ناحیه 4 تیتر : در اولویت كانیو
معاون شهردار ناحیه 4 میگوید: «هنوز عملیات جمعآوری آبهای سطحی در خیابانهای مذهبشناس و مباركآبادی انجام نشده است. به محض اینکه این اتفاق بیفتد، عملیات کانیوبندی در این محدودهها در دستور کار قرار میگیرد.»
«فرهاد حاتمی» درباره پستی و بلندی آسفالت خیابان نیز وعده میدهد: «روكش جدید آن بعد از كانیوبندی جویها انجام میشود.».
او همچنین به جمعآوری زبالهها اشاره میکند و میافزاید :« کار نظافت در محلهها هر روز انجام میشود، ولی متأسفانه علاوه بر نظافت شبانه كه تا ساعت 4 بامداد طول میکشد، طی روز هم باید به نقاط مختلف ناحیه سرکشی کنیم كه این مسئله هزینهبر است؛ در حاکی كه اهالی میتوانند با رعایت نظافت محله این هزینه اضافی را از میان بردارند . »
حاتمی در این باره اضافه میكند : «سطلهای مكانیزه بعد از هربار تخلیه زباله به حالت افقی در سطح خیابان قرار میگیرند تا توسط خودروهای شستوشودهنده با فشار آب كاملاً تمیز شوند . در این فاصله از اهالی تقاضا داریم كه داخل سطلهای افقی شده زباله نیندازند.»
وی درپاسخ به شهروندی كه از دیر آمدن خودروهای جمعآوری پسماندها گلایه داشت، میگوید: «اگر هنگام مراجعه این خودروها ، شهروندان در منزل نباشند یا متوجه آمدن خودروها نشوند، میتوانند برای تحویل پسماندهای خود با شمارههای 55522020 , 55033555 و همچنین 137 تماس بگیرند.»
زیباسازی میدان مثلثیشكل بنفشه به وسیله جعبههای گل و نورپردازی از اقداماتی است كه معاون شهرداری ناحیه 4 با اشاره به آن میگوید : «این میدان به دلیل توقف خودروهای سنگین در اطراف آن توسط اداره زیباسازی مركز جمع آوری و كاملاً سنگفرش شده و در سال جدید زیباسازی نیز خواهد شد.»
شورایاری
/* /*]]>*/ «حجتالله مقصودی» 3 دوره است که در شورایاری خزانه بخارایی حضور دارد. او طی سالهای اخیر بیش از هر کس دیگری پیگیر مشکلات اهالی این محله بوده و به سهم خودش کوشیده که این مشکلات را با مسئولان در میان بگذارد. مقصودی برای انتقال این مشکلات، تنها به کوچه و خیابانی که در آن زندگی میکند، بسنده نمیکند؛ چرا که خزانه را مثل کف دستش میشناسد و وقتی که درباره آن حرف میزند، تقریبا همه گوشه و کنارهای محله را در نظر میگیرد. این شورایار قدیمی در گفتوگوهایی که گاه و بیگاه با خبرنگار همشهری محله داشته، به برخی از کمیها و کاستیهای خزانه پرداخته است. این بار هم به وضع تعدادی از کوچهها بویژه در ضلع شرقی خیابان پرستویی در ماههای اخیر اشاره میکند. مقصودی میگوید: « شرایط این کوچهها و پسکوچهها به گونهای است که نمیشود از آنها عبور کرد. در این معابر، عملیات نصب انشعاب فاضلاب انجام شده و پس از آن جویها جمعآوری و تبدیل به کانیو شدهاند. قرار بود بعد از این مرحله، روکش آسفالت شوند، اما حتی لکهگیری هم نشدهاند. به این ترتیب، خودروها هم برای رفتوآمد دچار مشکلند. مدام داخل چالهها میافتند و نمیتوانند بیرون بیایند.» البته عضو شورایاری خزانه بخارایی این موضوع را با مسئولان ناحیه 3 در میان گذاشته است: «حدود یک ماه پیش بود که همراه دبیر شورایاری و شهردار ناحیه، همه محله را پیاده زیر پا گذاشتیم و مشکلاتی را که در کوچهها وجود دارد، به مهندس نصیری نشان دادیم. ما از او خواستیم که دستکم به مناسبت فرا رسیدن سال نو عملیات لکهگیری آسفالت در کوچهها انجام شود. او هم در این باره قولهایی داد.» گفتوگوی ما با شورایار قدیمی خزانه در روزهای پیش از آغاز سال نو انجام شده و احتمالا تا حالا وعدههای شهردار ناحیه 3 درباره لکهگیری آسفالت کوچهها تحقق یافته است. با این همه، حرفهای مقصودی به همینجا خلاصه نمیشود. او ادامه میدهد: « من برای شما مثال میزنم تا خودتان قضاوت کنید. خیابان مدائن و اکبرمشهدی را در نازیآباد در نظر بگیرید... عملیات پیادهراهسازی در این خیابانها در عرض 4 ماه به پایان رسید. این در حالی است که سنگفرش پیادهروهای خیابان خزانه بخارایی یکسال است نیمهکاره مانده است. خب، چه تفاوتی میان نازیآباد و خزانه وجود دارد؟» عضو شورایاری خزانه بخارایی تاکید میکند: « همیشه میگویند که نازیآباد، قطب تجاری منطقه است، اما این دلیل خوبی نیست. باید به محلههای دیگر منطقه هم توجه کرد.» ایستگاه مترو علیآباد نقش تعیینکنندهای در جابجایی شهروندان هممحلهای به مرکز شهر ایفا میکند. اهالی شهرک تختی هم جزو مشتریان این ایستگاه به حساب میآیند. آنها برای آنکه خودشان را به ایستگاه برسانند، از پل عابر پیادهای که از روی محوطه راهآهن و مترو عبور میکند، استفاده میکنند. شورایاران شهرک تختی از حدود 2 سال پیش خواستار مکانیزاسیون این پل و نصب پلهبرقی در آن بودهاند. اینگونه که دبیر این شورایاری خبر میدهد، این روزها راهاندازی این پل مکانیزه به مراحل پایانی خود نزدیک شده است. «سیدمحمد تحویلدار» از تامین برق مورد نیاز برای پل مکانیزه توسط اداره برق خبر میدهد. او میگوید: «تنها ریزهکاریهایی مانده که با انجام آنها پل مکانیزه تختی به علیآباد رسما به بهرهبرداری میرسد.» دبیر شورایاری شهرک تختی این پروژه را برای اهالی شهرک تختیع «مهم» و «تعیینکننده» ارزیابی میکند: «خیلی از سالمندان محله ما به دلیل آنکه نمیتوانستند از پلههای پل عابر پیاده بالا و پایین بروند، از ایستگاه مترو علیآباد استفاده نمیکردند.» تحویلدار در پایان گفتههای خود لازم میبیند از مسئولان شهرداری ناحیه 5 به پاس فعالیتهایی که در سال 87 داشتهاند، تشکر و قدردانی کند. بد نیست بدانید پل عابر پیاده ایستگاه علیآباد دومین پل مکانیزهای است که در منطقه به بهرهبرداری خواهد رسید. شورایاری یک نهاد مردمی است و درست به همین دلیل باید ارتباط مستمری با مردم داشته باشد. بر همین اساس، شورایاران نازیآباد تصمیم گرفتهاند که به ارتباطهای مردمی خود شکل منظم و برنامهریزیشدهای بدهند. آنها روزهای یکشنبه، دوشنبه و چهارشنبه از ساعت 2 تا 5 بعدازظهر در دفتر شورایاری در خیابان پارس، روبروی مسجد امام حسن مجتبی(ع) حضور مییابند تا هم به مشکلات محله بپردازند و هم پای صحبتهای مراجعان خود بنشینند. شاید از دل همین ارتباطهای مردمی باشد که گاه با افرادی نیازمند و درمانده روبرو میشوند. اتفاقا شورایاران نازیآباد ید طولائی در کمک به این قشر آسیبپذیر دارند. به گفته یکی از آنها امسال هم در آستانه سال نو، اعضای شورایاری آستین همت را بالا زدند و حلقه واسط خیرخواهان محله و مستمندان شدند. «مجتبی دهبزرگی» در این باره میگوید: « امسال برای کمک به مستمندان محله کمیته امداد همکاری نکرد. قبلا سبد کالاهایی در اختیارمان میگذاشت. خودمان هم کنسرو و روغن و برنج و اقلامی از این دست تهیه میکردیم و روی آن میگذاشتیم و به دست نیازمندان میرساندیم. امسال، همه این کارها را خیرخواهان محله انجام دادند و بودجه این کار را تامین کردند.» او همچنین از هماهنگیهای انجام شده میان شورایاران، مسئولان ناحیه و نیروی انتظامی برای ساماندهی دستفروشان بازاردوم در آستانه سال نو خبر داد. کمبودهایی که در شهرک چهاردهمعصوم و بعثت به چشم میآید، یکی دوتا نیست. این 2 محله با محرومیتهای زیادی روبرو بوده و همین باعث شده تا شورایاران آن برای پیگیری و رفع این کمبودها و محرومیتها راه دور و درازی را در پیش داشته باشند. یکی از اعضای این شورایاری در گفتوگو با خبرنگار همشهری محله از مهمترین فعالیتهای خود و همکارانش طی 3-4 ماه اخیر حرف میزند. «اصغر امنزاده» ابتدا به مشکل نبود بانک در شهرک چهارده معصوم و بعثت اشاره میکند: «اهالی این محلهها برای انجام کارهای بانکی خود مجبورند متحمل هزینه و ریسک بشوند و به خزانه بروند. ما در قالب نامهای مکتوب، درخواست رسمی خود را مبنی بر احداث یک شعبه به مسئولان بانک مرکزی تحویل دادهایم و منتظر پاسخ مثبت انها به این درخواست هستیم.» او همچنین از تعامل تنگاتنگ شورایاران و مسئولان شهرداری ناحیه 3 خبر میدهد؛ چنانکه میگوید: « از مسئولان شهرداری ناحیه تقاضا کرده بودیم که عملیات روکش آسفالت در خیابان زنگنه انجام شود. به این درخواست ما پاسخ مثبت دادند و این کار انجام شد. در برخی از کوچهها هم قرار است همزمان با فرا رسیدن فصل گرما، عملیات لکهگیری انجام شود.»امنزاده ادامه میدهد: « با پیگیریهای ما، بازار میوه و ترهبار هم در خیابان زنگنه در کنار ساختمان مشارکتهای مردمی در آستانه سال جدید به بهرهبرداری رسید.»
شهید
تكلیف الهی
نام:محسن خرمشاهی
تولد:خرداد 46
اعزام: 63-پایگاه ابوذر
شهادت:اسفند 63-عملیات بدر
محل شهادت: جزیره مجنون
در محله جوادیه و در جنوبی ترین نقطه شهر تهران به دنیا آمد و بزرگ شد و جزو سختی كشیدگان روزگار بود. او در مدت ها در مسجد اصغریه جوادیه به فعالیت های مذهبی مشغول بود. سرانجام شروع جنگ او را به میدان های نبرد با اهریمن فرستاد. مكانی كه غیرت و از خودگذشتگی مردان خدا را به همه نشان می داد. اكنون24 سال از شهادتش می گذرد اما همسایه های محله شان هنوز او و خانواده اش را از افتخارآفرینان محله خود می دانند: خانواده شهید محسن خرمشا
در جوادیه به دنیا آمد، قد کشید و بزرگ شد. همانجا در مسجد اصغریه فعالیتهای مذهبی خود را آغاز کرد و از همان مسجد بود که به جبهههای نبرد حق علیه باطل اعزام شد. 17 سال بیشتر نداشت که در جزیره مجنون به شهادت رسید. حالا 24 سال از آن روزگار میگذرد، اما هنوز همسایهها و هممحلهایهایش نام و خاطره او را گرامیمیدارند: شهید محسن خرمشاهی.
حاج حسین خرمشاهی در وزارت امور خارجه کار میکرد و کارمند دولت شاهنشاهی به حساب میآمد، اما به امام خمینی(ره) علاقه عجیبی داشت و دل به پیروزی انقلاب اسلامی بسته بود. همین باعث شده بود تا پسرش هم تحت تاثیر قرار بگیرد::« وقتی انقلاب به پیروزی رسید، محسن یک نوجوان 11 ساله بود. حرفهای مرا میشنید و تحت تاثیر قرار میگرفت. شده بود یک بچه انقلابی؛ چنانچه در مدرسه هم خود را بچه انقلابی معرفی میكرد.»
اما دوران تحصیل محسن فقط به فعالیتهای انقلابی اختصاص نداشت. در دوره متوسطه در رشته نجاری (کاردانش) درس میخواند. به پیشنهاد معلمش، برای گذرندن دوره عملی، مدتی در گارگاه نجاری مشغول كار شد و توانست در این كار مهارت خاصی بدست بیاورد. گاهی هم در میدان بازار دوم نازیآباد دستفروشی میكرد تا کمک خرج خانواده باشد. تابستان هم كه از راه میرسید، به روستای پدری خود در شهرستان ساوه میرفت و در كارهای كشاورزی به عمویش كمك میكرد. خلاصه رفتارش به گونهای بود که همه را به تحسین وامیداشت. پدرش در این باره حرفهای زیادی برای گفتن دارد :«در برخورد با دیگران، با خوشرویی رفتار میكرد. در میان اعضای فامیل، مشتاقان زیادی داشت و همه اینها به دلیل اخلاق خاص او بود. گاهی اخلاقش مایه حیرت ما میشد؛ چنانکه دوست داشتیم از رفتار و كردارش الگوبرداری كنیم.»
شوق رهایی
شیپور جنگ که به صدا درآمد، دیگر بهانهای برای ماندن باقی نگذاشت. در همان نخستین روزهای دفاع مقدس، حاج حسین کولهبارش را بست و با خانوادهاش خداحافظی کرد و راهی دشت عباس شد. پسرش محسن كه شور و اشتیاق او را برای دفاع از مرزهای میهنی و اعتقادی میدید، حسابی به وجد آمده بود و همانجا خودش را برای رفتن آماده میكرد. او نیز همچون پدرش میخواست به صفوف مستحکم لشکر اسلام بپیوندد. به همین دلیل، دورههای مقدماتی آموزش نظامی را در پادگان شهید باهنر كرج از سرگذراند. مدتی هم در بیمارستان بهارلو راه آهن دورههای امدادگری را به طور تخصصی پشت سر گذاشت تا بتواند در جبهه به مصدومان جنگی كمك كند: «یكی از بستگانمان مدام به محسن میگفت كه به جبهه نرود و درسش را ادامه دهد. محسن هم جواب محكمی به او داد: «اسلام در خطر است. من باید بروم، چون سرنوشت من اینگونه نوشته شده است. اسلام به ما احتیاج دارد. اگر خدا خواست و برگشتم، به درسم ادامه خواهم داد .ما برای تحقق تكلیف الهی به جبهه میرویم.» همین شد كه روی حرفش ایستاد و به جبهه اعزام شد.»
همیار و همدرد
محسن به مدت 6ماه در جبهه مسئولیت امداد و نجات مجروحان جنگی را بر عهده داشت. او با فعالیت موثر خود در خط مقدم ، جان چندین رزمنده مجروح را نجات داد. طی این مدت، وظیفه كمك به رزمندهها را با عشق و علاقه به جا میآورد، چرا كه معتقد بود همه رزمنده ها برای رضای خدا و دفاع از میهن پا به جبهههای نبرد گذاشتهاند. غیرت و جوانمردی یك «بچه جوادیه» را میشد در نوع رفتار محسن دید. همین مردانگی و از خود گذشتگی باعث شد كه در زمان كمك به یك مجروح جنگی، با اصابت تركش به شهادت برسد. پدرش حاج حسین خرمشاهی در پایان میگوید:« یكی از عواملی كه باعث شد محسن راه جبهه را در میان بگیرد، سخنان امام خمینی (ره) بود. حرفهای امام (ره) روی همه تاثیر میگذاشت. نوجوانان آن روزگاران، مشتاق این حرفها بودند. محسن و دوستش بهروز عباس اوغلی به همین دلیل به جان خود را در خطر انداختند و پا در راه شهدای كربلا گذاشتند. چند هفته بعد از شهادتش در فروردین 64 پیكر او را از جوادیه تا بهشت زهرا (س) تشییع كردیم و به خاك سپردیم. آن روز به چشم خود میدیدم تكلیف الهی كه محسن از آن حرف میزد، به جا آورده شده و از اینكه پسرم در راه حق قدم برداشته خوشحال بودم.»
به روایت یك هم محله ای
دوست برادر شهیدم بود
«شاهرخ عباساوغلی» نزدیك به نیم قرن میشود که در جوادیه زندگی میکند و خودش برادر یكی از شهدای این محله است. با این همه، خانواده شهید خرمشاهی را گل سرسبد محلهشان میداند و میگوید: «حاج حسین در دوران طاغوت جزو مبارزان انقلابی بود و برای پیروزی انقلاب زحمات فراوانی را كشید. فعالیتهای او بود كه باعث شد تا دلیرمردی همچون محسن تربیت شود و روزی تا پای جان از این مرز و بوم دفاع كند.» او ادامه میدهد:«محسن از دوستان برادر شهیدم بهروز بود. آنها بعد از انقلاب با یکدیگر در مسجد اصغریه جوادیه آشنا شدند.» عباساوغلی در ادامه از رفتوآمدهای خانوادگی با خانواده خرمشاهی هم تعریف میکند:« دوستی محسن وبهروز باعث رفت و آمد بیشتر خانواده ما با آنها شد.در همین جریان بود كه آنها با هم تصمیم به رفتن گرفتند. در نهایت باهم به جبهه اعزام شدند اما محسن زودتر به شهادت رسید.» این هممحلهای ادامه داد:« یك روز صبح در حال عبور از خیابان بودم كه با اعلامیه محسن در مسجد اصغریه جوادیه روبرو شدم. باور كردنش برایم سخت بود اما واقعیت داشت.شهادت محسن روی بهروز تاثیر عجیبی گذاشته بود؛ طوری كه تا چند روز مریض شد و مجبور شدیم او را به درمانگاه ببریم. آنها همیشه دوستان خوبی برای هم بودند و در نهایت بهروز هم به جبههها برگشت و او هم به شهادت رسید.»
به روایت سرنوشت
تقدیر یك نوزاد
22روز از تولدش میگذشت كه دچار یك بیماری سخت شد. خانوادهاش كه سخت نگران بودند، راه بیمارستان را در پیش گرفتند. 20روز در بیمارستان تحت نظر ویژه پزشكان بود، اما انگار فایدهای نداشت. همه از زنده ماندن این نوزاد ناامید بودند اما این چیزی نبود كه پدر و مادرش زیر بار آن بروند. آنها راه بیمارستان دیگری را در پیش گرفتند. سرانجام پزشك متخصصی پیدا شد كه راه علاج این نوزاد را پیدا كرد. نسخه شفابخشی نوشت و موجب زنده ماندش شد. نوزاد زنده ماند و با گردش روزگار در محله جوادیه بزرگ شد. اخلاقش از همان دوران كودكی با همه فرق داشت. او فرزند پنجم یك خانواده 8نفره بود. همیشه وقتی مادرش سرنوشت دوران نوزادیاش را برایش تعریف می كرد، میگفت حتما حكمتی بوده كه خدا او را زنده نگه داشته است. معتقد بود كه سرنوشت او را به جلو فرا میخواند تا مامور اجرای یكی از دستورهای الهی باشد. سرانجام با شروع جنگ لباس رزم به تن كرد و به میدان های نبرد رفت تا از اسلام دفاع كند و در نهایتدر این راه جان خود را تقدیم كرد و رهسپار دریای ایثار شد تا به شایستگی كامل، دل از دنیا بكند.حالا نشانی منزل ابدی او را باید در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) جست؛ بر سر مزاری که روی آن نوشتهاند: شهید محسن خرمشاهی.
فرهنگی
/* /*]]>*/ پاییز 83 بود كه ساختمان نوساز 4 طبقهای در بزرگراه تندگویان به عنوان دارالقرآن امام حسن مجتبی (ع) به بهره»رداری رسید. این مجموعه قرار بود برای همیشه میزبان علاقهمندان به مباحث قرآنی باشد. در آن زمان مدیریت این درالقرآن را به «لیلی سعیدی» سپردند. او پس از مدتی جای خود را به دیگری داد و خود در بخش دیگری از معاونت اجتماعی و فرهنگی مشغول به کار شد. در تیر 87 اما بار دیگر سعیدی به درالقرآن بازگشت و حالا 8 ماهی میشود که مدیریت این مجموعه را بر عهده دارد. با او درباره فعالیتهای دارالقرآن به گفتوگو نشستهایم. محله جوادیه بافت کمابیش مذهبی دارد و جلسات روخوانی قرآنی به طور مرتب در حسینیهها و مساجد آن برگزار میشود. احداث درالقرآن در چنین محلهای حتما دلیل خاص خودش را داشته باشد. سعیدی در این باره میگوید: «هرف از تاسیس این دارالقرآن ، راهاندازی مركزی ویژه و علوم قرآنی بود. حالا بیش از 4 سال از زمان تاسیس این مرکز میگذرد و طی این مدت، مباحث قرآنی در آن تداوم داشته است.» او در عین حال میافزاید: «طی این سالها تنها یک دستگاه کامپیوتر به امکانات این درالقرآن اضافه شده و مابقی امکانات آن همانطور به شکل سابق باقی مانده است.» گریزی به نخستین روزهای راهاندازی دارالقرآن امام حسن مجتبی (ع) هم خالی از لطف نیست. آن روزها این مجموعه مخاطب چندانی را به خود نمیدید، اما رفته رفته استقبال از برنامههای آن رو به افزایش گذاشت و حالا دیگر از آن روزهای بی مخاطبی خبری نیست. اگر چه درصد قابل توجهی از کسانی را که از برنامههای درالقرآن استفاده میکنند، کودکان تشکیل میدهند، اما بزرگسالان هم به سهم خود حضور پررنگی در این ساختمان 4 طیقه دارند. سعیدی هم نظر ما را در این باره تایید میکند : « نسبت به گذشته از برنامههای ما خیلی بیشتر استقبال میشود. در این میان، همچنان بیشترین مراجعهکننده را كلاس های مهد قرآن خردسالان به خود اختصاص داده است. در این کلاسها کودکان 3 تا 6 سال حضور دارند.» او معتقد است: «این موضوع که بزرگسالان از برنامههای ما استقبال نمیکنند، در مراکز فرهنگی دیگر هم به چشم میآید. این روزها پدرومادرها ترجیح میدهند كه بیشتر فرزندان خود را به كلاسهای مختلف ببرند تا خود در كلاس خاصی شركت كنند . البته ما برای جذب مخاطب بزرگسال به راهكارهای مختلفی متوسل شدهایم . نمونهاش تخفیفی بود كه به كلاس مهد خردسالان در نظر گرفتیم . این تخفیف به فرزندان كسانی تعلق میگیرد كه در کلاسهای بزرگسالان ثبت نام و شركت داشت .» مسئول دارالقرآن امام حسن مجتبی(ع) اضافه میکند: «ما تا 40 درصد موفق شدهایم مادران خردسالان حاضر در مهد قرآن را در برنامههای دیگر خود جذب کنیم.» او همچنین درباره حضور کمرنگ آقایان در این مجموعه میگوید: «آنها به دلیل مشغله كاری استقبال بسیار كمی از كلاسها داشتهاند. به همین دلیل، هر بار به دلیل نیامدن یك عده كلاس به حد نصاب نرسیده و پا نگرفته است .» میان تیتر : احكام صحیح ... مدیر مركز قرآنی امام حسن مجتبی (ع) برنامههای جانبی نظیر اردو را در جذب مخاطبان به قرآن تاثیر گذار میداند: « به محض برگزاری اردو و مسابقات و همایش به مناسبتهای مختلف مذهبی، با استقبال بسیار روبرو میشویم. اهالی خودشان به دفتر مدیریت مراجعه میكنند و خواستار برگزاری و تداوم چنین برنامه هایی هستند.» سعید در ادامه به رشتههای مختلف قرآنی كه دراین مركز به مخاطبان آموزش داده میشود، اشاره میکند : « روخوانی خردسالان و بزرگسالان ، تفسیر ، تجوید ، حفظ 3 ساله قرآن ، كلاس های احكام .» و بلافاصله درباره دوره جدید كلاسهای احكام بانوان توضیح میدهد : « متأسفانه در برخی جلسات احكام خانگی كه در دل محلهها برگزار میشود، شاهد آموزشهای نادرست و اشتباه بودهایم . برهمین اساس تصمیم گرفتیم به عنوان یك مركز قرآنی از كارشناسان دعوت کنیم و دوره كلاس های احكام را برای بانوان برگزار کنیم.» آیتم جدید : تیتر : کتاب و سلامت در چهارمین طبقه دارالقرآن امام حسن مجتبی(ع) کتابخانهای کوچک وجود دارد که نزدیك به 500 جلد كتاب مذهبی – دینی را در خود جای داده است . به تازگی نیز به دلیل آمار قابل توجه مخاطبان خردسال، بخش كودك این كتابخانه فعال شده است. خانوادههای هممحلهای میتوانند با اهدای یك جلد كتاب خردسال ، فرزندان كودك و نوجوان خود را به صورت رایگان به عضویت این کتابخانهقرآنی دربیاورند. خانه سلامت جوادیه نیز كه فعالیت خود را در سال گذشته زیر نظر اداره سلامت معاونت اجتماعی منطقه دراین مركز آغاز كرده است، در همین طبقه واقع شده است . خانه سلامت با دراختیار داشتن یك اتاق ویژه خانه اسباببازی میزبان بانوان ، كودكان و سالمندان هممحلهای جوادیه است. برگزاری همایشهای مختلف و جلسات مشاوره و تغذیه از جمله فعالیتهای خانه سلامت است كه با استقبال خوب هممحلهایها مواجه شده است. این استقبال باعث شده تا تعداد مخاطبان برنامههای درالقرآن نیز افزایش یابد. آیتم جدید : تیتر : جای خالی لابراتور بی برو برگرد، صاحبان اصلی مراكز فرهنگی شهروندانی هستند که از آنها استفاده میکنند؛ همان ها كه بهتر از هر کس دیگری میتوانند به ارزیابی عملكرد چنین مراكزی بپردازند . «پروین الماسی» یكی از همانهاست كه از طریق داختر داییاش با دارالقرآن امام حسن مجتبی (ع) آشنا شده است. او 3 سال است كه فرزند خردسالش را به این مركز میآورد و از مربیان درالقرآن بسیار راضی است : « شركت در كلاسهای درالقرآن در در روحیه فرزندم تآثیر مثبتی گذاشته است . خوب میشد اگر ساعات برگزاری این کلاسها را افزایش دهند.» «فهیمه خیراللهی» یکی دیگر از بانوان ساكن جوادیه است كه از فعالیتهای درالقرآن بسیار راضی است و میگوید: « از وقتی دخترم در این کلاسها ثبتنام کرده، از تنهایی درآمده و خودم هم با شركت در كلاسهای خانه سلامت اطلاعات بسیاری را كسب كردهام.» «طاهره فراهانی » نیز كه از عملكرد و نحوه برخورد مسئولان و مربیان درالقرآن بسیار راضی است، درباره كمبودهای این مركز به نکته كلیدی اشاره میكند : «این روزها در همه مراکز قرآنی وجود یک لابراتوار ضروری است. متاسفانه در این مجموعه چنین امکاناتی وجود ندارد. دارالقرآنی که در فرهنگسرای بهمن فعالیت میکند، از چنین امکاناتی برخوردار است اما فاصله خانه ما تا فرهنگسرا طولانی است و ترجیح میدهیم فرزندانمان در همین نزدیکی در این کلاسها حضور یابند.» «راضیه هاشمی نیا» یكی دیگر از مخاطبان درالقرآن است که خواستار برگزاری جلسات مشاوره حضوری در این مجموعه است؛ چرا كه معتقد است بیشتر مادران برای ارتباط با كودك خود نیاز به مشورت با مشاور و روانشناس در چنین مراكزی را دارند .
مهندس قاسم کارگر ضمن قدردانی از دکتر لاریجانی، رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران از دکتر حسینی به عنوان فردی دلسوز در مجموعه بهداشت و درمان جنوب تهران یاد کرد و پیگیری مسائل را یکی از ویژگیهای بارز او دانست.
دکتر حسینی نیز متقابلا از حمایتها و پشتیبانیهای شهرداری منطقه در پروژههای عمرانی مراکز بهداشتی و درمانی و برگزاری همایشها، سمینارها و برنامههای مشترک تشکر کرد.
1- این یک رسم چند هزار ساله است: اسفند که میشود، خانهتکانی میکنیم و فروردین که میرسد، جشن میگیریم. هر سال هم این رسم قدیمی را به جا میآوریم: اسفند که میشود، میرویم و لباسهای نو میخریم و فروردین که میرسد، همان لباسها را میپوشیم و به خانه دوست و آشنا میرویم. این رسم قدیمی را دوست میداریم: اسفند را برای آن شلوغی لذتبخشی که دارد و فروردین را برای آن آرامشی که به ما هدیه میکند. آری، این رسم ماست: تکرار میکنیم و خسته نمیشویم.
2- چرا خسته نمیشویم از تکرار نوروز؟ چرا بوی کهنگی نمیدهد این رسم چند هزارساله؟ چرا در لحظه سال تحویل دوباره احساسی خاصی به ما دست میدهد؟ پاسخ این سوالها شاید در دل پیامی باشد که طبیعت برای ما میفرستد. به درخت، نگاه کنید: در بهار جان میگیرد و شکوفه میدهد، در تابستان، میوه میدهد و به بار مینشیند، در پاییز میلرزد و برگهایش میریزد،در زمستان خم میشود و... نه، نمیمیرد. دوباره جان میگیرد در بهار آینده. این است که تکرارش بر خلاف همه تکرارها به دل مینشیند و شور و شوقی به جان میاندازد که بیا و ببین. چه کسی به زندگی میگوید: نه... هیچکس! پس چرا باید خسته شد از نو روز!
3- نوروز، تکرار شیرین زندگی است. برای همین کلیشه نمیشود. شاید همه آن مفاهیمی که امروز فکر میکنیم کلیشهای شدهاند، مثل نوروز باشند. شاید آنها اصلا کلیشهای نیستند و ما اینطور فکر میکنیم تا اشتباه خودمان را توجیه میکنیم. چه کسی میگوید مرام و معرفت، مفاهیمی نخنماست؟ چه کسی میگوید همسایهداری، مرده است؟ چه کسی میگوید عشق و محبت فقط به درد فیلمهای فارسی میخورد؟ چرا پول، کلیشه نباشد؟ دشمنی کلیشه نباشد؟ دوبههمزنی کلیشه نباشد؟ چرا اینها کلیشه نباشند و روی اعصاب نروند و ما را از خودشان بیزار نکنند؟
صفحه 10
تعطیلات نوروزی فرصت خوبی است تا خیلیها کولهبار سفر را ببندند و به قولی گفتنی دلی از عزا دربیاورند. تهران که در بیشتر روزهای سال با مشکلاتی مثل ترافیک و آلودگی هوا دست و پنجه نرم میکند، در این 13 روز نفس راحتی میکشد و به شهری خلوت و آرام تبدیل میشود. همین باعث میشود تا سارقان دست به کار شوند و نقشههای شوم خود را راحتتر از گذشته پیاده کنند. البته با رعایت چند نکته کلیدی میتوان این نقشهها را نقش بر آب کرد. نخست اینکه باید از سالم بودن قفل درهای خانه اطمینان یافت. دزدها بر خلاف آنچه در فیلمها و رمانهای پلیسی به تصویر کشیده میشود، از در وارد خانه میشوند، نه از پنجره و دودکش. علاوه بر این، بد نیست موضوع مسافرت نوروزی را با یکی از همسایهها که در آن روزها در تهران میماند، در میان گذاشت و از او خواست که مراقب خانه باشد. اگر شما در یک مجتمع مسکونی زندگی میکنید و در تعطیلات نوروزی قصد مسافرت دارید، حتما موضوع را به اطلاع مدیر مجتمع برسانید. کار از محکمکاری عیب نمیکند. شاید همه این موارد را رعایت کنید و باز هم سارقان بتوانند وارد خانه شما بشوند. پس اشیای قیمتی خود را در محل امنی پنهان کنید. اگر برای مسافرت از خودرو شخصیتان استفاده نمیکنید، حتما برای اطمینان هم که شده آن را در یکی از پارکینگهای عمومی پارک کنید.
خیلیها دنبال فرصتی میگردند تا چند روزی به خودشان استراحت بدهند و بیشتر در کنار خانوادهشان باشند. تعطیلات نوروزی این فرصت را در اختیارشان میگذارند. با این همه، در همان زمانی که آنها دارند خوش میگذرانند، عدهای دیگر در محل کار خود حاضر میشوند تا همچنان به نیازهای اضطراری شهروندان پاسخ دهند. پزشکان و پرستارانی که در بیمارستانها کار میکنند، جزو همین دسته قرار میگیرند. شغل آنها به گونهای است که کمتر رنگ تعطیلی را به خود میبیند. هر چه باشد، با مرگ و زندگی شهروندان سروکار دارند؛ موضوعی که اصلا شوخیبردار نیست. شما هم بهتر است با این قضیه کاملا جدی برخورد کنید. درست است که عید نوروز آمده و همه باید بگویند و بخندند و خوش باشند. اما این دلیل نمیشود که توصیههای پزشکی را نادیده بگیرید. مهمترین خطری که در تعطیلات نوروزی میتواند سلامتی شما را تهدید کند، پرخوری است. ممکن است در روزهای نخست نوروز، مدام به عیددیدنی بروید و با اقوام و آشنایان خود دیداری تازه کنید. طبیعی است آنها بخواهند تا نهایت میهماننوازی را به جا بیاورند و از شما و خانوادهتان پذیرایی مفصلی کنند. خب، اگر در هر یک از میهمانیها کمی میوه و کمی شیرینی و کمی آجیل میل کنید، در نهایت کلی مواد غذایی را روانه معدهتان کردهاید. چنین نتیجهای بویژه برای کسانی که از چربی یا فشار خون رنج میبرند، کاملا خطرناک است.
حتما نباید بوی بهار توی کوچهها بپیچد تا همه به آغاز فصلی سبز ایمان بیاورند. از یکی دو هفته قبل از نوروز میشود فهمید که خبرهایی در راه است. خانمهای خانهدار مثل همیشه در اوائل اسفند دست به کار میشوند و خانهتکانی را آغاز میکنند. البته آقایان هم سعی میکنند که آنها را تنها نگذارند و کمکشان کنند. البته در نهایت این خانمها هستند که تعیین میکنند امروز باید چه کارهایی را انجام داد و چه کارهایی به فردا موکول کرد. بعضی وقتها کارها آنقدر سنگین به نظر میرسند که نیاز به همراهی یک کارگر احساس میشود. برای اطمینان خاطر بد نیست که با شرکتهای خدماتی تماس بگیرید و از آنها بخواهید که برایتان کارگر بفرستند. حداقل دستمزدی که این کارگران دریافت میکنند، ساعتی 2 هزار تومان است. در این باره اگر بیاحتیاطی به خرج بدهید، ممکن است امنیت اموال خانهتان به خطر بیفتد. مهمترین بخش خانهتکانی اما شستوشوی فرشهاست. بعضیها خودشان دست به کار میشوند و فرشهایشان را در پشتبام یا حیاط خانهشان میشویند. پشتبام یا حیاط بعضی خانهها در منطقه آنقدر مساحت کمی دارد که صاحبخانه مجبور میشود فرشهایش را در کوچه نشوید. بعضیها هم خیال خودشان را راحت میکنند و فرشها را برای شستوشو به قالیشویی میدهند. قالیشوییهایی که در منطقه ما وجود دارد، برای شستوشوی هر متر فرش، دستکم یکهزار تومان دریافت میکنند.
سیزدهمین روز فروردین را روز طبیعت یا همان سیزدهبدر مینامند. اگر از آن عقاید خرافی که در این باره وجود دارد، دست برداریم، باید بگوییم این روز بهانه خوبی است برای پیوند دوباره با طبیعت. بوستانهای منطقه ما در این روز پر میشوند از هممحلهایهایی که آمدهاند تا تعطیلات نوروزی خود را زیر سایه درختان به پایان ببرند. از این نظر، بوستانهای بعثت، بهمن و شهید رجایی با توجه به وسعت و امکاناتی که دارند، جمعیت بیشتری را در خود جای میدهند. جالب است بدانید که اداره فضای سبز شهرداری منطقه پیشتر با اجرای طرح استقبال از بهار، بوستانها را برای استفاده شهروندان آماده کرده است. در قالب این طرح، گلکاریها بازبینی و واکاری میشود، عیوب فنی مبلمان بوستانها شناسایی و برطرف میشود، به وضع آبخوریها رسیدگی میشود، آبنماها رسوبزدائی و رنگآمیزی میشود، روشنایی بوستانها در هنگام شب تامین میشود، کفپوش اگر زمینهای بازی کودکان زدگی داشته باشد، تعویض میشود و سرویسهای بهداشتی کنترل میشود تا از نظر شیرآلات و مایع دستشویی مشکل و کمبودی نداشته باشند. با این حساب، بهتر است شهروندان نیز اخلاق شهروندی را رعایت کنند، زبالههایشان را داخل سطلهای زباله قرار دهند و به درختها و گلها آسیب نرسانند. همچنین به کودکان بیاموزند که چگونه به طبیعت احترام بگذارند و از آن لذت ببرند.
لت وسط
زندگی ماشینی، هوش و حواس چندانی برای ما نگذاشته است. ما که شرقی بودیم، ایرانی بودیم، بچه جنوب شهر بودیم و خیرسرمان اهل مرام و معرفت بودیم... ما دیگر چرا باید از یکدیگر بیخبر باشیم. سال میآید و میرود، بدون آنکه حالی از یکدیگر بپرسیم و دیداری با یکدیگر تازه کنیم. همهاش میگوییم: گرفتاریم، مشغله داریم، سرمان شلوغ است. همه این بهانهها را میآوریم تا از ما بپذیرند که چرا خبری نمیگیریم و حالی نمیپرسیم. باشد، همه اینها قبول. همه ما گرفتاریم، مشغله داریم، سرمان شلوغ است. حرف دیگری نیست؟
نوروز، همه این بهانهها را از ما میگیرد. پیامک بیپیامک. تلفن بیتلفن. ایمیل بیایمیل. این وسایل ارتباطی ما را از هم دورتر کرده است. باید به احترام درختانی که از زمستان جان سالم به در بردند و حالا جوانه میزنند و شکوفه میدهند، قدر یکدیگر را بدانیم و دیداری تازه کنیم. شما حتما به همسایهبتان سر میزنید در همان نخستین روز عید و سال نو را به او تبریک میگویید. ما هم برای آنکه کاری کرده باشیم، سراغ ستارههای منطقه را گرفتهایم. هر چه باشد، رسانهها نمیتوانند بدون آنها زنده بمانند. برویم ببینیم ستارههای هممحلهای چه خاطراتی از نوروز دارند... برویم!
محمد کاسبی
«محمد کاسبی» 20 سال است که دیگر در نازیآباد زندگی نمیکند. اما حرفش که بیفتد، چنان از آن سالهای دور و نزدیک حرف میزند که انگار ماجرای همین دیروز و امروز را دارد تعریف میکند. ماجراهای عید نوروز هم که به میان بیاید، شیرینی حرفهایش دوچندان میشود. آقای بازیگر، ما را به آن سالهای خیلی دور میبرد و روزهای سیاه و سفید دهه 30 را به یادمان میآورد؛ زمانی که هنوز بازار دوم نازیآباد شکل امروزی خود را پیدا نکرده بود. آن موقع، اهالی نازیآباد برای خرید عید باید خودشان را به چهارراه گلوبندک و بازار بزرگ تهران میرساندند. حکایتی داشت این رفتن و برگشتن برای خودش: «در میدان بازار دوم، سینمایی بود به نام سینما شهلا. ایستگاه اتوبوس روبروی همین سینما بود. 2 ریال میدادیم و سوار میشدیم و همراه خانواده میرفتیم بازار گلوبندک برای خرید. از آنجا هم 2 ریال میدادیم و سوار میشدیم دوباره و برمیگشتیم نازیآباد.» بچهها چشم به گنجه مادر دوخته بودند تا سال تحویل شود. آن وقت، کفشهای واکسزده و لباسهای اتوکشیدهشان را از توی آن گنجه درمیآوردند و میپوشیدند و به انتظار نخستین میهمان مینشستند که بیاید و عیدی آنها را کف دستشان بگذارد. پیش از آن اما باید خندههایشان را در شب چهارشنبهسوری تقسیم میکردند. بازیگر سریال خوشرکاب و خوشغیرت که همین نوروز چند سال پیش از تلویزیون پخش شد، در این باره خاطرهها دارد برای تعریف کردن: « شبهای چهارشنبهسوری که میشد، بوته جمع میکردیم و آتش میزدیم و از روی آن میپریدیم. بعد، چادر روی سرمان میکشیدیم و میرفتیم در خانه همسایهها قاشقزنی. آنها هم در را باز میکردند و توی کاسه ما آجیل چهارشنبهسوری میریختند. گاهی هم فقط چند تا نقل و 2 تا شکلات و یک شیرینی گیرمان میآمد. البته بعضیها بیمعرفتی به خرج میدادند و جای اینها، روی آجیلی که توی کاسهمان بود، یک لیوان آب میریختند. ما هم از خجالتشان درمیآمدیم و تا صبح آنقدر در خانهشان را میزدیم و اذیتشان میکردیم که دیگر از این کارها نکنند.» این همه اما مقدمهای بود برای عید نوروز و نوروز خودش بهانهای بود برای آنکه اهالی محله بیشتر از گذشته به یکدیگر نزدیک شوند. اینها شاید الان شعار و کلیشه به نظر میرسد اما آن روزها کاملا واقعیت داشت. ببینید کاسبی چطور از همه مهربانی حرف میزند: « ما در میدان چمن زندگی میکردیم. آن موقع، این میدان 6 تا کوچه بود و نهایتش صد باب خانه. دروغ نباشد، ما به 80 تا از این خانهها برای عیددیدنی میرفتیم. آنها هم جواب میدادند و برای عیددیدنی به خانه ما میآمدند. چشمم را که میبندم، تکتک این خانهها را به یاد میآورم، با آدمهایی که در آنها زندگی میکردند و روزهای عید که به آنجا سر میزدیم و دور یک سفره مینشستیم. انگار همه با یکدیگر فامیل بودیم. حتی از فامیل هم به یکدیگر نزدیکتر بودیم. اصلا پیش از آنکه برای دید و بازدید به خانه فامیل سر بزنیم، سراغ همسایهها و هممحلهایها میرفتیم و عید را قبل از همه به آنها تبریک میگفتیم. گاهی پیش میآمد که خانوادههای فامیل برای عیددیدنی میآمدند و میدیدند که ما در خانه نیستیم. ما کجا بودیم... خب، در خانه یکی از همسایهها. وقتی برمیگشتیم، میدیدیم یکی دیگر از همسایهها فامیل ما را دعوت کرده به خانهاش و ناهارش را داده و از او پذیرایی کرده است تا ما برگردیم.»
اکبر فلاح
قهرمان کشتی جهان باشی، اما محلهای را که در آن قد کشیدی و بزرگ شدی، فراموش نکنی.... شاید بتوان همه زندگی «اکبر فلاح» را در همین 2 جمله خلاصه کرد. او گرچه سالهاست که دیگر در خزانه شهید بخارایی زندگی نمیکند، اما هنوز هم خودش را متعلق به این محله میداند: غمهایش را برای خودش نگه میدارد و شادیهایش را با هممحلهایهایش قسمت میکند. نه فقط در حرف که فلاح در عمل هم این موضوع را به اثبات رسانده است. هر روز از شهرک اکباتان راه میافتد و به اینجا میآید تا فوت و فن کشتی را به نوجوانان و جوانان منطقه بیاموزد. او وقتی میخواهد از نوروزهای دوران کودکی و نوجوانی خود برایمان حرف بزند، صداقتی به خرج میدهد که گرچه گاه به تلخی میزند، اما سخت انسانی و پاک و معصومانه است: « ما در جنوب شهر زندگی میکردیم، اوائل در حوالی دروازه غار و بعد در محله خزانه. خودتان بهتر میدانید که اهالی این محلهها چه زندگیهای سخت و ودشواری داشتند. آن موقع شاید سالی یکبار بیشتر این فرصت بوجود نمیآمد که لباس بخریم. ما که بچه بودیم، همه امیدمان به عید بود. همهاش پیش خودمان میگفتیم که کی سال نو از راه میرسد تا برویم خرید. شور و حال عجیبی داشتیم آن روزها. اسفند که از راه میرسید، دل توی دلمان نبود. به هر حال، میخواستیم برویم کفش نو و لباس نو بخریم و این اصلا چیز کمی نبود برای ما. عید، مهمترین اتفاقی بود که در زندگی ما میافتاد. بهانهای بود تا توی وضع ظاهری و زندگیمان تغییری بدهیم و تازه بشویم. این بود که عید را خیلی دوست داشتیم. البته خیلیها بودند که وسع مالیشان اجازه نمیداد که در این شادی سهیم باشند. میدانم که خیلی حرفهای تلخی میزنم. اما خب، واقعیت داشت: من دوستانی داشتم که شب عید هم همان لباسهای قدیمیشان را میپوشیدند. شاید همین الان هم کسانی باشند که نمیتوانند شب عید، خرید کنند.» حکایت آن روزها اما همهاش تلخ و گزنده نبود. وقتی به رویاها و شیطنتهای دوران کودکی میآمیخت، رنگ دیگری به خود میگرفت. برای فلاح و دوستان همسن و سالش، شبهای چهارشنبهسوری شیرینی دیگری داشت: « ما بچههای شلوغی بودیم. 2-3 روز مانده به چهارشنبهسوری وقت میگذاشتیم و میرفتیم دنبال بوته جمع کردن. چهارشنبهسوری که میشد، بوتهها را آتش میزدیم و حالا از روی آن نپر، کی بپر. اما هیچ موقع اتفاق بد و ناگواری برای کسی نمیافتاد. اصلا مثل حالا نبود. خیلی که میخواستیم شیطنت کنیم،ذغال را میریختیم لای زر ورقهای آلومینیومی و توی هوا میچرخاندیم و وقتی روشن میشد و شکلهای قشنگی درست میکرد، کیف میکردیم.» و بعد سال تحویل و تعطیلات نوروزی و شادمانیهایی که انگار تمامی نداشت: « بعد از سال تحویل، فقط به 2 چیز فکر میکردیم: یکی اینکه از بزرگترها عیدی بگیریم و دیگر آنکه وقتی به خانه این و آن میرفتیم برای عیددیدنی، تا میتوانیم میوه و آجیل بخوریم. گاهی هم مشتی آجیل میریختیم توی جیبمان تا حسابی بهمان خوش گذشته باشد.» خب، چه کسی حوصلهاش را داشت که وسط این همه بریز و بپاش بنشیند و مشقهای طاقتفرسای مدرسه را بنویسد. هر کسی بود، مطمئنا اسمش اکبر فلاح نبود. دستکم خودش اینطور میگوید: « از درس خواندن من نپرس. شاید بدآموزی داشته باشد. تنها کاری که توی تعطیلات نوروزی انجام نمیدادم، نوشتن مشقهایم بود. همهاش به بازیگوشی میگذشت.»
احمد اللهدادی
ستارههای منطقه ما فقط بازیگران سینما و ورزشکاران نیستند. این منطقه بیش از 3 هزار شهید دارد که تا ابد در آسمان آن میدرخشند. شهید «احمد اللهدادی» یکی از همان ستارههای ابدی است. او در سال 1341 به دنیا آمد. کودکی و نوجوانی خود را در محله یاخچیآباد گذراند و سرانجام از همین محله راهی جبهههای جنگ شد و به دیار عاشقان شتافت. او که یکبار در سال 60 در عملیات سوسنگرد شهید چمران را همراهی کرده بود، بار دیگر در اواخر همان سال راهی جبههها شد. 2 روز مانده بود به آغاز سال نو که کولهبار سفرش را بست و به رزمندگانی پیوست که در عملیات فتحالمبین شرکت کرده بودند. همه عزم خود را جزم کرده بودند که خرمشهر را آزاد کنند. احمد در همان نخستین شب عملیات در نوروز 61 به شهادت رسید و مراسم تشییع پیکرش در 13 فروردین برگزار شد. سهم او از سال نو اما فقط شهادت نبود. اینگونه که برادر بزرگترش محمد میگوید، هر سال که نزدیک عید میشد، آستین همتش را بالا میزد و نوروز را به خانه خانوادههای بیبضاعت محله میبرد. سن و سالی نداشت، اما خوب میفهمید که بچههای یتیم هم «دل» دارند، که آنها هم دلشان عیدی میخواهد، لباس نو میخواهد و کفش تازه میخواهد. پس نمیتوانست چشمهایش ببندد و نبیند. دست میکرد توی جیبش و با همان سخاوت همیشگیاش سهم آنها را از بهار میداد تا سهم خودش، صفای دل باشد و خلوص نیت. این همه یتیمنوازی را انگار از عشق بیپایانش به علیابنموسیالرضا(ع) به ارث برده بود: پنجشنبه که میشد، بلیت میگرفت و راهی مشهد میشد. شب را در حرم آقا میگذراند و صبح به تهران برمیگشت تا شنبه در محل کارش در کارگاه تراشکاری حاضر باشد. اینها فقط برادرش محمد برایمان تعریف نمیکند. از همه بروبچههای مسجد صاحبالزمان(عج) یاخچیآباد که سراغش را بگیرید، به اخلاص و تقوای دوستی قدیمیشان شهادت میدهند؛ دوستی که گرچه سالهاست آنها را تنها گذاشته، اما تصویرش همچنان در یاد آنهاست. راستی... مگر میشود عید بیاید و شهید احمد اللهدادی را از یاد برد؟
محمد مسلمی
اصلا عجیب نیست که «محمد مسلمی» بخواهد از روزگار کودکی خود برای ما تعریف کند؛ چه آنکه او را همیشه در برنامههای کودک و نوجوان تلویزیون دیدهایم. حالا هم که ما توی ماشین زمان مینشاند و به گذشتهها میبرد، انگار دارد یکی دیگر از برنامههای تلویزیونی خود را اجرا میکند. محمد مسلمی همین است: مردی که همچنان در آستانه 40 سالگی میتواند احساسات کودکانه خود را بدون تعارف به زبان بیاورد. او خیلی هم از ما دور نیست. سالها در یاخچیآباد زندگی کرده و بارها بوی بهار در کوچههای این محله به مشامش رسیده است. هرگز فراموش نمیکند روزهای کودکی و نوجوانی کرا ه برای خرید سال نو به بازار دوم نازیآباد میرفت و وقتی که برمیگشت، خوشحالیاش دوچندان میشد؛ هم برای لباسهای نو و کفش تازهای که خریده بود و هم برای فیلمی که در بوستان 17 شهریور دیده بود: « آن روزها در بوستان 17 شهریور فیلم نمایش میدادند. وقتی از بازار دوم برمیگشتیم، معمولا میایستادیم و این فیلمها را تماشا میکردیم. کارهای لورل هاردی را همانجا دیدم. هیچ وقت یادم نمیرود آن صحنهها.» شاید از همانجا که به بازی و بازیگری علاقهمند شد. شبهای چهارشنبهسوری را هم نمیتواند از آلبوم خاطراتش کنار بگذارد: «آن موقع، بخش بزرگی از یاخچیآباد را زمینهای خاکی فراگرفته بود. میرفتیم از این زمین بوته میآوردیم و روی هم میریختیم و آتش میزدیم. قاشقزنی و فشفشهبازی هم میکردیم. مراسم قشنگی بود. مثل حالا نبود که فقط صدای انفجارهای عجیب و غریب به گوش میرسد.» بعد هم که سال، تحویل میشد و تعطیلات نوروزی از راه میرسید: « ما تابع پدر و مادر بودیم. اول به خانه بزرگان فامیل سر میزدیم و بعد، برای عیددیدنی به خانه همسایهها میرفتیم. آن موقع، ارتباطی خوبی میان همسایهها بود. متاسفانه یادم میآید روبهروی خانهمان خانم پیری زندگی میکرد که ما خاله صدایش میکردیم. هر سال به ما عیدی میداد. آن دو تومانیهای کاغذی را هرگز فراموش نمیکنم.» مسلمی و دوستان همیشگیاش یک ماه است شبانهروز کار میکننند تا برنامههای تلویزیونی ویژهای را برای عید نوروز روی آنتن ببرند. شاید این عیدی آنها باشد به همه بچههای ایرانزمین.
خزانه مجيد فراهاني
فقط یکی دو هفته دیگر...
ترافيك نسبتا سنگینی است. رانندهها که حوصلهشان سر رفته است، دستشان را از روی بوق برنمیدارند. هر کسی نداند، فكر میکند اینجا تصادفي اتفاق افتاده است. اما نه، خوشبختانه از این خبرها نيست. تنها اجرای عملیات حفاری فاضلاب باعث شده تا شاهد چنین ترافیک سنگینی باشیم. «محسن محمدی» يكي از كارگرهایی است که در این طرح عمرانی حضور دارد. او مي گويد: « ما از مالکان خانهها اجازه میگیریم و پس از آن، سیستم فاضلاب خانگيشان را به وسيله حفاري به شبکه فاضلاب شهري وصل مي كنيم.» ناگفته پیداست که اين حفاريها تا یکی دو هفته دیگر به پايان ميرسند و دوباره وضع خيابان فراهانی به حالت عادي بر ميگردد و ترافيك آن هم دوباره مثل سابق روان خواهد شد. تا آن زمان بهتر است اهالي این خیابان دندان روی جگر بگذارند و صبر و حوصله به خرج دهند. آنها باید مطمئن باشند روزهای بهتری برای محلهشان در پیش است.
ترمينال جنوب
خرید ممنوع!
حتما نام خيابان ناصرخسرو را شنیدهاید و گذرتان چندباری به آن حوالی افتاده است. این خیابان، پاتوق فروشندههای غیرقانونی داروست. مثل اینکه تازگیها سروکله این فروشندهها در منطقه ما هم پیدا شده است. «عليآقا» دستفروشي است كه در حوالی ترمینال جنوب بساط کرده، اا بساطش با ديگر دستفروشها فرق دارد. او در كيف كوچكش انواع و اقسام داروها را دارد: از استامينوفن گرفته تا داروي درمان ايدز!!! هر چه اصرار كرديم كه از او و بساط داروهايش عكس بگيريم فایدهای نداشت: از ما اصرار و از او انكار. قرصهایش رنگ و رو رفته بودند و به خوبی نشان میدادند که مدتها از تاریخ مصرفشان گذشته است. تقريبا همه ميدانند به داروهایی که چنین افرادی میفروشند، چندان اعتمادی نیست. البته هستند کسانی که هشدارهای پزشکی را نادیده میگیرند و داروی خود را جای داروخانه از دستفروشها میخرند. علیآقا هم این موضوع را تایید میکند و میگوید که مشتريهاي خاص خودش را دارد.
ترمينال جنوب
کجایی جوانی که یادت بخیر
ترمينال جنوب برای خودش جزیرهای است در وسط منطقه ما، با آدمهایی که هر یک داستانهاي جالبي براي گفتن دارند. آقاسيد هم يكي از همين آدمهاست. خودش که میگوید، اسم خاصي ندارد و همه او را با نام سيد ميشناسند. بعد، حکایت پرفراز و نشیب زندگی خود را برایمان تعریف میکند: «يك روز در همين ترمينال جنوب براي خودم يك اتوبوس بنز داشتم. توی خط تهران ـ اصفهان كار ميكردم. اما يك بیاحتیاطی و يك تصادف غيرمنتظره باعث شد كه تمام زندگيام از دست برود. بعد ازآن مدتي شاگرد شوفر و پاركاب راننده اتوبوسهاي ديگر بودم اما الان ديگر سني از من گذشته و توان اين جور كارها را ندارم. تنها كاري كه از من بر ميآيد، همين اسفند دود كردن است. چه کنم... راضي ام به رضاي خدا.» آقاسید آنقدر خوش زبان است كه مجالي به ما نميدهد برای پرسیدن و جواب گرفتن . همينطور كه حرف ميزند، اسفند دود ميكند و صلوات ميفرستد به محمد(ص) و آل محمد(ص).
فلكه دوم خزانه
دزدگیرها برای که به صدا درمیآیند؟
در يك روز سرد زمستانی كنار بخاري گرم منزلتان دراز کشیدهاید و در حال استراحتید. خب، حتما به سکوت و آرامش نیاز دارید تا بتوانید چند دقیقهای چشم روی هم بگذارید و با خیال راحت استراحت کنید. درست در همان لحظهای كه خواب پلكهاي شما را سنگين میکند، صداي نابهناجار و گوشخراش دزدگیر اتوموبیل همسایه بلند میشود و همه چی را به هم میریزد. شما سعي ميكنيد به روی خودتان نیاورید و اهمیتی به این مزاحم همیشگی نمیدهید و حدس میزنید که چند ثانیه دیگر دوباره آرامش به محیط زندگی شما برمیگردد. اما قضیه خیلی جدیتر از این حرفهاست: صدا آنقدر قوي و آزاردهنده است كه نميشود آنرا نشنيده گرفت . هر چه صبر ميكنيد كه صاحب خودرو دزدگير آن را از کار بیندازد، خبري نميشود. فکر میکنید لابد سرقتی چیزی اتفاق افتاده باشد. از پنجره نگاه میکنید و میبینید شهر در امن و امان است و تنها چند بچه گربه دارند توی کوچهتان از در و دیوار بالا میروند. بالاخره آقای همسایه رضایت میدهند و دزدگیر خودرویشان را از کار میاندازند. شما هم به کنار بخاری برمی گردید و سرتان را روی بالش میگذارید و این بار امیدوارید که استراحت کنید. چند دقیقهای طول نمیکشد که بار دیگر، بچهگربهها شیطنت میکنند و روی یکی از خودروها میپرند و صدای دزدگیرشان را درمیآورند.
باقر اكبری يكي از اهالی فلكه دوم خزانه در این باره ميگويد:« هر روز باید خانه به خانه دنبال صاحب ماشيني بگرديم كه دزدگيرش به صدا در آمده است. اين وضعيت ديگر قابل تحمل نيست.» فائزه رضايي مي گويد: « شوهر من شب كار است و وقتي به خانه ميآيد، ساعت نزديك به ۸ صبح است. به شدت خسته است و نياز به استراحت دارد. اما همين كه سر را روي بالش ميگذارد. صداهی دزدگیرها او را از خواب ميپرانند. تمامي هم ندارد. وقتي يكي تمام ميشود، آن یکی شروع ميكند به سر وصدا.» شاید به همین دلیل اهالي تصميم گرفتهاند براي بازگشت آرامش به محلهشان از يك تابلوي هشدار دهنده مبني بر خاموش كردن دزدگيرها استفاده كنند آنها اميدوارند كه شايد با اين روش مشكلاشان حل شود. به گفته خودشان از وقتي اين تابلو نصب شده، مشكلشان كمتر شده است.
رفته بودیم تا حال جانباز قطع نخاع و شیمیایی «محمد رشیدی» را بپرسیم اما او بیشتر از رفقای شهیدش برایمان گفت
دوستان من کجا هستند
یاخچیآباد را دوست دارد؛ چرا كه او را یاد دوستانش میاندازد که روزگاری کنار یکدیگر در مسجد قمر بنی هاشم(ع) این محله قامت میبستند ونماز عشق را به جا میآوردند . آنها در نهایت راه جبهه را در پیش گرفتند و به خیل شهادت نائل آمدند. آنها رفتند و بهترین خاطرهها را برای او به یادگار گذاشتند. مگر میشود خاطره شهیدانی همچون محمدرضا كریمی و محسن قاسمی را كه در همین حوالی قد کشیدند و بالیدند، از یاد برد؟ هرچه درد پا و خسخس گلو امانش را بریده باشد، او دست بردار نیست. همین است كه یك محله به نام و وجودش افتخار میكند: « رزمنده جانباز، محمد رشیدی»
نام : محمد رشیدی
تولد: 1346- آذربایجان غربی
اعزام: 61- پایگاه ابوذر
مجروحیت:62-فكه- عملیات والفجر1
یك سال بعد از پیروزی انقلاب بود كه خانواده رشیدی به تهران آمدند و ساكن محله یاخچیآباد شدند. حاج ولیالله ، در بازار فرشفروشها كار میكرد و از این راه چرخ زندگی را میچرخاند . پسرش محمد هم صبحها در مدرسه شریعتی درس میخواند و بعد از ظهرها پیش او می رفت تا كمك دستش باشد. محمد، چند سال بعد در یک كارگاه لوستر سازیی در میدان راهآهن مشغول كار شد تا از این راه هزینه تحصیلش را تامین كند. این قصه از زبان خودش شنیدن دارد: «بیشتر خاطراتی كه از محله یاخچیآباد به یاد دارم ، برمیگردد به دوستانی كه در مسجد قمربنیهاشم(ع) با آنها آشنا شدم. شهید محمدرضا كریمی یكی از همانها بود. یك بار از طرف مسجد ما را به اردوی یك هفتهای دماوند بردند. من و محمد رضا با هم سنگر درست كرده بودیم. در همین یك هفته فهمیدم كه چه دل بزرگی دارد این پسر! »
جنگ که شروع شد، محمد و محمدرضا دیگر نمیتوانستند توی تهران بمانند و تاب بیاورند. میخواستند به جبهه بروند اما خانوادههایشان اجازه نمی دادند.2 سال گذشت تا سرانجام موفق شدند رضایت خانواده خود را بگیرند و عازم شوند: « یك بار برای شركت در نماز جمعه، به دانشگاه تهران رفتم. آنجا آیتالله موسوی اردبیلی امام جمعه موقت تهران گفت كه امام (ره ) از همه مردم خواسته با حضورشان در جبهه سنگرها را خالی نگذارند. همین شد كه تصمیم گرفتم به جبهه بروم. آن موقع در كلاس سوم راهنمایی درس میخواندم. من و محمدرضا ، در بیابانهای یاخچیآباد دورههای آموزش مقدماتی بسیج را گذراندیم . سرانجام هم با گرفتن رضایت پدر ومادرمان به جبهه اعزام شدیم.»
بازی با زندگی
آنها در پادگان دوكوهه با هم بودند اما در هنگام اعزام به خط مقدم جبهه، از هم جدا شدند. محمد در جبهه تكتیرانداز بود و در كارش نیاز به تمركز و نشانه روی دقیق داشت. گاهی هم مرخصی میگرفت و به خانه میرفت. در عمیات والفجر مقدماتی محمد رضا به شهادت رسید و دوستش را برای همیشه تنها گذاشت: « پیكرش را اشتباهی به آدرس خانه ما برده بودند. ابتدا خانواده ام خیال میكردند كه من به شهادت رسیدهام. بعد میفهمند که این پیکر محمد رضا كریمی است. زمانی كه خبرشهادتش را شنیدم، بی اختیار اشك از چشمانم جاری شد. ما با هم شدیم و با هم به جبهه اعزام شدیم اما او لیافت شهادت را داشت و من...»
×××
سال 62 عملیات والفجر یک در منطقه فكه انجام شد. عملیات موفقیتآمیزی كه هلاکت تعداد زیادی از عراقیها را در پی داشت. محمد در كانالی كه پراز اجساد عراقی بود، به حالت خمیده در حال گذر بود. پیراهن و شلوارش پاره شده بودند. او به سنگر تداركات دشمن رسید. لباسهای آنها را به تن كرد. در اطراف سنگر با یك رزمنده ایرانی زخمی مواجه شد. میخواست به او كمك كند كه با اصابت خمپاره دشمن، چشمانش تیره و تاریك شد:« دشمن با شلیك خمپاره بیصدا غافلگیرمان كرد. موقع اصابت خمپاره به گوشهای پرتاب شدم. میدانستم كه جانباز می شوم و لیاقت شهادت را ندارم. من قادر به بلند شدن نبودم.ی كی از دوستانم مرا روی شانهاش گرفت و از كانال عبورم داد و مرابه آمبولانس رساند.»
محمد را به بیمارستان صحرایی منتقل كردند.همانجا بود كه فهمید از ناحیه كمر و پا قطع نخاع شده است. او را به یزد و از آنجا به تهران منقتل كردند. او به مدت 6 ماه در بیمارستان امیرالمومنین(ع) تهران بود. طی این مدت از ناحیه كمر به پایین هیچ حسی نداشت. چند سال بعد هم با بروزسرفه های مكرر به پزشك مراجعه كرد و فهمید كه ریه هایش شیمیایی شده اند.
ازدواج معنوی
مدتها از پایان جنگ میگذشت كه محمد از طریق یكی از آشنایان با همسر آیندهاش آشنا شد. همسرش در حوزه درس طلبگی میخواند و اعتقادات دینی و مذهبی زیادی داشت. محمد تصمیم گرفت به خواستگاریاش برود. این بخش از حكایت از زبان خانم رشیدی خواندنی است:« زندگی با یك جانباز بار معنوی خاصی دارد. من هم دوست داشتم سهمی از این معنویت داشته باشم .به همین دلیل قبول كردم كه با او ازدواج كنم . اوایل خانوادهام مخالف این كار بودند اما بعد موافقت كردند.» آنها در سال 73با هم ازدواج كردند و در حال حاضر صاحب یک پسرو 2 دختر به نامهای محمد حسین، زهرا و مطهره هستند. حرفهایی که خانم رشیدی به زبان میآورد، میتواند پایان خوبی برای حکایت دلدادگی باشد:« همیشه معتقدم كه جانبازان با تحمل سختیهای فراوان در زندگیشان ذره ذره شهید میشوند. باید جامعه قدردان آنها باشد و نگذارد كه در پیچ و خم زندگی به فراموشی سپرده شوند.»
فرزندان جانباز:
برای سلا متی اش دعا می كنیم
زهرا در كلاس اول راهنمایی درس میخواند و سعی میكند هرسال با معدل بالا قبول شود تا پدر و مادرش از او راضی باشند:« یك باز ازطرف مدرسه از پدرم دعوت كردند تا به مناسبت روز جانباز پشت میكروفن سخنرانی كند. اولش دوست نداشتم كه پدرم دعوت آنها را قبول كند. چون از همكلاسیهایم خجالت میكشیدم. آن شب تا صبح بیدار بودم. فردایش وقتی پدرم پشت میكروفن صحبت كرد، همه دوستانم گرد من جمع شدند و به خاطر داشتن چنین پدری به من تبریك گفتند.» خواهر كوچكش مطهره هم به این ماجرا اشاره میكند و میگوید:« من و خواهرم دریك مدرسه درس می خواندیم. آن روز، وقتی سركلاس رفتم همكلاسیهایم مدام به من می گفتند : «خوش به حالت. چه پدر خوبی داری.» زهرا و مطهره خوب درس می خوانند تا اینگونه از زحمات پدر ومادرشان قدردانی كنند. زهرا میگوید:« زمانی كه پدرم احساس درد می كند، ناراحت میشوم و از خدا میخواهم كه حالش خوب شود. او بهترین پدر دنیاست و پیش خدا عزیزاست. ما همیشه برای سلامتیاش دعا می كنیم.»
مادر جانباز:
خدا را شاکرم
مادر جانباز محمد رشیدی وقتی قرار است از فرزندش برایمان بگوید، ابتدا به روزی اشاره میكند كه محمد تصمیم به رفتن گرفت: «وقتی گفت كه به جبهه میرود، من و مرحوم پدرش مخالفت كردیم اما گوشش بدهكار این حرفها نبود. سرانجام آنقدر اصرار كرد تا موافقت كردیم.» وی میافزاید:« وقتی فهمیدم كه محمد زخمی شده، به بیمارستان رفتم. پزشكان از او قطع امید كرده بودند و میگفتند كه او را به آسایشگاه جانبازان منتقل میكنند. چون قطع نخاع شده بود.همان موقع جلویشان را گرفتم و گفتم كه راضی به این كار نیستم. گفتم خودم رضایتنامهاش را امضا كردم و خودم تا آخرعمر از او پرستاری میكنم.» وی از بهبودی تدریجی فرزندش هم میگوید؛ اینكه به مروز زمان كمی از سلامتی اش را بدست آورد:« هر شب بیدار میماندم و پاهایش را ماساژ می دادم.دكتر گفته بود كه ورزش برای پاهایش لازم است و با این كار میخواستم خون در پاهایش به گردش بیفتد.بعد از مدتی 80درصد سلامتی پای سمت راستش را بدست آورد. هرچند پای چپش هنوز بی حس است اما باز خدا را شاكرم.»
محله
خیابان « شهید غلامرضا همدانی» نیز مثل دیگر خیابانهای منطقهمان برای خودش گذشتهای دارد و تاریخچهای. این خیابان قدیمی محله علیآباد شمالی را در آن سالهای خیلی دور به نام « مجدالدوله» میشناختند. البته حالا موسفیدهای محله آن نام قدیمی را به خاطر میآورند؛ همانها که هر روز در حاشیه این خیابان قدم میزنند و به دیروزها و پریروزها سفر میکنند؛ روزگاری که جای همین 8 مدرسه که حالا نیمی از شرق خیابان را به خود اختصاص دادهاند، چشمانداز وسیعی به نام «باغهای ملکان» قرار داشت. همچنین به این باغها و دارودرختها باید پاسگاه انتظامی محله ، قالیشویی علی سیاه و چند تا کورهپزخانه و یک گود قدیمی را نیز اضافه کرد که در نقاط مختلف خیابان مجدالدوله به چشم میآمد. بعدها باغهای ملکان جای خود را به 8 مدرسه دادند و کورهپزخانهها و گود و قالیشویی به خانههای مسکونی و ایستگاه مترو خزانه تبدیل شدند. اینک سالهای زیادی از آن روزگار گذشته و خیابان مجدالدوله سابق به نام شهید غلامرضا همدانی مزین شده است. این خیابان از ابتدای بلوار دستواره آغاز میشود و در ایستگاه مترو خزانه به پایان میرسد. در یک نگاه کلی میتوان این محدوده را باید جزو بافتهای فرسوده منطقه به حساب آورد و از این نظر، نیاز مبرمی به نوسازی و زیباسازی در آن احساس میشود.
مدتی پیش، اجرای طرح کانیوبندی در خیابان « شهید غلامرضا همدانی» آغاز شد و البته همچنان ادامه دارد. این اتفاق خوشایند با استقبال اهالی محله روبرو شده است. « فتح ا.. رحیمی» در این باره میگوید: « جویها کوچکتر شدهاند و پیادهروها سروشکل بهتری پیدا کردهاند. ضمن اینکه دیگر خبری از موشها نیست.» او که نزدیک به 33 سال است در این محدوده زندگی میکند، ادامه میدهد: «بهتر است با سرعت بیشتری این پروژه را اجرا کنند و به پایان ببرسانند. چون همین که باران میآید، خیابان وضع ناگواری پیدا میکند و این موضوع با توجه به مدارسی که در این محدوده قرار دارد، چندان جالب نیست.»
« کریم محمدی» نیز هممحلهای دیگری است که اجرای طرح کانیوبندی را مثبت ارزیابی میکند: « نسبت به گذشته که خیلی بهتر شده است... قبلا داخل جویها زباله ریخته میشد که با این حساب دیگر شاهد آن معضلات نخواهیم بود و بهداشت محله بیشتر رعایت میشود.»
او در عین حال اضافه میکند: « فقط نمیدانم چرا این پروژه را نیمهکاره رها کردهاند، در حالی که ما داریم به سال جدید نزدیک میشویم و چنین طرحی میبایست هر چه زودتر تکمیل شود و به پایان برسد.»
حرفهای این هممحلهای را « ذبیحالله قلیزاده» به گونهای دیگر تکرار میکند. این ساکن 45 ساله علیآباد شمالی ابتدا از شهرداری منطقه برای اجرای طرح کانیو جویها قدردانی میکند اما همچون رحیمی و محمدی میگوید: « این طرح نیمهکاره رها شده و در بخش شمالی خیابان اصلا اجرا نشده است. او دلیل اصلی این تاخیر را عدم نصب انشعابات خانگی فاضلاب میداند و در این باره معتقد است: «مبالغی که اداره فاضلاب برای نصب انشعاب از اهالی درخواست کرده بسیار بالاست و برخی قدرت پرداخت هزینه را ندارند.»
میان تیتر: طرح 23 ساله
بخشی از خیابان همدانی سالهاست که داخل طرح تعریض قرار دارد و همین موضوع، مشکلاتی را برای اهالی بوجود آورده است. « علی محمودی» یکی از همانهاست که طعم ایم مشکلات را به خوبی چشیده است: « سالها پیش خانهای را که در آن زندگی میکنم، خریدم. از آن موقع میگویند که این محدوده داخل طرح است و اجازه ساختوساز و تعمیر را به ما نمیدهند. باور کنید اگر یک زمینلرزه خفیف اتفاق بیفتد، سقف خانه روی سرمان خراب میشود.»
حرفهای این هممحلهای را محمدی ادامه میدهد: «مدرسه حضرت معصومه (س) داخل طرح تعریض خیابان قرار دارد. مثل اینکه با تخریب این مدرسه، خیابان 2 طرفه میشود. نمیدانیم چرا چنین اتفاقی نمیافتد و این قضیه فیصله پیدا نمیکند.»
قلیزاده نیز در این باره معتقد است: « ایستگاه مترو خزانه در خیابان همدانی واقع شده است. با این حساب، این خیابان نباید شبیه یک بنبست باشد. باید هر چه سریعتر طرح تعریض و 2 طرفه شدن خیایان همدانی اجرا و به این ترتیب، مشکلات موجود برطرف شود.»
گذر موشها
مثل اینکه موش های عظیمالجثه خیابان همدانی دیگر به زندگی در جویهای آب رضایت نمیدهند و تازگیها باغچههای گوشه و کنار پیادهرو را هم مورد هدف قرار دادهاند. اینگونه که یکی از هممحلهایها میگوید، دیگر باید رد این جانوران موذی را نه در جویها که در میان دار و درختها جستوجو کرد. «محمد اکبری» از شهرداری ناحیه میخواهد که به سر و وضع این محدوده سامانی بدهد و پای این موشها را از باغچهها کوتاه کند. این ساکن قدیمی خیابان که 3 دهه از عمر خود را در این محدوده سپری کرده است، همچنین پیشنهاد میکند که باغچههای مترو به فضای سبز تبدیل شود.
«مینا جلالی» ساکن 21 ساله خزانه هم که هر روز برای رفتن به دانشگاه به خیابان همدانی میآید و از ایستگاه مترو استفاده میکند، در این باره میگوید: « به زیبا سازی این محدوده ها که رفت و آمد شهروندان در آن بسیار زیاد است باید توجه بیشتری شود. »
شهردار ناحیه 3 درباره اجرای طرح کانیوبندی جویها در خیابان شهید همدانی میگوید: « این طرح را از تقاطع خیابان سمندر آغاز کردهایم و در ضلع شرقی کاملا به پایان رساندهایم و ضلع غربی را هم تا مقابل مدارس پیش بردهایم . در حال حاضر هم این عملیات همچنان ادامه دارد.»
« هومن نصیری» در پاسخ به این سوال که چرا جویهای فرسوده شمال خیابان به کانیو تبدیل نشدهاند، اجرای این طرح را منوط به نصب انشعابات خانگی فاضلاب میداند و ادامه میدهد: « شرکت فاضلاب در حال حاضر در ناحیه 3 دارد کار میکند و به مرور به نصب انشعابات در این محدوده نیز میرسد. تاکنون کوچههای محتشم کاشانی ، مصطفی رحیمی و خسروی در شمال خیابان کانیو شده و به محض نصب انشعاب خیابان اصلی و جمعآوری جویها روکش جدید آسفالت را نیز در این محدوده انجام خواهد شد.»
این مقام مسئول امیدوار است تا این اتفاق سال آینده به طور کامل در خیابان همدانی بیفتد. او همچنین درباره طرح تعریض خیابان همدانی میگوید: « باید منتظر ابلاغ طرح تفصیلی بود که تکلیف نهایی طرح اغلب محدودهها را روشن خواهد کرد. قرار است این طرح تا پایان سال به نواحی ابلاغ شود. به محض ابلاغ طرح در این باره گفت وگو و اطلاعرسانی خواهیم کرد.»
شهردار ناحیه 3 درباره توجه بیشتر به زیبا سازی خیابان همدانی به دلیل وجود ایستگاه مترو در آن به نصب پایه چراغهایی اشاره میکند که چند ماه با همکاری اداره برق انجام شد. نصیری میافزاید: « از دیگر برنامههای زیباسازی که برای این محدوده در نظر گرفتهایم، تبدیل قطعات جنگلکاری محدوده ورزشگاه سهند به 2 قطعه پارک محلهای است که شخصا قول احداث آن در سال آینده را به اهالی میدهم.»
فرهنگی
نمایش، موسیقی و هنرهای تجسمی... شما به هر یک از این حوزهها که علاقه داشته باشید، میتوانید به فرهنگسرای بهمن مراجعه و آن را به صورت حرفهای دنبال کنید. تا چند وقت پیش، این حوزهها تحت مدیریت فرهنگی و هنری فرهنگسرا اداره میشد. اما حالا 4-5 ماهی میشود که واحد نمایش مستقل شده و به عنوان مرکز تئاتر تهران به فعالیت خود ادامه میدهد. همشهری محله پیشتر در قالب پروندهای به این موضوع پرداخته بود. شاید اینک وقت آن رسیده که سراغ مدیر فرهنگی و هنری فرهنگسرای بهمن برود و در پایان سال 87 از فعالیتهای واحدهای موسیقی و تجسمی بپرسد. با ما همراه شوید.
****
میان تیتر: چرا؟؟!
حتما به یاد دارید که سال گذشته، بروبچههای واحد موسیقی فرهنگسرای بهمن در جشنواره فجر خوش درخشیدند. آنها در قالب 4 گروه در این جشنواره شرکت کردند و توانستند مقام نخست را به دست آورند. در جشنواره فجر امسال اما از آن درخشش سال گذشته خبری نبود. ضمن اینکه تنها گروه کر فرهنگسرای بهمن در این جشنواره حضور یافت. مدیر فرهنگی و هنری فرهنگسرای بهمن این افت ناگهانی را تایید میکند و آن را به مشکلات ناشی از تامین بودجه نسبت میدهد؛ مشکلاتی که حفظ انسجام گروههای موسیقی فرهنگسرا را برای آمادگی و شرکت در جشنواره با مشکل روبرو میکرد: «به ناگزیر و با توجه به بودجه موجود توانستیم یک گروه را برای جشنواره آماده کنیم. به هر حال حفظ و ماندگاری هر یک از این گروهها به صرف بودجه و هزینه بستگی دارد. »
«محسن یونسی» میگوید: « صلاح بر این بود که امکانات موجود را صرف یک گروه کنیم تا نتیجه بهتری عایدمان شود. بد نیست در این باره مثالی بزنم... همیشه خانوادهای که دارای چندین فرزند است، نمیتواند امکانات مناسبی را برای همه آنها مهیا کند، اما اگر همین خانواده فرزند کمتری داشته باشد، بهتر پاسخگوی نیازهایشان خواهد بود.»
به این ترتیب، از تعداد گروههای موسیقی فرهنگسرای بهمن کاسته و بیشتر روی یکی دو گروه تمرکز شد. اما این تنها اتفاقی نبود که امسال، واحد موسیقی فرهنگسرا را تحت تاثیر قرار داد. علاوه بر اینها و برای نخستین بار در سالهای اخیر، قطب فرهنگی منطقه ما فرصت میزبانی جشنواره موسیقی فجر را از دست داد. این در حالی بود که سال گذشته، سالنهای اجرای موسیقی در فرهنگسرا به سیستم مدرن و پیشرفته صوتی مجهز شده بودند. مدیر فرهنگی و هنری فرهنگسرا در این باره نیز توضیحاتی دارد که خواندن آنها خالی از لطف نیست: « اتفاقا درباره میزبانی جشنواره، خود ما پیگیر بودیم ا و دلمان میخواست که مثل سالهای گذشته چنین اتفاقی بیفتد، اما تصمیم دبیر خانه جشنواره بر این بود که یکسری سالن ها برای اجرای گروهها کنار گذاشته شود. که بهمن هم یکی از آنها بود.» یونسی اضافه میکند: «ظاهرا آنها هم در این باره با کمبود بودجه برای هزینه ایاب و ذهاب روبرو بودند. حتی ما اعلام کردیم که این هزینه تأمین خواهیم کرد اما از این پیشنهاد استقبال نشد.»
میان تیتر: مدرسه هنرهای تجسمی
در گفتوگویی که اسفند 86 با مدیر فرهنگی و هنری فرهنگسرای بهمن داشتیم، وی از برگزاری کلاسهای تئوری و گاه گاهی تخصصی در واحد تجسمی در سال 87 خبر داد؛ اتفاقی که تا امروز در سال 87 به وقوع نپیوست. با این همه، امسال نیز واحد تجسمی به فعالیتهای خود در بخش نمایشگاهی ادامه داد؛ نمایشگاههایی که به اعتقاد یونسی در طولانی مدت، تأثیر خود را بر مخاطبان خود بویژه اهالی منطقه میگذارد. او در ادامه از راهاندازی مدرسه هنرهای تجسمی در فرهنگسرای بهمن در سال آینده خبر میدهد. این مدیر فرهنگی و هنری اطمینان میدهد که این موضوع صد در صد مورد توافق مدیران فرهنگسرای بهمن قرار گرفته و قطعا در سال 88 اتفاق خواهد افتاد. با این حساب، در فرهنگسرای بهمن پس از راهاندازی مرکز تئاتر تهران، شاهد برپایی کلاسهای تخصصی در حوزه تجسمی نیز خواهیم بود.
×××
آیتم جدید- تیتر: هنرهای تجسمی وجوان
سرپرست واحد تجسمی فرهنگسرای بهمن در حالی دومین سال حضور خود در فرهنگسرای بهمن را پشت سر میگذارد که معتقد است طی این مدت شناخت بیشتری به نیازهای هنری ساکنان منطقه را پیدا کرده است: « مهم ترین چیزی که متوجه آن شدم، جمعیت قابل توجه جوانان در این منطقه است که این مسئله باعث شده تا بخش اعظم برنامههای را با توجه به نیازهای آنها طراحی و اجرا کنیم.»
« اکرم هادی» به بیانگیزگی که این روزها گریبانگیر بیشتر جوانان شده، اشاره میکند و ادامه میدهد: « با توجه به این موضوع سعی کردیم در راستای ایجاد انگیزه و اشتیاق برای فعالیت بیشتر و بهتر در جوانان در حیطه کاری خودمان گامهای موثری را برداریم، حتی اگر نتوانیم به موفقیت صددرصد تائل شویم. »
این کارشناس رشته نقاشی همچنین در ادامه از فعالیتهای واحد تجسمی در سالی که گذشت برایمان میگوید:« سعی ما بر این بود که همچون سالهای پیش، نمایشگاهها تکراری نباشد. این موضوع را همچون یک هدف در طول سال مئنظر قرار دادیم؛ به گونهای که از یک طرف جذابیت و تازگی را برای مخاطب و از طرفی دیگر، خوشسابقه بودن گالریهای بهمن را در ارائه کارهای نو و تازه همچنان حفظ کنیم.»
مسئول واحد تجسمی فرهنگسرای بهمن درباره شاخصترین نمایشگاههای برگزار شده در این فرهنگسرا میگوید:« در طول سال ورکشاپهای بسیاری با موضوعات متفاوت برگزار کردیم. همچنین جدیدترین آثار اعضای انجمن خوشنویسان را با همکاری این انجمن به نمایش گذاشتیم. علاوه بر آن، نمایشگاه عکس حمامهای قدیمی نیز از نمایشگاههای خوب ما بوده که مورد استقبال 2 نسل گذشته قرار گرفت و تماشای آن برای قشر جوان نیز جذابیت بسیاری داشت.»
نمایش آثار تجسمی جشنواره بین المللی هنری باران با همکاری وزارت علوم و تحقیقات و فناوری، برگزاری جشنواره هنرهای تجسمی شهر و شرکت در اکسپوی بزرگ تالار وحدت به عنوان تنها گالری شرکت کننده از سازمان فرهنگی هنری با عنوان نمایشگاه بزرگ آثار هنری تهران از نمایشگاه های شاخص است که در سال جاری در گالری های بهمن به نمایش گذاشته شد.
هادی با اشاره به افزایش تعداد مخاطبان نمایشگاهها و رضایت آنها در سال جاری همچنین از آخرین نمایشگاه سال 87 در اسفند ماه خبر میدهد: « از 10 تا 27 اسفند با همکاری وزارت نفت نمایشگاهی از آثار عکس و اسناد صد ساله شرکت نفت خواهیم داشت که همزمان در فرهنگسرای نیاوران و صبا نیز به نمایش گذاشته میشود.»
آیتم جدید – تیتر: برای اولین بار ....
مسئول واحد موسیقی فرهنگسرای بهمن با نگاهی به عملکرد این واحد در سال 87 از گستردگی فعالیتهای این واحد ابراز رضایت میکند: « به رغم کاهش تعداد گروههای موسیقی در این واحد، فعالیتهای ما نسبت به سال گذشته اصلا کاهش نیافت و طی این 12 ماه اخیر، برنامهها و جشنوارههای تخصصی بسیاری را با حضور اساتید به نام موسیقی کشورمان برگزار کردهایم.»
به گفته «مهدی غلامی» در جشنواره سراسری فجر در سال 87 تنها یک گروه از واحد موسیقی بهمن شرکت داشت که توانست در بخش غیر رقابتی به یک اجرا در فرهنگسرای نیاوران بپردازد. او در این باره میگوید: « در حال حاضر تعداد اعضای این گروه بیش از 40 نفر است که قصد داریم این تعداد را به 20 نفر کاهش دهیم تا با تمرینهای تخصصیتری در بخش رقابتی جشنواره موسیقی فجر سال بعد حضور پیدا کند. در حال حاضر تعداد اعضای گروههای کر شرکتکننده در این بخش در حدود 12-15 نفر است.»
این کارشناس موسیقی و نوازنده حرفهای تار و دف در ادامه از کیفیت کار در این واحد برایمان تعریف میکند: « در سال جاری برای اعضا 6 ماه کلاس تخصصی چون سلفژ برگزار کردیم که کیفیت و کمیت آن با سال پیش اصلا قابل مقایسه نیست.»
غلامی در ادامه همچنین از برگزاری سلسله نشستهای جستاری چند در موسیقی خبر میدهد که با حضور اساتید به نام موسیقی کشورمان برگزار شد؛ چهرههای نامآشنایی چون کیوان ساکت ، فرزاد دانش، حامد مهاجر، شهرام معیدی، امیر محیار تفرشی، پیمان سلطانی، دکتر فرید عمران و ....
و اما برگزاری دومین جشنواره تکنوازان که طی 2 سال اخیر شاهد برگزاری آن به همت این واحد در فرهنگسرای بهمن بوده ایم... مدیر واحد موسیقی در این باره میگوید:« سال پیش در این جشنواره نزدیک به 200 نفر شرکت کردند؛ در صورتیکه در سال جاری و دومین سال برگزاری آن حدود 600 نفر شرکتکننده داشتیم. بهترین اساتید موسیقی داوری این جشنواره را برعهده داشتند.»
گشتی در کلانتریها
130 نازیآباد : دستگیری 2 سارق مسلح و 14 معتاد تابلو از جمله فعالیتهایی بود که این کلانتری طی هفته گذشته به ثبت رساند. در این هفته زن و مرد جوانی با مراجعه به یکی از طلافروشیهای خیابان مدائن و تهدید فروشندهها با یک قبضه سلاح کمری به سمت آنها شلیک کردند و با مقادیر زیادی طلا پا به فرار گذاشتند، اما توسط مردم و دیگر کسبه محله به سرعت دستگیر و به واحد گشت کلانتری که در همان حوالی مشغول انجام عملیات بودند، تحویل داده شدند . در این حادثه 2 فروشنده طلافروشی از ناحیه کتف مجروح شدند . واحد تجسس این کلانتری نیز در یک عملیات ضربتی 14 معتاد تابلو را از خیابانها و بوستانهای محله دستگیر و راهی کلانتری کرد. همچنین واحد مشاوره و اجتماعی این کلانتری با برگزاری چندین جلسه برای کسبه محله راههای مبارزه با سرقت در روزهای پایانی سال و فصل شلوغی مغازهها را به آنان اموزش داد.
117جوادیه:دستگیری یک سارق و یک موتوردزد حرفهای از اقدامات این کلانتری طی هفته گذشته اعلام شده است. واحد گشت این کلانتری در حال انجام ماموریت متوجه فریادهای زن جوانی شد که مدعی بود لحظهای پیش با استفاده از کارت هوشمند خود از عابر بانک مقداری وجه نقد دریافت کرده اما موتورسوار جوانی پولهای او را از دستش قاپیده است. بعد از شنیدن اظهارات این زن ، ماموران واحد گشت به تعقیب راکب موتور پرداختند و در یک تعقیب و گریز پلیسی ،سارق را دستگیر و روانه کلانتری کردند. خداداد 25 ساله در بازجوییهای بعدی به 9 فقره سرقت مشابه از مشتریان عابر بانکهای محله اعتراف کرد. در اقدامی دیگر، واحد تجسس این کلانتری در یک عملیات ویژه 2 برادر موتوردزد را که در ماه گذشته 30 موتو سیکلت را از حوالی بازار تهران و کمرگ سرقت کرده بودند، به دام انداخت . همچنین واحد مشاوره و اجتماعی این کلانتری با برگزاری چند جلسه مشاوره 2 تن از کسبه محله را که طی اختلاف مالی قصد شکایت از یکدیگر را داشتند، آشتی داد.
160 خزانه :دستگیری سارق سابقهدار منازل و پاکسازی محله از وجود ارازل و اوباش از جمله اقدامات این کلانتری طی هفته گذشته اعلام شده است. واحد گشت این کلانتری در حال انجام ماموریت عصرگاهی متوجه شلوغی یکی از کوچههای حوالی فلکه دوم شد .هنگامی که ماموران برای بررسی به محل مورد نظر رسیدند، متوجه نزاع خونین میان 2 تن از اعضای یک خانواده شدند که در حیاط خانهشان در حال ضرب و شتم یکدیگر بودند. بعد از مداخله نیروی انتظامی یکی از طرفین دعوا که به شدت از ناحیه سر مجروح شده بود، به بیمارستان منتقل شد و فرد دیگر برای بررسیهای بیشتر به کلانتری انتقال داده شد. واحد تجسس این کلانتری نیز در یک عملیات ویژه سارق سابقهداری را که با شناسایی منازل خالی در شب از منازل دزدی میکرد، به دام انداخت . همچنین واحد مشاوره و اجتماعی این کلانتری به منظور افزایش آگاهی ساکنان محله و با هدف مصون ماندن منازل از خطر دزدی در ایام عید بروشورهایی را تهیه و در میان شهروندان توزیع کرد.
208 ترمینال
:دستگیری و انهدام یک باند کفزنی و فالگیری و یک سارق لوازم مسافران از جمله اقدامات این کلانتری طی هفته گذشته اعلام شده است. واحد تجسس این کلانتری با پیگیری شکایات مردمی مبنی بر وجود یک عده کفزن و فالگیر در محوطه ترمینال ،3نفر از اعضای این باند را که خود را از قوم فیوج معرفی کردند، در محوطه ترمینال دستگیر کرد. واحد گشت این کلانتری نیز در حال گشتزنی در محوطه ترمینال متوجه فریادهای یکی از مسافران شد که ساک و لوازم همراهش به سرقت رفته بود. ماموران بعد از شناسایی سارق به سرعت او را دستگیر کردند رضا 33 ساله به 9 فقره سرقت با سوءاستفاده از غفلت مسافران در محوطه سر پوشیده ترمینال اعتراف کرد .همچنین واحد مشاوره و اجتماعی این کلانتری با برگزاری نشستهایی برای رانندگان و کارمندان تعاونیها راههای مبارزه با سارقان در ایام عید و مسافرتهای نوروزی را به آنان آموزش داد.
محموله برزگ مواد منفرجه با پیگیری ماموران کلانتری 208 خزانه کشف و ضبط شد .
اتوبوس مرگبار
با تلاشهای پیگیرانه نیروهای انتظامی 2 جوان که قصد داشتند مواد محترقه مخصوص چهارشنبهسوری را وارد بازار تهران کنند، به دام افتادند و یک محموله که شامل 2000 بسته سیگارت بود، کشف و ضبط شد .
به گزارش خبرنگار همشهری محله، هفته گذشته ماموران پلیس با ردزنی چند قاچاقچی سابقهدار که در مرزهای غربی کشور به سوداگری میپرداختند، متوجه شدند که محموله جدید آنها با یک دستگاه اتوبوس روانه تهران شده است. با توجه به امکان انفجار محموله و به خطر افتادن جان 42 تن مسافر اتوبوس تلاشها برای یافتن اتوبوس مرگبار آغاز شد. بعد از اعلام مشخصات 2 جوان رابط که محموله را به تهران منتقل میکردند به همه واحدهای پلیس مستقر در ترمینالهای تهران، واحد تجسس کلانتری 208 ترمینال جنوب در یک عملیات ویژه و با بررسی همه اتوبوسهایی که از مرزهای غربی وارد محوطه ترمینال میشدند، سرانجام 2 جوان رابط به نام های محسن و حسن را دستگیر و محموله را که به طرز ماهرانهای در ساک و لباسشان جاسازی کرده بودند، کشف و ضبط کردند . 2 متهم ابتدا ادعا میکردند از محتویات داخل ساک کاملا بیخبرند و آنها را خانواده یکی از دوستانشان که ساکن تهران است، به آنها سپرده تا به دست دوستشان برسانند. اما وقتی متوجه شدند نیروهای پلیس همه قاچاقچیانی را که 2 جوان برای آنها کار میکردند، دستگیر کرده ناچار لب به اعتراف گشودند. آنها گفتند «با همدستی شاگرد راننده اتوبوس مدتی است به عنوان رابط برای چند تن از قاچاقچیان مرزهای غربی کار میکنیم و طی یک ماه گذشته 100 کیلو بار قاچاق شامل چای و بستههای شیر خشک تقلبی را وارد تهران کردهاند. این بار هم 2000 بسته سیگارت 20 تایی را با خود به تهران آورده بودیم که توسط ماموران دستگیر شدیم.» بعد از ثبت اظهارات متهمان هر 2 برای بررسیهای بیشتر و تعیین حکم قضایی به پایگاه هفتم پلیس فاتب منتقل شدند. همچنین شاگرد راننده نیز که همدستیاش در قاچاق برای ماموران مشخص شده بود، دستگیر و روانه کلانتری شد .
هشدارهای پلیسی
به رانندگان توصیه میشود در صورت مشکوک بودن رفتار مسافران، مراتب را سریعا" به واحد انتظامی مستقر در ترمینالهای سراسر کشور یا پلیس 110 اطلاع دهند.
با فرا رسیدن فصل بهار و ازدحام مردم در مراکز خرید به همه شهروندان توصیه میشود حتیالامکان از حمل وجه نقد به مقدار زیاد بپرهیزند و برای پرداخت مبلغ خرید از دستگاههای کارتخوان داخل مغازهها استفاده کنند.
بعد از دریافت وجه نقد از عابر بانکها در همان لحظه پول را داخل کیف خود قرار دهید و از قرار دادن کارت خود در اختیار دیگران جدا"خودداری کنید. همچنین رمز ورود خود را با در نظر گرفتن مسائل امنیتی وارد دستگاه کنید.
اخبار کوتاه حوادث
مسمومیت بر اثر تنفس گازهای مواد شوینده خانم خانهداری را در محله نازیآباد راهی بیمارستان کرد. این زن که قصد خانهتکانی داشت، بدون توجه به علائم و روش استفاده از مواد شوینده شیمیایی در حال استفاده از آنها بود که دچار مسمومیت شد.
2 پایه از تابلوهای علائم راهنمایی و رانندگی درجوادیه بر اثر برخورد نارنجک دستی تخریب شدند.
مردی که برای تمیز کردن پنجرههای منزل مسکونیاش واقع در خزانه روی لبه پنجره نشسته بود، از ارتفاع 5 متری سقوط کرد و هر 2 پایش شکست.
بازی با مواد منفجره توسط چند تن از دانشآموزان یکی از مدارس پسرانه درنازیآباد باعث تخریب شیشههای مدرسه شد
تصادف یک پراید با زنی که به همراه فرزندش قصد عبور از عرض بزرگراه بعثت را داشت، هر 2 را راهی بیمارستان کرد.
گزارش ویژه
ترمینال جنوب، فقط یک ترمینال مسافربری ساده نیست. کافی است ذرهبین بگیری به دست و کمی در حوالی آن بچرخی. آنقدر اتفاق ریز و درشت در آنجا میافتد که زمان کم میآوری برای دیدن و پرسیدن و جواب گرفتن و نوشتن. هر بار باید به یکی از این دیدنیها بسنده کنی. البته همهاش هم دیدنی نیست. مزه بعضیهایش را هم باید چشید؛ مثل فلافلهایی که هر روز مسافران و دهان عابران پیاده را آب میاندازد.
بله، اینجا خیابان شهید مرسلی است در همسایگی ترمینال جنوب. مسافربرهای شخصی در حاشیه آن میایستند و صدا میزنند: قم، 2 نفر! دستفروشها هم پیادهرویش را در قرق خود درآوردهاند و چند دقیقه یک بار به یادمان میآورند: 3 تا صد تومن!
و این همه ماجرای خیابان شهید مرسلی نیست. چند سالی میشود که مغازههای کوچک و بزرگ این حوالی تغییر کاربری میدهند و اندکی بعد، روی سر درشان نوشته میشود: فلافل داغ لبنانی با سس مخصوص!
و اینگونه است که این خیابان کمکم به راسته فلافلفروشیها تبدیل شده است. حتما آب دهانتان جاری خواهد شد اما چارهای نیست. بفرمائید... از این طرف!
×××
فلافل، همانطور که فلافلفروشیها روی آن مانور میدهند، غذای سنتی لبنانیها و فلسطینیهاست که ابتدا به مذاق مردمان جنوب ایران خوش آمد و کمکم جای خود را در شهرهای دیگر باز کرد. از نظر لغوی با «فلفل» همریشه است؛ چه آنکه در اصل باید مزه تند و تیزی داشته باشد. بماند که حالا دیگر فلافلفروشیها این قاعده را رعایت نمیکنند و جای آن، سس مخصوصی را روی گلولههای کوچک فلافل میریزند و دست مشتری میدهند.
حالا این غذای میانوعده چرا در خیابان شهید مرسلی این همه مشتری دارد؟ «ناهید پاشایی» صاحب یکی از فلافلفروشیهای این راسته، وجود ترمینال و ایستگاه مترو و مهمتر از همه علاقه مردم به فلافل را از دلایل مهم این موضوع میداند. بیشتر مشتریان مغازه کوچک او را دانشجوها، راننده تاکسیها و مسافرهای شهرستانی تشکیل میدهند. البته او در مغازهاش ساندویچهای دیگری هم عرضه میکند، اما از قرار معلوم، فلافل مشتری بیشتری دارد.
پاشایی نخستین کسی نیست که در این حوالی مغازه فلافلفروشی باز کرده است. قبلا «محمد فراهانی» هم چنین تجربهای را از سر گذرانده است. او که حالا تغییر شغل داده و به کسب و کار دیگری مشغول است، اعتقاد دارد: «اغذیهفروشیها موظف به حفظ حریم مغازهشان نیستند. برای همین، فلافلفروشی در این خیابان رونق گرفته است.» مغازه کوچک فراهانی قبلا به «مکدونالد ترمینال» معروف بود. او در پخت فلافل علاوه بر نخود و ادویهجات از کنجد هم استفاده میکرد. به همین دلیل، مشتریان زیادی داشت که البته بیشترشان دانشجو بودند. فراهانی میگوید: « بعضیها برای سود بیشتر از سیب زمینی و پیاز و مواد دیگری در تهیه فلافل استفاده میکنند که طعم واقعی آن را از بین میبرد. سس مخصوص فلافل هم سس انبه است، اما عدهای سس گوجه فرنگی را با فلفل و سرکه ترکیب میکنند و به عنوان سس بندری عرضه میکنند.»
«مکدونالد ترمینال» حالا دیگر به خاطرات عابران خیابان مرسلی پیوسته است، اما جای آن اصلا خالی نیست. هر روز، به تعداد فلافلفروشیها در این راسته اضافه میشود. « حسن آقایی» 2 سال میشود که این حرفه را برای امرار معاش خود انتخاب کرده است. مشتریهای او صرفا عابران پیاده و مسافران ترمینال نیستند که گذرشان به این حوالی افتاده است. اینطور که خودش میگوید، حالا دیگر اهالی محله و کسبه این دور و اطراف هم گاهی فلافل را به غذای خانگی ترجیح میدهند. آقایی هم مثل فراهانی به برخی از همکاران خود بدبین است و میگوید: « بعضیها از نان خشک و سیبزمینی در تهیه فلافل استفاده میکنند. آنها شاید چند روزی بتوانند سود بیشتری به جیب بزنند، اما رفته رفته مشتریان خود را از دست میدهند و در نهایت، درآمد کمتری عایدشان میشود.» او طرز تهیه سس مخصوص فلافل را راز اصلی کسبوکارش میداند؛ رازی که البته آن را هرگز با کسی در میان نخواهد گذاشت.
طرز پخت فلافل
مواد لازم:
نخود: یک لیوان
پیاز: یک عدد کوچک
تخم مرغ: دو تا سه عدد
جعفری: مقداری خرد شده
سیر، نمک، فلفل و زردچوبه: به میزان لازم
روغن مایع
طرز تهیه:
24ساعت قبل از پخت، نخودها را در آب بخوابانید. بعد از آبپز کردن، نخود را در صافی ریخته تا رطوبت آن گرفته شود. سپس نخودهای پخته شده را یکی دوبار چرخ کنید. (از گوشکوب یا خردکن دستی هم میتوانید استفاده کنید.) وقتی نخود کاملاً ریز شد، پیاز، سیر و جعفری خرد شده را به آن اضافه کنید. در این مرحله به میزان لازم نمک و فلفل اضافه کنید. بعد از مخلوط کردن مواد، نوبت اضافه کردن تخم مرغها است. حالا می توانید با قالب مخصوص فلافل، مواد را داخل روغن داغ بیندازید تا سرخ شود. دقت کنید که روغن خوب داغ شده باشد.
سرپرست واحد بهداشت محیط و حرفهای مرکز بهداشت جنوب، میگوید: «معمولاً کارشناسان ما هر 3 ماه یک بار از اغذیهفروشیهای اطراف ترمینال جنوب، بازدید و برای انجام آزمایش سلامت از مواد عرضه شده در آنها نمونهبرداری میکنند.»
«محمدسعید صبرآیین» تاکید میکند: «چناچه تخلفی گزارش شود، قطعن با متصدی مغازه براساس قانون دادگاه تعزیرات برخورد سختی خواهد شد.» او همچنین درباره نظارت بر بهداشت داخلی فلافلفروشیها میگوید: « فلافل، در قطعههای کوچکی تهیه و سپس به طور کامل سرخ میشود. به همین دلیل معمولا آلودگی میکروبی ندارد و عامل بیماری یا مسمومیت به حساب نمیآید. ما بیشتر روی طرز تهیه سس و مواد خامی که در ساندویچ فلافل به کار میرود، مثل کاهو، گوجهفرنگی، خیارشور و گاهی ترشی نظارت میکنیم تا خطری سلامت شهروندان را تهدید نکند.»
سرپرست واحد بهداشت محیط و حرفهای مرکز بهداشت جنوب، در ادامه صحبتهای خود به بازرسیهای بسیج نوروزی صبح و بعد از ظهر در روزهای پایان سال اشاره میکند که تا 15فرودین سال آینده ادامه خواهد داشت. صبرآیین میافزاید: با همه نظارتهایی که من و همکارانم انجام میدهیم، باز هم مردم بهترین ناظران به حساب میآیند. آنها می توانند در هرساعت از شبانه روز با با شماره تلفن 66978131 تماس گرفته و شکایات خود را از واحدهای صنفی متخلف با ما در میان بگذارند و کد پیگیری شکایت خود را دریافت کنند تا مطمئن شوند در اسرع وقت از سوی ناظران مرکز بهداشت جنوب، پیگیری و نتیجهاش اعلام خواهد شد.»
شورایاران
ایستگاه مترو علیآباد و حوالی آن یکی از پررفتوآمدترین نقاط منطقه به حساب میآید. همین باعث شده تا شورایاری علیآباد جنوبی نگاه ویژهای به این محدوده داشته باشد. دبیر این شورایاری در گفتوگو با خبرنگار همشهری محله از ساماندهی خط اتوبوسرانی علیآبادـاسلامشهر خبر میدهد. «جواد شاهچراغی» میگوید: «10 دستگاه اتوبوس در این خط فعالیت میکنند. این اتوبوسها سابقا در حاشیه بلوار دستواره توقف میکردند تا نوبتشان برسد. این موضوع، علاوه بر اینکه ترافیک سنگینی را در حوالی ایستگاه مترو بوجود میآورد، گاهی به حوادث دردناکی هم منجر میشد. شورایاری علیآباد جنوبی در دوره گذشته این موضوع را پیگیری کردند تا سروسامانی به این وضع داده شود. این پیگیریها بالاخره در این دوره جواب داد. حالا اتوبوسها به پایانه پمپ گاز منتقل شدهاند و هر 5 دقیقه یک بار یک اتوبوس میآید در ایستگاه اسلامشهر توقف میکند، مسافران را سوار میکند و میرود. دیگر خبری از ازدحام اتوبوسها نیست.» او همچین اضافه میکند: « بخشی از کارخانه جواهریان که در حریم پل هوایی روبروی ایستگاه مترو علیآباد قرار داشت، خریداری شده است. به این ترتیب، میتوان امیدوار بود که در ماههای آینده پل عابر مکانیزه علیآباد جنوبی راهاندازی شود.»
دفتر شورایاری در دارالقرآن است. 10 روز یک بار آنجا هستیم. هر یک روز در میان اعضا در دفتر شورایاری حضور مییابند تا پاسخگوی اهالی باشند.
شورایاران جوادیه در حالی سومین دوره فعالیت خود را آغاز کردند که تغییر چندانی در ترکیب این شورایاری به چشم نمیآید. در این دوره نیز «حسن ضرغامیوند خامنه» به عنوان دبیر شورایاری از سوی همکاران خود انتخاب شده است. «صمد میروهابی» به عنوان جانشین دبیر و «عباس نوری» به عنوان منشی شورایاری او را در انجام وظایفی که برعهدهاش گذاشته شده، یاری میکنند. ضرغامیوند در گفتوگو با خبرنگار همشهری محله از اتفاقات مثبتی میگوید که طی یکی دو سال اخیر در جوادیه افتاده است. به گفته او، سالها بود که هیچ فعالیت عمرانی در این محله انجام نشده بود؛ اما حالا شرایط کمی عوض شده؛ چنانکه در همین ماه گذشته در بازدید دکتر قالیباف از منطقه 3 طرح عمرانی در جوادیه به بهرهبرداری رسید. همین باعث میشود که شورایاران نگاه مثبتی به آینده داشته باشند. آنها امیدوارند که با پیگیریهای خود بتوانند کمبودهای این محله را برطرف کنند و به امکانات خدماتی، فرهنگی و تفریحی آن بیفزایند. در این باره ضرغامیوند تاکید میکند: « شورایاری نهاد اجرایی نیست و صرفا بر کارهایی که انجام میشود، نظارت و نظر اهالی محله را به مدیریت شهری منتقل میکند. ما برای بهبود وضع محله یشنهادهایی را به شهرداری ارائه و پیگیریهای لازم را در این باره انجام میدهیم.» دبیر شورایاری جوادیه برای آنکه گزارشی از فعالیتهای خود و همکارانش به دست دهد، نگاهی به گذشته میاندازد: « ما در ابتدای فعالیت شورایاری در دوره قبلی 10 اولویت را برای پیگیری مشکلات محله انتخاب کردیم و توانستیم با پیگیریهای خود و نظر مثبت مسئولان شهرداری به تعدادی از این اولویتها دست یابیم؛ چنانکه مجموعه ورزشی شهدای گمنام در همین دوره احداث و راهاندازی شد، سرای محله جوادیه به بهرهبرداری رسید و پمپبنزین خیابان دشتآزادگان، فعالیت خود را از سرگرفت.» ضرغامیوند اضافه میکند: « بخش دیگری از این اولویتها اما همچنان نیاز به پیگیری شورایاران دارد.» او در ادامه به 2 موضوعی میپردازد که در حال حاضر، نظر شورایاران را به خود جلب کرده است. ابتدا به روند تملک کاروانسرای علی ورامینی در خیابان نهر فیروزآبادی اشاره میکند: « این کاروانسرا یک ملک ورثهای است و 6 نفر وارث آن هستند. شهرداری منطقه توانسته است با 5 نفر از آنها برای تملک کاروانسرا به توافق برسد. تنها رضایت یکی دیگر از ورثه مانده تا کاروانسرا به تملک شهرداری دربیاید.» شورایاران جوادیه از همین حالا به کاروانسرای علی ورامینی چشم امید بستهاند. دبیر این شورایاری در این باره میگوید: « در این کاروانسرا قرار است یک ایستگاه آتشنشانی، یک سالن چندمنظوره و یک میدان میوهوترهبار احداث شود. البته همه اینها بستگی به ظرفیت زمین این کاروانسرا و مسائل کارشناسانه دارد. ما نامهنگاریها و پیگیریهای لازم را در این باره انجام دادهایم و همچنان به تلاشهایمان ادامه خواهیم داد.» ضرغامیوند سپس از طرح تبدیل بازارچه جوادیه به گشتگاه حرف میزند: «همیشه مشکل سدمعبر در بازارچه وجود داشته است. در این باره، اهالی محله طومارهایی را تهیه کرده و از مسئولان شهرداری خواسته بودند تا به این وضعیت رسیدگی شود. مسئولان شهرداری هم در نهایت تبدیل بازارچه جوادیه را به گشتگاه، چاره حل این مشکل دانستند. آنها کارهای کارشناسی را در این باره انجام دادند. سپس با شورایاران مشورت کردند. ما هم موافقت خود را اعلام کردیم.» ضرغامیوند ادامه میدهد: « در این باره با نیروی انتظامی هم مکاتباتی داشتهایم تا با حضور اراذل و اوباش در بازارچه و مزاحمتهایی که ایجاد میکنند، برخورد شود. قرار شده است در این باره نشستی داشته باشیم.» او همچین از احداث استخر و سونا در مجموعه ورزشی شهدای گمنام جوادیه در آیندهای نزدیک خبر میدهد: «کار تملک خانههای مجاور این مجموعه ورزشی تقریبا به پایان رسیده و به نظر میرسد در سال آینده احداث استخر و سونا آغاز شود.»
تعریض خیابان همدانی و احداث بازار میوه و ترهبار در نازیآباد شرقی... 2 مغازه مشکل حقوقی دارد. گفتند که به زودی حل میشود. مشکل به دستگاه قضایی کشیده شده.. مذارکره با مسئولان مدرسه: به توافق نرسیدند. در جلسهای که با شهردار ناحیه 3 داشتیم. در زیرزمین خانه سلامت محله علیآباد شمالی.
آغاز سومین دوره فعالیت شورایاریها برای اهالی علیآباد شمالی و نازیآباد شرقی با یک اتفاق تازه همراه بود. پیشتر مشکلات این محلهها را شورایاران علیآباد جنوبی و نازیآباد پیگیری میکردند اما در این دوره قرار شد این 2 محله یک شورایاری مستقل داشته باشد. با این حساب، میتوان حدس زد که به مشکلات این 2 محله با سرعت بیشتری رسیدگی شود. در این میان، مهمترین خواستهای که شورایاران علیآباد شمالی و نازیآباد شرقی روی آن پا میفشارند، اجرای طرح تعریض خیابان شهید همدانی است. البته موانعی بر سر راه اجرای این طرح وجود دارد که به همین سادگیها قابل برطرف شدن نیست. با این همه، شورایاران امید خود را از دست ندادهاند و همچنان به پیگیریهای خود ادامه میدهند. حمیدرضا کریمی، دبیر شورایاری علیآباد شمالی و نازیآباد شرقی در این باره میگوید: «2 مغازه و یک مدرسه باید تخریب شوند تا این طرح اجرا شود. تملک مغازهها به مشکل حقوقی برخورده بود که با مراجعه به دستگاه قضایی، به زودی این مشکل برطرف خواهد شد. اما مسئولان آموزش و پرورش همچنان در برابر واگذاری مدرسه مقاومت میکنند و تاکنون توافقی در این باره حاصل نشده است.»
شورایاران محله رضوان و چهارصددستگاه، هر چهارشنبه به ساختمان شهرداری ناحیه 4 مراجعه و در جلسهای شرکت میکنند که در آن، نمایندههایی نیز از ادارههای مختلف منطقه مثل راهنمایی و رانندگی و اتوبوسرانی حضور مییابند. در این جلسهها، مشکلاتی که در هر بخش به چشم میآید، با نماینده آن در میان گذاشته میشود. اینگونه که دبیر شورایاری رضوان و چهارصددستگاه میگوید، در این جلسهها قولهایی برای ررفع مشکلات محله داده شده است. «رسول علمدار» و همکارانش امیدوارند که این قولها عملی شود. آنها در عین حال ارتباط تنگاتنگی با شهردار ناحیه 4 برقرار کردهاند. به عنوان مثال، علمدار میگوید: «چندی پیش عملیات هرس درختان در چهارصددستگاه آغاز شد. شاخ و برگهایی که از این هرس به جا مانده بود، جمعآوری نشده بود. در بازدیدی که به همراه شهردار ناحیه 4 از این محله داشتیم، به این موضوع برخورد کردیم. همانجا آقای فاتحی دستور دادند که این شاخ و برگها را جمعآوری کنند.» او ادامه میدهد: «همچنین طرح زیباسازی نماهی بلوکها در چهارصددستگاه به زودی آغاز میشود. البته این طرح از مدتها قبل در دستور کار شهرداری بود. خیلی وقت بود که کار خاصی در این باره انجام نشده بود.»
احمد معصومی
سال تولد: 1344
مدت سکونت در محله: 40 سال
محمد نامنی
سال تولد: 1357
مدت سکونت در محله: 26 سال
رضا ابراهیمی
سال تولد: 1349
مدت سکونت در محله: 38 سال
جعفر یاوری
سال تولد: 1346
مدت سکونت در محله: 27 سال
علیرضا یوسفیان
سال تولد: 1352
مدت سکونت در محله: 22 سال
دوشنبه هفته گذشته شورایارران محله کرمان در دفتر این شورایاری گردهم آمدند تا در جلسهای مشترک با خبرنگار همشهری محله به بیان دیدگاههای خود بپردازند. آنها پیشتر «حسین معصومی»، «جعفر یاوری» و «رضا ابراهیمی» را به ترتیب به عنوان دبیر، جانشین دبیر و منشی شورایاری انتخاب کرده بودند. گفتوگوی ما از همین نقطه آغاز شد. معصومی درباره انتخاب خود به عنوان دبیر شورایاری ابتدا گفت: «دوستان لطف کردند و این مسئولیت را به بنده سپردند.» سپس تعارف را کنار گذاشت و به شکل جدیتری به این موضوع پرداخت: « من جزو کسبه محلهام و وقت بیشتری نسبت به سایر دوستان دارم تا به مسائل شورایاری بپردازم.» او ادامه داد: « این سومین دورهای است که در شورایاری محله حضور دارم و تا حد زیادی به فعالیتهایی که در دورههای قبلی انجام شده، واقفم.» صحبتهای او را جوانترین عضو شورایاری محله کرمان به زبانی دیگر تایید کرد: « آقای معصومی از بدو تشکیل شورایاریها عضو این نهاد بوده و این تجربه به ایشان در انجام وظایف کمک میکند. ضمن اینکه بطور مداوم با سایر اعضای شورایاری ارتباط دارد.» یاوری نیز کمابیش چنین دلایلی را برای انتخاب خود به عنوان جانشین دبیر شورایاری ذکر کرد: « تا آنجا که در توانم میگنجد، برای کارهای شورایاری وقت میگذارم. من هم مثل آقای معصومی شغل آزاد دارم و نسبت به سایر دوستان که در ادارهها مشغولند، وقت بیشتری میتوانم در اختیار داشته باشم. به همین دلیل هم این سمت را قبول کردم تا کارهایی را که آقای معصومی نمیرسد انجام دهد، من پیگیری کنم.»
البته انتخاب برخی از اعضای شورایاری به این سمتها به معنای سلب مسئولیت از اعضای دیگر نخواهد بود؛ چنانکه ابراهیمی در این باره تاکید کرد: « همه اعضای شورایاری قول دادهاند که پشت آقای معصومی را خالی نکنند. هر وقت ایشان کاری را درباره پیگیری مشکلات محله به ما محول کند، کوتاهی نخواهیم کرد.»
به این ترتیب، شورایاران محله کرمان کار خود را در دوره سوم آغاز کردند. آنها نشان دادند که بحثهای انتخاباتی را کاملا کنار گذاشتهاند؛ انتخاباتی که در شهریور امسال برگزار شد و طی آن 76 نفر برای عضویت در شورایاری محله کرمان داوطلب شدند. در نهایت، هممحلهایها به نمایندههایی از 3 ائتلاف مختلف رای دادند. پس از آن بود که شورایاران دوره جدید جلسات مقدماتی را برگزار کردند و خیلی زود توانستند درباره برنامههایی که دارند به توافق برسند. البته این توافق زودهنگام برای خودش دلایل محکمی داشت: اعضای فعلی شورایاری محله کرمان، جملگی عضو پایگاههای بسیج مسجد امام حسین(ع) و شهید تیزقدم هستند. اتفاقا یکی از اعضای شورایاری نیز در میان صحبتهای خود به این نکته پرداخت. «علیرضا یوسفیان» ابتدا خدا را کرد که همه اعضا عضو پایگاههای بسیج محلهاند و روحیه بسیجی دارند. سپس ابراز امیدواری کرد که این جمع صمیمی کارهای محله را به خوبی پیش ببرند. او همچنین حضور مستمر اعضای شورایاری را در مساجد محله به عنوان یکی از نقاط قوت آن دانست و گفت: « مردم در مساجد محله بیشتر گردهم میآیند و جمع میشوند. به همین دلیل شورایاران ارتباط تنگاتنگی را میتوانند با آنها برقرار کنند.»
صحبتهای یوسفیان به خودی خود نشان از امیدهایی داشت که او و همکارانش برای پیگیری و حل مشکلات محله و هممحلهایها در سر میپرورانند. این امیدواری در تکتک حرفهای شورایاران خودش را نشان میداد. در این میان، نامنی وعده داد که شورایاران هیچ تلاشی را برای پیگیری امور محله فرو نخواهند گذاشت: « هم دوستانی که به عضویت شورایاری درامدهاند، از تجربه کافی برخوردارند و هم رابطه دوستانهای میان آنها برقرار است. ما همه تلاش خود را به خرج خواهیم داد تا قدم مثبتی برای بهبود اوضاع محلهمان برداریم و رضایت مردم را به دست آوریم.» دبیر شورایاری نیز صحبتهای همکار خود را چنین تکمیل کرد: « این شورایاری یکی از موفقترین شورایاریها در دورههای پیش بوده؛ به این دلیل که مستقیما به دغدغههای مردم پرداخته و ارتباط مستمر و تنگاتنگی با آنها برقرار کرده؛ به گونهای که در دفتر شورایاری در بیشتر مواقع به روی اهالی گشوده بوده است.» معصومی همچنین گفت: « فکر میکنم در این دوره هم بتوانیم موفق عمل کنیم. محله ما مردم خوبی دارد. هر وقت فراخوان دادهایم، در برنامههای مختلف مشارکت کردهآند. همین حالا هم که هنوز شورایاری فعالیت خود را بطور کامل در دوره سوم آغاز نکرده، ائمه جماعات مساجد، بسیجیها و کسبه محله اعلام آمادگی کردهاند تا با ما همکاری کنند.»
نشست مشترک شورایاران محله کرمان و خبرنگار همشهری محله در حالی پایان یافت که آنها 4 سال زمان در اختیار دارند تا به اهداف خود جامه عمل بپوشانند. آیا درانتهای این مسیر به موفقیت چشمگیری دست مییابند... آینده به این سوال پاسخ خواهد داد.
آیتم یک
دفتر شورایاری محله کرمان در خیابان جانبازان غربی، نبش خیابان 16 متری دوم قرار دارد. شورایاران این محله در روزهای زوج از ساعت 4 تا 6 در این دفتر حضور مییابند تا به مشکلات اهالی رسیدگی کنند. آنها در نظر دارند که صبحها نیز ساعتی را به ملاقاتهای مردمی اختصاص دهند. البته در این باره هنوز چیزی مشخص نشده است. در عین حال، اهالی میتوانند در صورت بسته بودن دفتر شورایاری به مغازه دبیر و جانشین آن که از کسبه قدیمی محله به حساب میآیند، مراجعه کنند. علاوه بر اینها شورایاران کرمان دوشنبهها از ساعت 8:30 تا 10 شب در دفتر شورایاری گردهم میآیند تا درباره آخرین تحولات محله به گفتوگو بنشینند. هر یک از آنها در این جلسات هفتگی گزارشی از فعالیتهایی که طی هفته برای پیگیری مشکلات محله و طرحهای پیشنهادی انجام دادهاند، ارائه میکنند. چه بسا ایده بسیاری از طرحهایی که در محله اجرا میشود، از دل این جلسات بیرون بیاید.
آیتم 2:
13 تیر امسال بود که یادواره 164 شهید محله کرمان برگزار شد. این برنامه یکی از مهمترین فعالیتهایی بود که شورایاران این محله در دوره پیش به ثبت رساندند. هم طرح و هم اجرای این برنامه متعلق به همانها بود. در این میان، البته نمیتوان یاری هممحلهایها را نادیده گرفت که به کمک شورایاران شتافتند و کوشیدند تا یادواره شهدای محلهشان را با شکوه هر چه تمام برگزار کنند. حاصل این یادواره کتابچهای بود که در آن مشخصات فردی شهدای محله شامل نام، تاریخ تولد، تاریخ شهادت، مکان شهادت، عملیاتی که در ان به شهادت رسیدهاند و بخشی از وصیتنامهشان گردآوری شده بود. داستان یادواره شهدا اما به همینجا ختم نشد. شورایاران محله کرمان تصمیم گرفتهاند که دومین دوره این یادواره را سال آینده برگزار کنند. البته هنوز زمان برگزاری این یادواره مشخص نشده اما شورایاران از همین حالا در تلاشند تا مقدمات این مراسم کاملا محلی را فراهم کنند.
آیتم 3:
خیابان جانبازان غربی(گلبرگ غربی) از وسط محله کرمان میگذرد و آن را به 2 بخش شمالی و جنوبی تقسیم میکند. بخش شمالی محله، کمابیش بافت مدرن و نوسازی دارد. بخش جنوبی آن اما تا حد قابل توجهی جزو بافت فرسوده منقطه به حساب میآید. شورایاران کرمان معتقدند که این مهمترین مشکل محلهشان است برای همین همه تلاش خود را به کار خواهند بست تا این مشکل نیز برطرف شود. آنها خوب میدانند که شهرداری در این باره استفاده از تسهیلات طرح تجمیع پلاکها را به شهروندان پیشنهاد میکند. در چارچوب این طرح، املاک همجواری که فرسودهاند و مساحت چندانی ندارند، با یکدیگر تلفیق میشوند و در عوض، تراکم ویژه به آنها تعلق میگیرد. شورایاران تصمیم گرفتهاند که برای رهایی از معضل بافت فرسوده، اطلاعات لازم را در این باره در اختیار شهروندان بگذارند. آنها البته اذعان میکنند که راه دشواری پیش رو دارند اما در عین حال اعتقاد دارند با فرهنگسازی و تعامل میشود بر این سختیها پیروز شد.
صفحهی 10
ناحیه یک:
کمترین سرانه فضای سبز در منطقه به ناحیه یک تعلق دارد. در این ناحیه به ازای هر یک نفر، تنها سه متر مربع فضای سبز وجود دارد. این در حالی است که این آمار در منطقه ما 7/10 متر مربع و در جهان 15 متر مربع است. علت اصلی چنین کمبود کاملا مشخص است: بافت فرسوده و متراکم جوادیه اجازه نمیدهد فضای سبز احداث شود. در واقع، سالهاست که امکان احداث بوستان در این محله موجود نیست. به همین دلیلع مسئولان شهرداری سعی کردهاند فضای سبز موجود در این حوالی را بهینه کنند. در همین چارچوب، طی یکی دو سال اخیر طرحهای بازسازی و بازپیرایی بوستان جوادیه و رسیدگی به فضای سبز حاشیه نواب، انتهای خیابان نوری، خیابان دشتآزادگان و خیابان 20 متری جوادیه انجام شده است. البته مسئولان منطقهای دنبال راه چارهای برای رفع معضل کمبود فضای سبز در ناحیه یک میگردند.
ناحیه 2
یکی از غنیترین فضاهای سبز منطقه و شاید تهران در این ناحیه وجود دارد. نازیآباد، محلهاست که به میدانهای کوچک و بزرگش شهرت یافته است. این میادین هر یک فضای سبز خاص خودشان را دارند که در کنار یکدیگر بافت گیاهی متراکمی را در نازیآباد بوجود آوردهاند. طی یکی دو سال اخیر، شهرداری کوشیده8 تا عملیات بازسازی و بازپیرایی را در میادینی مثل بازار دوم، پارس، کوشا، آهو، زرگری، خورشید و نیاکان انجام دهد. در این میادین، علاوه بر آنکه فضای سبز مرمت شده، شاهد فعالیتهای عمرانی نیز بودهایم. همچین معابری مثل خیابانهای مدائن، پارس و بوعلی شمالی نیز از فضای سبز قابل قبولی برخوردارند. این در حالی است که بوستانهای بهمن، 22 بهمن، سردار جنگل، رعد موحد و ارکیده نیز در این ناحیه واقع شدهاند و بویژه در فصل تابستان با استقبال کمنظیر اهالی روبرو میشوند.
ناحیه 3:
ناحیه 3، بزرگترین ناحیه منطقه ماست و محلههایی مثل خزانه، نازیآباد شرقی، علیآباد شمالی، شهرک بعثت و شهرک چهاردهمعصوم در آن قرار دارند. بوستان یادواره شهدا در خزانه گونههای درختی مختلفی را در خود جای داده و از این نظر، برای علاقهمندان به مطالعات تخصصی قابل توجه است. کلینیک تخصصی گل و گیاه منطقه 16 نیز در همین بوستان واقع شده و شیوههای نگهداری گل و گیاه را بصورت رایگان به شهروندان اموزش میدهد. بوستانهای بهار، اندیشه و 12 فروردین نیز از دیگر بوستانهای ناحیه 3 به شمار میآیند. همچنین اخیرا فاز یک و 2 بوستان گاز در این ناحیه به بهرهبرداری رسید و عملیات احداث فاز 3 این بوستان نیز در آیندهای نزدیک آغاز خواهد شد. البته به نظر میرسد در آینده این بوستان تغییر نام دهد و نام بامسماتری برای آن انتخاب شود. حتما شما هم تایید میکنید که گاز، نام مناسبی برای یک بوستان محلی نیست.
ناحیه 4:
مهمترین اتفاق سبزی که طی ماههای اخیر در ناحیه 4 افتاده، هرس کردن درختان چهارصددستگاه است. مسئولان اداره فضای سبز منطقه از فرصت بوجود آمده در فصل زمستان نهایت استفاده را کردند و پس از سالها عملیات هرس کردن درختان چهارصددستگاه را که بیشترشان نزدیک به 50 سال عمر دارند، در دستور کار قرار دادند. همچنین بخشی از بوستان یاس طی سال جاری مورد بازسازی قرار گرفت. این اتفاق در میادین بنفشه و جعفری نیز افتاد. ضمن اینکه یک پاتوق محلی با فضای سبز مناسب در تقاطع خیابان رضوان و حمزه احداث شد. در این میان، نباید بوستان 17 شهریور را نیز از یاد برد که پس از بازسازی در سال گذشته همچنان در سرما و گرما با استقبال اهالی یاخچیآباد مواجه میشود. این بوستان، سالهاست که محل تجمع بازنشستهها و علاقهمندان به بازی شطرنج است و از این نظر، فضای جالب و دلانگیزی دارد.
ناحیه 5
ناحیه 5 طی یکی دو سال اخیر شاهد اتفاقات سبزرنگ بیشماری بوده است. به عنوان مثال، در ماههای اخیرز عملیات بازسازی در بوستان پامچال انجام شد. این عملیات، معبر، سیستام روشنایی و فضای سبز بوستان را دربرمیگرفت. همین عملیات قرار است در بوستان شقایق تکرار شود. علاوه بر آن، کار احداث بوستان فهیمآباد و بازیافت تقریبا رو به پایان است و در آیندهای نزدیک شاهد بهرهبرداری از آنها نیز خواهیم بود. همچنین احداث فاز یک بوستان خطی دستواره و فاز 2 بوستان خطی تختی تمام شده و در سال 88 باید منتظر احداث فاز تازهای از این بوستانهای خطی باشیم. در این میان، بوستان شهید رجایی را نیز نباید از یاد برد که پس از بازسازی در سال گذشته بار دیگر طراوت و زیبایی خود را بازیافته است. بوستانهای ابریشم، تختی و ارغوان از دیگر بوستانهای موجود در ناحیه 5 هستند.
ناحیه 6
بوستان بعثت به عنوان بزرگترین بوستان شهری منطقه و تهران در ناحیه 6 قرار دارد. این بوستان 52 هکتار مساحت دارد و همین کافی است تا این ناحیه با 37 متر مربع بیشترین سرانه فضای سبز را در منطقه ما به خود اختصاص دهد. این رقم نزدیک به 4 برابر سرانه فضای سبز منطقه است. مهمترین کاری که این اواخر در بوستان بعثت انجام شد، لایهروبی دریاچه آن بود. نزدیک به نیممتر گل و لای در کف این دریاچه روی هم تلنبار شده بود. البته ناحیه 6 به رغم جمعیت کمی که دارد، بوستانهای دیگری را نیز در خود جای داده است که از آن جمله میتوان به بوستانهای میلاد، میثاق، اسفند و نسترن اشاره کرد. امسال عملیات بازسازی معابر در بوستانهای میلاد، میثاق و اسفند انجام شد. ضمن این که بوستان عدالت در محوطه باز مجتمع قضایی بعثت نیز به بهرهبرداری رسید.
پرونده
هر روز؛ سبزتر از دیروز
روایت نخست: زمستان امسال را به شکل غمگنانهای شروع کردیم. سوزش عجیبی را در چشمهایمان احساس میکردیم و گاهی چنان به سرفه میافتادیم که تمامی نداشت. روزنامهها را که ورق میزدیم و خبرها را که مرور میکردیم، فقط دنبال یک خبر میگشتیم؛ خبری که خودمان از قبل میدانستیم چندان خوشایند نیست: آلودگی هوای تهران بار دیگر به مرز اضطراری رسید. کاری از دستمان برنمیآمد. فقط میتوانستیم نگران باشیم و نهایتش پروندهای تدارک ببینیم برای آلودگی هوای تهران. یادم نمیرود آن روز صبح را که یادداشت روی جلد پرونده را نوشتم و آن را به حروفچینی تحویل دادم. قبلش نگاهی به آن انداختم و جملهای به آن اضافه کردم که سخت آتشم زد. بله، پرونده با همه محتویات دودآلودش به درختان بوستانهای بعثت و بهمن و اندیشه و شهید رجایی تقدیم کردم که هنوز ایستاده بودند و نفس میکشیدند.
روایت دوم: زمستان امسال را داریم به پایان میبریم. بحثهای مربوط به آلودگی هوای تهران از تب و تاب افتادهاند. جای آن، همه دارند به خشکسالی فکر میکنند. زمستان آمد و رفت و آنقدرها که انتظارش میرفت، آسمان نبارید. اینها همه اما دغدغههای من و شماست. درختان بوستانهای بعثت و بهمن و اندیشه و شهید رجایی همچنان سر جای خود ایستادهاند. تازه دارند جوانه میزنند. یکی دو روز دیگر هم که روز درختکاری از راه میرسد و آنها برای خودشان جشن تولد میگیرند. آخر، خیلیهایشان در این روز در خاک کاشته شدند و ریشه دواندند. درختها به ما یاد میدهند که چگونه با گرما و سرما بسازیم و از پا نیفتیم. ما حرف درختها را فراموش میکنیم. حتی گاهی خود درختها را هم فراموش میکنیم. عادت میکنیم به زندگی دودی توی این شهر و یادمان میرود که باید نفس بکشیم. شیر آب را میگیریم توی حیاط و روی ماشین و حواسمان نیست که آخرش خودمان از بیآبی خشک میشویم.
روایت سوم: امسال را با شکوفههای بهاری آغاز کردیم و مثل همیشه با جوانه زدن درختهای این حوالی به پایان میبریم. نمیخواهد خودمان را به آن راه بزنیم و غصههایمان را فراموش کنیم. اتفاقا باید بدانیم که این غصهها خیلی هم واقعیت ندارند. دستکم برای ما که در این گوشه از پایتخت زندگی میکنیم، امیدواریهای زیادی هست. همین که روز به روز به سرانه فضای سبز آن افزوده میشود، کافی نیست؟ همین که هر روز سبزتر از دیروز میشود، جای خوشحالی ندارد؟
تکمله: روزی روزگاری شاعری نوشته بود که : «تا شقایق هست، زندگی باید کرد.» حالا تو جای شقایق بنویس: درخت؛ بنویس: بوستان؛ بنویس: فضای سبز.... مگر چه اشکالی دارد؟
درختها هم مثل ما آدمها نیاز به آرایش و پیرایش دارند. گاهی که شاخههایشان بیش از اندازه دراز میشود، باید آنها را هرس کرد. معمولا این کار را در فصل زمستان انجام میدهند. امسال این عملیات مثل همیشه در منطقه ما انجام شد. در این میان، درختهای قدیمی و فرسوده محله چهارصددستگاه بیشتر از هر جای دیگری قیچی خوردند و به دوران جوانی خود برگشتند. اداره فضای سبز منطقه از سازمان پارکهای شهرداری تهران مجوز گرفت و بیش از 2-3 هزار اصله درخت را در این محله هرس کرد. این کار با استقبال اهالی یاخچیآباد روبرو شد؛ چه آنکه سالها از آخرین هرس این درختان میگذشت و طی این مدت، حسابی طراوات و تازگی خودشان را از دست داده بودند. بعضی از شاخههای مزاحم درختان نیز تا ارتفاع 2 متر و 20 سانتیمتری چیده شد تا دیگر برای شهروندان و عابران پیاده مشکلی پیش نیاید.
درختها موجودات نازکنارنجی نیستند ما طبیعی است مثل هر موجود زنده دیگری شرایط خاص خود را برای زندگی داشته باشند. یکی از این شرایط، خاک مناسب است. هر از چند گاهی باید به خاکی که درختان در آن زندگی میکنند، رسیدگی کرد. اداره فضای سبز شهرداری منطقه برای آنکه هوای درختها را باشد، زمستانها کود حیوانی پوسیده در خاک آنها میریزد و مخلوط میکند. کود حیوانی خاک را از نظر فیزیکی اصلاح میکند و به مقاومت آن در برابر آلودگی هوا میافزاید. همیچن از نظر مواد غذایی هم بسیار غنی و خوشمزه است؛ چیزی در مایههای قرمهسبزی برای ما ایرانیها. این مواد غذایی وقتی آزاد میشوند و به معده مبارک درختان راه مییابند، رشد آنها را تضمین میکنند. همه این اتفاقاتی را که میافتد، در اصطلاح علوم کشاورزی «بهزراعی» میگویند. بهزراعی همانگونه که از نامش برمیآید، فراهم کردن شرایط مناسب و بهتر برای زراعت و کشاورزی است.
گونههای درختی مختلفی در منطقه ما وجود دارد. برخی از این گونهها به گذشتههای خیلی دور متعلقند و شاید عمرشان از 50 سال هم گذشته باشد. درختهای نارون، چنار، توت، زبانگنجشگ و اقاقیا از این دستهاند. برخی دیگر از گونههای درختی نیز در سالهای اخیر در منطقه ما کاشته شدهاند و ویژگیهای خاص خودشان را دارند. درختهایی مثل کاج مشهد، سرو ناز شیراز، توت کاکوزا، زیتون، اوکالیپتوس و نخل جزو این دسته به حساب میآیند. اینگونه درختها در مقابل آلودگی هوا و آفت و املاح و سختی خاک، مقاومت بیشتری از خود نشان میدهند. علاوه بر آن زیبا هستند و همیشه سبزند. همین ویژگی باعث میشود تا محلهها در روزهای سرد زمستانی نیز خالی از طراوت و سرسبزی نباشند. بر همین اساس، امسال نزدیک به 500 اصله درخت سرو و کاج مشهد در شهرک بعثت، چهارصددستگاه، بزرگراه آزادگان و خزانه کاشته شد.
نمیشود روز درختکاری بیاید و برود و اداره فضای سبز شهرداری منطقه کاری انجام ندهد و برنامهای تدارک نبیند. هر سال که به نیمه اسفند میرسیم، برنامههای مختلف درختکاری در گوشه و کنار منطقه انجام میشود. امسال هم این برنامه در قالب یک جشن در بوستان بهمن و در جوار مزار شهدای گمنام برگزار میشود. در این جشن، مدیران محلی و منطقهای حضور مییابند و به صورت نمادین، یک اصله درخت میکارند. چنین حرکتی به خودی خود فرهنگسازی به حساب میآید و به نوعی شهروندان را برای درختکاری ترغیب میکند. همچنین بنا به اعلام سازمان پارکهای شهرداری تهران از 15 اسفند تا 21 اسفند که هفته منابع طبیعی نام دارد، در بوستانهای بعثت، بهمن، شهید رجایی و جوادیه نهال رایگان میان شهروندان توزیع میشود. در همه معابر و بوستانهای منطقه هم با توجه به بافت گونهها کاشت درخت در دستور کار قرار گرفته است.
مسئول اداره فضای سبز منطقه از افزایش سرانه فضای سبز خبر میدهد
یک و نیم متر مربع به جلو
گفتوگو با مسئول اداره فضای سبز شهرداری منطقه اصلا کار دشواری نیست. مهندس ابوالفضل قنبری تحصلات دانشگاهی خود را در رشته کشاورزی به پایان برده و به همین دلیل، خیلی ساده و صمیمی میتواند دغدغههای یک خبرنگار محلی را در آستانه روز درختکاری دریابد. او اینگونه که خودش میگوید، سخت عاشق کاری است که انجام میدهد و اینطور که نشان میدهد، واقعا عاشقانه کار میکند. شاید این از خوش اقبالی هممحلهایها باشد که مسئول اداره فضای سبز منطقهشان خودش دوستدار طبیعت است و راستش به نظر میرسد سادگی و صمیمت را از همان طبیعت به ارث برده است. مهندس قنبری حرفهای زیادی درباره فضای سبز منطقه میتواند با ما در میان بگذارد. به قول خودش: «تا فردا صبح، حرف هست برای گفتن.» اما نه وقت ما مجال میدهد و نه صفحات همشهری محله. همین است که خیلی از حرفها بیرون این گفتوگو میماند و انگار میماند برای وقتی دیگر.
دورنمای فضای سبز منطقه را چگونه ارزیابی میکنید؟
ما از 2 منظر میتوانیم به فضای سبز نگاه کنیم: منظر کمی و منظر کیفی. از منظر کمی باید بگویم که سرانه فضای سبز در منطقه ما 7/ 10 متر مربع است. البته سرانه استاندارد جهانی 15 متر مربع است. خب، ما با این رقم فاصله داریم. نخستین هدف ما این است که این سرانه را افزایش دهیم. در وهله نخست، به فضاهایی که در اختیار شهرداری منطقهاند، مثل بوستانها و جنگلکاریها توجه میکنیم. علاوه بر آن، به عنوان مثال، 10 هکتار فضای مناسب در کمربندی آزادگان ار تقاطع خیابان فدائیان تا تقاطع خیابان شهرداری در منطقه ما قرار دارد. این فضا شامل ورودیها و خروجیهایی است که به بزرگراه آزادگان منتهی میشود. اگر در این محدوده فضای سبز ایجاد کنیم، یک متر مربع به سرانه منطقه افزودهایم. ضمن اینکه همین امسال هم نیم متر مربع به این سرانه اضافه کردهایم. همچنین در محوطههای اداری و صنعتی منطقه نیز فضای سبز مطلوبی وجود دارد که ما تصمیم گرفتهایم به آنها نیز بپردازیم. در حال حاضر، شهرداری منطقه حفظ و نگهداری فضای سبز موجود در فرهنگسرای بهمن و مجموعه ورزشی فدک را بر عهده گرفته است. در فضای سبز موجود در مرکز فنی و حرفهای هم فعالیتهای بهزراعی را آغاز کردهایم.
آیا ادارهها و کارخانههایی که زیر نظر شهرداری منطقه فعالیت نمیکنند، از این طرح استقبال کردهاند؟
ما از مدیران این نهادها میخواهیم که هم خودشان به فضای سبز توجه کنند و هم اینکه برای حفظ آن اگر کمکی از دست ما برمیآید، با ما در میان بگذارند. به عنوان مثال، در این باره با مسئولان نیروگاه برق بعثت برای توسعه فضای سبز و بهبود کیفیت آن در آن مجموعه تعامل خوبی داشتهایم. این بخش از صحبتهایم را اینگونه جمعبندی میکنم که ما برای افزایش کیفی و کمی فضای سبز دست یاری به سوی سازمانها و نهادهای منطقه دراز میکنیم. اگر نیازی به نظرات کارشناسی در این باره داشته باشند، ما حتما در خدمتشان هستیم.
شما از منظر کمی به فضای سبز منطقه پرداختید. کمی هم درباره بعد کیفی آن صحبت کنیم.
نزدیک به 30 نفر کارشناس فضای سبز با مدارک لیسانس و فوقلیسانس در رشتههای تخصصی در شهرداری منطقه و نواحی مشغول به کارند. تلاش این مجموعه این است که با انجام عملیات مختلف از جمله هرس، بهزراعی و آبیاری مناسب، کیفیت فضای سبز منطقه را افزایش دهیم. همین کیفیت است که در منظر دید شهروندان قرار میگیرد.
حرف کارشناسان مستقر در نواحی به میان آمد. آیا طرح ناحیهمحوری که اجرای آن از خرداد امسال آغاز شد، روی فعالیتهای شما تاثیری گذاشته است؟
اداره فضای سبز، یک اداره تخصصی است. در این اداره کارها باید بصورت تخصصی انجام شود و روال خاص خودش را طی کند. بر همین اساس، ما همکاری خوبی با مسئولان نواحی داریم. آنها در گذشته از همکاران خودمان در همین اداره بودند. کارشناسان فضای سبز هم در نواحی ضوابط را رعایت میکنند. ما به اندازه خودمان از این طرح حمایت میکنیم تا خودش را جا بیندازد. شهرداری نواحی به عنوان بازوهای پیگیر ما عمل میکنند. در گذشته تنها یک نفر در ناحیه پیگیر مسائل فضای سبز بود. الان شهردار و رئیس خدمات شهری ناحیه روی این موضوع نظارت و پیگیری دارد. اعتقاد من بر این است که اگر تعامل بیشتری با یکدیگر داشته باشیم، قطعا اجرای طرح ناحیهمحوری نتیجه مثبتی در فضای سبز منطقه خواهد داشت.
همانگونه که میدانید، فضای سبز هم کارکرد زیستمحیطی دارد و در کاهش آلودگی هوا موثر است و هم میتواند به عنوان مکانی برای نفریح شهروندان مورد استفاده قرار بگیرد. شما چقدر فضای سبز موجود در منطقه را مناسب و قابل استفاده برای شهروندان میدانید؟
هر کس به مقضای سنی که دارد، به موضوع خاصی در بوستانها توجه میکند. ما سعی کردهایم طراحی این بوستانها به گونهای باشد که قشرهای مختلف جامعه بتوانند از آن استفاده کنند. به عنوان مثال، کودکان بیشتر زمینهای بازی را انتخاب میکنند. خب، اگر این زمینها کفپوش مناسب و وسایل بازی کارآمدی داشته باشند، توجه بچهها را بیشتر به خود جلب میکنند. جوانان بیشتر سراغ ستهای ورزشی میروند. البته صبحها در بوستانهای منطقهای و فرامنطقهای ما ورزش صبحگاهی برگزار میشود و خانمها و آقایان میآیند و از این ستهای ورزشی استفاده میکنند. در بوستانی مثل بعثت، وجود دریاچه و شهربازی و... برای خانوادهها جاذبههای خاص خودش را دارد.
میخواهید بگویید که فضا را برای استفادهشهروندان از بوستانها آماده کردهاید؟
بله، ما به بازپیرایی معابر توجه کردهایم و بازسازی سیستم روشنایی را در بوستانهای سردار جنگل، 22 بهمن، پامچال، شقایق، مادر، ارکیده و بازیافت و... انجام دادهایم.
اتفاقا کمبود روشنایی یکی از مسائلی است که مانع حضور خانوادهها در بوستانها شده و به خودی خود احساس ناامنی بوجود میآورد. از این نظر، اوضاع بوستانهای منطقه از چه قرار است؟
به هر حال، شبکه روشنایی در بعضی از بوستانها فرسوده شده و ممکن است پستهای برق آنها پاسخگوی نیاز فعلی نباشد. به همین دلیل، ما برنامهای را تحت عنوان «بازسازی سیستم روشنایی بوستانها» در دستور کارمان قرار دادهایم. البته نباید از یاد ببریم که کشور ما طی یکی دو سال اخیر با بحران کمآبی و به تبع آن کاهش تولید برق مواجه بوده و همین باعث شده تا برق بوستانها در برخی از ساعات شب در تابستانها از طرف اداره برق قطع شود. این موضع در اختیار ما نیست و ما نیز چندان از آن راضی نیستیم. دوست داریم بوستانی که برای احداث آن هزینه شده است، تمام وقت در اختیار شهروندان قرار بگیرد.
اجازه بدهید کمی هم به بوستانهای محلی بپردازیم. شهروندان احساس دوگانهای در این باره دارند. از طرفی خوشحالند از اینکه بوستانی در نزدیکی محل زندگیشان احداث شده و از طرفی دیگر، نگرانند که این بوستانها به پاتوقی برای اراذل و اوباش تبدیل شود. شما چه تمهیداتی برای رفع این نگرانی اندیشیدهاید؟
ببینید... نیروهای اجرائیات ما در بوستانهای بزرگی مثل بعثت در فصل تابستان به صورت 3 شیفت انجام وظیفه میکنند و زمستانها هم تا ساعت 10 شب در خدمت شهروندان هستند. با نیروهای تجسس کلانتریها هم همکاری نزدیکی دارند. حتی در جاهایی هم ضرورت داشته باشد، کانکسهایی در بوستانها برای استقرار نیروهای پلیس احداث میشود. در بوستانهای کوچک محلی طبیعی است که چنین امکاناتی فراهم نباشد. در مقابل، از نیروهای بسیج برای حفظ امنیت این بوستانها کمک میگیریم. همچنین از ساکنان آن محله میخواهیم تا ما را در این زمینه یاری کنند. علاوه بر آن، تمهیدات دیگری را نیز به کار میبندیم. به عنوان مثال، در بوستان بهمن یک فضای جنگلکاری به وسعت 5/3 هکتار وجود دارد. 7-8 سالی میشد که درختان آنجا هرس نشده بودند. شاخههای درختها در هم رفته بود؛ چنانکه اگر اتفاق ناخوشایندی در فاصله 4 متری میافتاد، کسی نمیدید. ما جای آنکه نیروی پلیس در این جنگلکاری مستقر کنیم، درختها را هرس کردیم. حالا اگر شما اینطرف جنگلکاریها بایستید، آن طرفش را به راحتی مشاهده میکنید. میخواهم بگویم در فضاهای دنج و کور را با کار کارشناسی امن میکنیم. البته این کار صرفا مثل آستامینیفون عمل میکند. در گام بعدی سعی میکنیم در طراحی این فضاها تغییراتی بوجود بیاوریم تا شهروندان برای استفاده از آنجا راغب باشند. وقتی خانوادهها از چنین فضاهایی استفاده کنند، این فضاها خودبهخود از حالت ساکت و خلوت خارج و امنیت خانوادهها حفظ میشود.
در این میان، نگرانی دیگری هم وجود دارد و ان تخریب فضای سبز از سوی برخی شهروندان است. در این باره برای حفظ فضای سبز چه راهکاری را در پیش گرفتهاید؟
نخست این که المانهایی که در فضای سبز به کار میرود، باید با شرایط اجتماعی محیط اطراف همخوانی داشته باشد. در گام بعدی هم باید فرهنگسازی و اطلاعرسانی در این باره را به خوبی انجام دهیم. ما در همین روز درختکاری مردم را به مشارکت دعوت میکنیم. خیلی از جاها که مردم خودشان مشارکت داشتهاند، مسئولیت حفظ و نگهداری را هم بر عهده گرفتهاند. ما وقتی به شهروندان نهال میدهیم تا جلو در خانهشان بکارند، دیگر نیازی نمیبینیم تا به ان نهال رسیدگی کنیم. خودشان به آن آب میدهند و از آن محافظت میکنند. همین باعث میشود تا علاقه به فضای سبز در آنها ریشه بدواند. در این صورت، حتی اگر خودمان هم بخواهیم آن نهال راقطع کنیم، شهروندان اجازه نمیدهند.
از این نظر، اوضاع فضای سبز منطقه ما چگونه است؟
نسبت به گذشته که خیلی بهتر شده است. در جاهایی مثل ترمینال جنوب، راهآهن و پایانههای اتوبوسرانی اسلامشهر در علیآباد که جمعیت شناور دارند، گاه دچار مشکل میشویم؛ چون این جمعیت از مناطق و شهرهای دیگر به اینجا میآیند و طبیعی است که احساس تعلق چندانی به این منطقه ندارند. اما داخل محلهها مردم کاملا با همکاری دارند و ما هم در حوزه فضای سبز با آنها همکاری داریم.
میوه و تره بار تختی
بیشتر از 20 روز دیگر به تحویل سال نو باقی نمانده است. همه شهروندان دارند خودشان را برای عید نوروز آماده میکنند و در این میان، نگرانیها درباره افزایش قیمت میوهها همچنان وجود دارد. در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگری ضرورت راهاندازی میادین میوهوترهبار در محلهها احساس میشود؛ موضوعی که مدیریت شهری تهران از چندی پیش در دستور کار خود قرار داده و به نظر میرسد برای تحقق آن همه تلاش خود را به کار بسته است. دستکم، اهالی شهرک تختی تایید میکنند که چنین ایدهای چندان هم دور از واقعیت نیست. آنها یکشنبه هفته گذشته شاهد راهاندازی غیررسمی میدان میوهوترهبار در فلکه دوم تختی بودند. یک هفته میشود که خیال آنها از خرید مایحتاج عمومی خود راحت شده است. دیگر لازم نیست برای تهیه میوه، سبزی، پروتئین، مایع ظرفشویی و... از این مغازه به ان مغازه بروند و با قیمتهای مختلفی روبرو شوند که تنها فشار خونشان را بالا و پایین میبرد. کافی است خودشان را به فلکه دوم محلهشان برسانند و همه را یکجا از میدان میوه و ترهبار تختی بخرند؛ آن هم باقیمتی مناسب و کیفیتی قابل قبول.
×××
گرچه فقط چند روز از گشایش غیررسمی میدان میوهوترهبار تختی میگذرد و این مرکز فروش، هنوز آنچنانکه باید و شاید به طور کامل راهاندازی نشده است، اما اهالی محله استقبال خوبی از آن کردهاند. گفتوگو با آنها این موضوع را تایید میکند. عزیزی یکی از ساکنان محله است که برای خرید به میدان ترهبار آمده و 2-3 تا نایلون بزرگ و کوچک پر از میوه را به دست گرفته است. از چهرهاش پیداست کهاز خرید خود رضایت دارد. راستی... چرا رضایت نداشته باشد... به قول خودش: « کیفیت میوهها و سایر اجناس عرضه شده در این میدان، در حد مطلوب است.» این هممحلهای احداث میدان میوهوترهبار را یکی از خواستههای اهالی شهرک تختی میداند و حالا که این خواسته برآورده شده، ابراز امیدواری میکند: « انشاءلله روند رسیدگی به خواستهای مردم همچنان ادامه داشته باشد.»
رفیعی نیز هممحلهای دیگری است که برای خرید، میدان میوهوترهبار تختی را انتخاب کرده است. او که در یک دست، کیسههایی پر از میوه و در دستی دیگر، دستان کوچک دخترش را گرفته، نگاهی به غرفهها میاندازد و با لحن کمابیش رضایتبخشی میگوید: «قبلا برای خرید میوه باید به محلههای دیگر میرفتم اما حالا هم مسیرم کوتاهتر شده و هم قیمتها نسبت به مغازههای میوهفروشی مناسب است.»
گفتوگو با اهالی شهرک تختی نشان میدهد که آنها از مدتها پیش منتظر راهاندازی میدان میوهوترهبار در محلهشان بودهاند. با این حساب، مدیران شهرداری با راهاندازی این میدان، درست به هدف زدهاند و یکی از خواستههای اصلی مردم محله را برآورده کردهاند.
×××
نزدیک به 2 سال می گذرد از روزی که شورایران شهرک تختی احداث بازار میدان میوهوترهبار را در محلهشان به عنوان یکی از 10 اولویت کاری خود برگزیدند. 2 سال دوندگی و پیگیری معتمدان محله سرانجام در هفته گذشته به ثمر نشست و میدان میوهوترهبار تختی به صورت غیررسمی به بهره»رداری رسید. این خبر را در همان نخستین دقایق، دبیر شورایاری شهرک تختی و شهید بهشتی در اختیار همشهری محله گذاشت. معلوم بود که «سید محمد تحویلدار» و همکارانش حسابی از این قضیه بوجد آمدهاند. راستی... جای خوشحالی هم دارد. او در گفتوگویی کوتاه با خبرنگار همشهری محله از مکاتبات و پیگیریهای اعضای شورایاری میگوید و از مسئولان شهرداری ناحیه 5 تشکر و قدردانی میکند. دبیر شورایاری شهرک تختی و شهید بهشتی رفع نیازهای اهالی محله را دغدغه اصلی خود و همکارانش میداند و نوید رسیدگی به تکتک خواستههای آنها را میدهد او در پایان میگوید: « نخستین خواسته شهروندان این محله، احداث میدان میوهوترهبار بود. امروز خوشحالیم که این خواسته برآورده شده است.»
آیا شورایان شهرک تختی میتوانند خواستههای دیگر اهالی محله را به سرمنزل مقصود برسانند؟ امروز میتوانیم ، به این پرسش راحتتر از همیشه پاسخ بدهیم...
آیتم
شورایاران شهرک تختی و شهید بهشتی هفته خوبی را پشت سر گذاشتند. آنها پس از 2 سال پیگیری به نتیجه مطلوب خود رسیدند و یکشنبه گذشته راهاندازی میدان میوهوترهبار تختی را به اهالی محله تبریک گفتند. در این میان، شورایران در محلههای دیگر منطقه نیز همچنان به تلاشهعای خود ادامه میدهند. دستکم در 5 محله دیگر منطقه نیز ضرورت احداث میدان میوهوترهبار احساس میشود. «جواد شاهچراغی» دبیر شورایاری علیآباد در این باره میگوید: «احداث میدان میوهوترهبار علیآباد، جزو اولویتهای شورایاران این محله است و تلاشها برای برآورده شدن آن از 2 سال پیش آغاز شده است.» او اساسیترین مشکل را مکانیابی برای احداث میدان میوهوترهبار ذکر میکند و ادامه میدهد: «ما پیشنهادهای مختلفی را برای احداث میدان میوهوترهبار به شهرداری دادهایم. ملک مجمتع دخانیات و زمینهای خالی انتهای کوچه شهید مشکی از جمله آنهاست. اما مشکل تغییر کاربری این زمینها مانع اجرای این پیشنهاد است.» به گفته شاهچراغی، مسئولان شهرداری قول دادهاند تا اوایل سال آینده مکانی را به این موضوع اختصاص دهند.
همچنین «حسن ضرغامیوند خامنه»، دبیر شورایاری جوادیه نیز از شناسایی و معرفی مکانهایی برای احداث میدان ترهبار در این محله به شهرداری منطقه خبر میدهد. وی با اشاره به اینکه مکاتبه و اقدامات اداری این پروژه را از گذشته آغاز شده میگوید: «به اعتقاد من، بهترین مکان برای این امر، فروشگاه تعطیل شده قدس واقع در خیابان 20 متری است. اما تملک آن توسط شهرداری مستلزم صرف زمان زیادی است. »
«حسن علمدار» نیز به عنوان دبیر شورایاری رضوان و چهارصد دستگاه تاکید میکند: « احداث میدان میوهوترهبار از دغدغههای اصلی و همواره مورد توجه شهرداری بوده است.» وی درباره مکانیابی برای اجرای چنین پروژهای میگوید:« چند قطعه زمین برای تملک در این محله وجود داشت که دقیقا داخل محل قرار نگرفته بودند. »
او با اشاره به این که مهترین خواست مردم رضوان و چهارصد دستگاه برخورداری از میدان میوه و ترهبار است، ادامه میدهد: « تمام سعیمان بر این است که این طرح، در مرکز محله اجرا شود تا دسترسی برای تمام مردم محل آسان باشد. »
آیتم
اصلا نمیشود به عید نوروز فکر کرد و قید مهمانی و مهماننوازی را زد. برای همین، از همین حالا باید به فکر تهیه میوه و آجیل شب عید بود. در اینگونه مواقع، خیلیها راهی میادین میوهوترهبار میشوند؛ جایی که میوه را ارزانتر از هر جای دیگر در اختیار خریداران قرار میدهد. همچنین در غرفههای مختلف آن خشکبار، مواد پروتئینی، لبنیات، مواد شوینده و بهداشتی و... نیز در آنجا عرضه میشود.
بد نیست بدانیم از نقطه نظر مردمی، طرح افزایش بازارهای میوه و تره بار، به تعداد نواحی تهران از جالبترین و درخورتوجه ترین طرح های سال جاری بوده است. و دیگر این که علاوه بر احداث بازارهای جدید، بازسازي اين ميادين نیز در دستور کار شهرداریها قرار دارد.
ممانعت از گران فروشی افراد سودجو، جلوگیری از فعالیت فروشنده های دورهگرد و آلودگی صوتی آنها، صرفهجویی در وقت و خریدکالای مورد نیاز در حداقل زمان ممکن و موارد دیگر از نکات مثبت بسیار میادین میوه و تره بار به حساب می آیند.
امید است، در آیندهای نزدیک، تمام محلههای شهرمان، صاحب بازار میوه و تره بار شوند.
ترمینال جنوب
موتورهای ترانزیت
موتورسیکلتها خیابانهای شهرمان را به اشغال خود درآوردهاند. قبلا فقط برای خوشگذرانی از این وسیله نقلیه استفاده میکردند، حالا برای درآمدزایی. قبلا شجاعت به خرج میدادند و مسافرکشی میکردند، حالا به حمل بار و اثاثیه هم روی آوردهاند. اینگونه است که بعضیها موتورسیکلت شخصیشان را با تریلی اشتباه میگیرند. تا جای دارد، روی ترک آن وسایل میگذارند و با یک هندل موتور را روشن میکنند و بعد به قول خودشان، گازش را میگیرند و میروند. «اصغر محمد زاده» یک سالی است که پیک موتوری را به عنوان شغل خود برگزیده و به گفته خودش «فرقی نمیکند باری که جابجا میکند، چی باشد و چقدر وزن داشته باشد... فقط دستمزد کارمهم است.» برای کسی مثل او خطر حمل بار زیاد و پرحجم بیمعنی است و تنها کرایه اهمیت دارد. خودش که به اینجور چیزها فکر نمیکند... ما امیدواریم هرگز دچار سانحه نشود، چون این راهی که میرود به بیمارستان است.
جوادیه خیابان هوشنگ اسم زمانی
خیابانهای دو متری
منطقه ما بافت شهری دوگانهای دارد: به یک گوشه آن که سرک میکشی، با ساختمانهایی کاملا مدرن و امروزی روبرو میشوی و در گوشهای دیگر، خانههایی میبینی که به گذشتههای خیلی دور تعلق دارند. ناگفته پیداست که مدیریت چنین منطقهای چه کار دشوار و طاقتفرسایی است. از یکسو باید تلاش کرد تا بخش مدرن آن را حفظ کرد و از توسعه داد و از سویی دیگر، برای بخش سنتی آن باید چارهای اندیشید. البته این دومی به همین راحتیها امکانپذیر نیست و مشکلات خاص خودش را در پی دارد. خیابان شهید هوشنگ اسمزمانی در جوادیه را در نظر بگیرید... اهالی به آن 10 متری اول میگویند... اما از این 10 متر عرضی که به ان نسبت داده میشود، 2 مترش به پیادهروها احتصاص داده شده و نزدیک به 5 مترش را خودروهایی به اشغال درآوردهاند که در 2 سوی خیابان پارک کردهاند. یکی دو متری هم که برای جویها کنار گذاشته شده است. به این ترتیب، تنها 2 متر فضا برای رفت و آمد خودروها باقی میماند؛ فضایی که چیزی جز ترافیک و صدای بوق خودروها به دنبال ندارد .در خواست راهنمایی رانندگی از یک سو و اخطار اورژانس و آتشنشانی مبنی بر دسترسی نداشتن سریع به محل از سوی دیگر باعث شد شهرداری تغییراتی را در این خیابان اعمال کند. این تغییرات به گفته محمد کوثری ریاست نظارت و اجرای معاونت عمرانی شهرداری از سمت راست خیابان شروع شد : « در ضلع شرقی خیابان جوی آب بزرگی وجود داشت که روی آن جدول زده و بطور کامل پوشانده شد. اما کار کردن در قسمت غربی کمی مشکلتر است. در این قسمت به دلیل پاساژهایی که غیر اصولی ساخته شدهاند و همچنین بافت سنتی آن، کار به کلی متوقف شده است. علاوه بر اینها مردم همکاری لازم را ندارند.» این تغییرات باعث شده که روکش آسفالت خیابان تخریب شود و همین امر باعث کندی رفت و آمد شود اما به گفته کوثری سطح این خیابان پس از تکمیل پروژه دوباره روکش میشود. اوادامه داد: « به دلیل مشکلاتی که برای مردم ایجاد شده این پروژه تا بعد از عید متوقف و از 15 فرودین 88 با کانیوبندی جویهای غربی آغاز میشود و به امید خدا تا قبل از تابستان به پایان میرسد."
چهار صد دستگاه
خانهتکانی درختان
با رسیدن بهار همان طور که خانههای ما نیاز به خانهتکانی دارند، درختان نیز باید تکانی به خودشان بدهند و رنگ و رویی تازه کنند. درختان برای اینکه به رشد عمودی خود ادامه دهند باید قبل از رسیدن بهار هرس شوند. اما همیشه این هرسها برای تضمین رشد درختان نیست. به گفته ابوالفضل قنبری رئیس اداره فضای سبز: «2 نوع هرس وجود دارد: یکی برای سلامتی درخت و دیگری هرس درگیری با سیمهای برق است.» قنبری میگوید:« هر سال در چارچوب طرح استقبال از بهار در هفته منابع طبیعی با اعلام به اداره برق مناطق وهماهنگی با آنها هرس درگیری با سیمهای برق انجام میشود.» البته طرح استقبال از بهار به همین کار محدود نمیشود. یکی دیگر از فازهای این طرح توزیع رایگان نهال بین مردم محله است که در بوستانهایی مثل بهشت، بهمن و شهید رجایی انجام خواهد شد و اهالی محله میتوانند با رجوع به این بوستانها نهال رایگان دربافت کنند.
روبروی فرهنگسرای بهمن
آبیاری فلهای
با توجه به بحران آب موجود در کشور هر کسی وظیفه دارد به نوبه خود در صرفهجویی این مایع حیاتی کوشا باشد. در این میان گاهی سهلانگاریهایی به چشم میآید که باید آنها را برطرف کرد. شمشادهای مقابل فرهنگسرای بهمن از سیستم آبیاری جالبی برخوردارند. این سیستم به نوعی شبیه سیستم غرق آبی است با این تفاوت که تمام آب رها شده، جای اینکه پای شمشادها جمع شود ، داخل جوی آب میرود. به این ترتیب، آب زیادی به هدر میرود. رئیس اداره فضای سبز منطقه درباره این مشکل گفت : « ما هر چند وقت یک بار همه سیستمهای آبیاری محل را بررسی میکنیم بویژه در چنین روزهایی که کم کم در حال نزدیک شدن به فصل گرما هستیم .» «ابوالفضل قنبری» با اذعان به اینکه سیستمهای آبیاری منطقه ما بر اساس اصول طراحی نشدهاند افزود: «ما تا جایی که امکانات و توان داشته باشیم سعی میکنیم این قبیل مشکلات را برطرف کنیم ."
مرکز مشاوره بهمن
فرهنگسرای بهمن، چنانکه از نامش برمیآید، یک مرکز فرهنگی و هنری است؛ اما همه کسانی که به انجا مراجعه میکنند، قصد حضور در دورههای آموزشی و نشستهای تخصصی را ندارند. بعضیها هم میخواهند سری به مرکز مشاوره نیروی انتظامی بزنند و از راهنمایی مشاوران زبده آن استفاده کنند. مقصدشان جایی نیست جز ضلع شرقی تالار امام خمینی (ره) در ضلع غربی فرهنگسرای بهمن . بفرمایید داخل لطفاً .
پلیس اجتماعی
7 سال از فعالیت مرکز مشاوره نیروی انتظامی در فرهنگسرای بهمن میگذرد و طی این مدت، بسیاری از هممحلهایها به این مراکز مراجعه کردهاند و با خدماتی که ارائه میدهد، آشنا شدهاند. مسئول این مرکز در این باره میگوید: « مراجعهکنندگان وقتی به نتیجه مطلوب دست پیدا می کنند، این مرکز را به دوستان و آشنایان خود معرفی میکنند . خیلی از کسانی که به مرکز میآیند، از این طریق با مرکز آشنا شدهاند.»
اینگونه که «معصومه صفائیجو» به آن اشاره میکند، دسته دیگری از مراجعهکنندگان این مرکز را افرادی تشکیل میدهند که از طریق شماره 110 به نزدیکترین مرکز مشاوره نیروی انتظامی معرفی میشوند. بعضی از افراد هم از طریق سر کلانتری هفتم با مرکز مشاوره آشنا میشوند. در این باره برگزاری نمایشگاهها و ارائه بروشورها به شهروندان تبلیغ بسیار موثری برای معرفی مرکز مشاوره به عموم مردم محسوب میشود .
صفاییجو در ادامه به میزان استقبال اهالی منطقه از مرکز مشاوره و استفاده از خدمات مشاورهای اشاره میکند: «در این چند سال اخیر، پلیس اجتماعی توانسته است جای خود را در میان شهروندان باز کند. به نظر میرسد مشاوران مراکز در تحقق اهداف شکلگیری مراکز مشاوره مثل ایجاد رابطه صمیمی بین مردم و پلیس موفق عمل کردهاند.» خانم مسئول تاکید میکند: « مراجعهکنندگان با دیدن آرم نیروی انتظامی بر سردر مرکز و روی پوشش مشاوران، اعتماد خاصی به ما دارند و به راحتی هرگونه دغدغه و مشکل خود را با مشاوران در میان میگذارند. همچنین صمیمیت مشاوران ما که در طول زمان باعث اعتماد مراجعهکننده به مراکز مشاوره میشود، در این امر بسیار موثر است و اعتماد مردم به پلیس را به دنبال میآورد.»
از صفایی درباره میزان درصد موفقیت مرکز مشاوره نیروی انتظامی در حل مشکلات مراجعهکنندگان میگوید: « در این باره نمیتوان آمار و ارقام مشخصی را به دست داد؛ چرا که گاهی، نتیجه این جلسات در طول زمان تاثیر خود را میگذارد . البته مراجعه افراد به مراکز خود نشان از موفقیتی دارد که این مرکز به دست آورده است.»
ارزان ، نزدیک ، مطمئن
7 سال پس از راهاندازی مرکز مشاوره نیروی انتظامی بهمن، هزینه خدماتی که ارائه میکند، بدون تغییر مانده است: هر جلسه 300 تومان. این مبلغ صرفا به دلیل هزینههای اداری از افراد اخذ میشود . این در حالی است که در گوشه و کنار شهر مراکز خصوصی و کلینیکهای مشاوره مبالغ هنگفتی را به عنوان حق ویزیت از مراجعهکنندگان خود دریافت میکنند؛ مبالغی که بیشتر خانوادهها از عهده آن بر نمیآیند .
نزدیکی مسیر این مراکز مشاوره نیروی انتظامی به خانه مسکونی اهالی به دلیل تمرکز آنها در همه مناطق از دیگر مزیتهای مراکز مشاوره ناجاست. مسئول مرکز مشاوره نیروی انتظامی بهمن در این باره به نکته تاملبرانگیزی اشاره میکند: «به شهروندان هممحلهای توصیه میکنم برای یک بار هم که شده، طعم بهرهمندی از تجارب یک مشاور مجرب را امتحان کنند . این کار به یک بار امتحان کردن آن میارزد و هزینه خاصی را دربرندارد . حال آنکه برای تجربه همین یک جلسه از مراکز خصوصی مجبور خواهند بود هزینه بالایی را متقبل شوند.»
صفایی معتقد است که در شرایط امروز جامعه بهتر است افراد برای تصمیمگیریهای مهم زندگی خود با یک مشاور مشورت کنند. او خدمات ارائه شده به مراجعهکنندگان به مرکز مشاوره نیروی انتظامی بهمن را به 3 دسته تقسیم میکند: « 1- مشاوره حقوقی، مددکاری و روانسنجی 2- مشاوره بالینی که شامل مواردی چون اضطراب ، دلشوره ، ترس، افسردگی و وسواسهای فکری و جسمی میشود . مشاوره خانواده که به اختلال در روابط خانواده اعم از رابطه زوجین با یکدیگر و با فرزندان میپردازد.»
آیتم
یکی از خدماتی که مراکز مشاوره ارائه میکنند، روانسنجی است. این موضوع همانگونه که از نام آن پیداست، به سنجش جنبههای مختلفی از یک فرد میپردازد و به 2 دسته تقسیم میشود: تشخیصی و خودسنجی . روانسنجی تشخیصی در مشاوره بیشتر استفاده میشود؛ چرا که در تشخیص اختلال و گاه بیماریهای روانی مراجعهکننده کمک بسیار زیادی به مشاور میکند .
روانسنجی تشخیصی شامل آزمونهایی میشود که هر یک شناسایی جنبه خاصی را بر عهده دارد؛ آزمونهای اضطراب و افسردگی، وسواس، آیکیو (یا تست هوش ) و تستهای شخصیت نظیر (mmpi ) که همگی بنا به تشخیص مشاور و روانشناس انجام میشود. البته خود افراد نیز در مواقع ضروری میتوانند با مراجعه به مشاور از او بخواهند تا از وی تست مورد نظر را گرفته و او را مورد ارزیابی قرار دهد . تستهای آی کیو یا همان تست هوش از شایعترین آزمونهاییاند که افراد مایلند تا بوسیله آن از ضریب هوشی خود و فرزندشان مطلع شوند.
تستهای شخصیت نیز در شناخت جنبههای مختلفی از شخصیت و رفتار درونی انسان کمک بسیاری میکند. بیشک وقتی فردی از طریق این نوع آزمونها به عنوان مثال متوجه منزوی و خجالتی بودن بیش از حد خود شود، سعی میکند این نقاط ضعف را برطرف کند. افسردگی، خودشیفتگی، نیاز بیش از حد به توجه دیگران و ... از مواردی است که در این نوع سنجش منجر به آگاهی فرد از جنبه های شخصیتی خود میشود .
روانسنجی خودسنجی نیز تستهای اعتماد به نفس ، مدیر موفق ، علائق فرد و در کل تستهایی میشود که با نمونههای آن در مجلات مختلف آشنا شدهایم . این نوع از روانسنجی بدون حضور مشاور نیز قابل انجام و بررسی است. مجموعه این خدمات در مراکز مشاوره نیروی انتظامی با کمترین قیمت یعنی یکهزار تومان انجام میشود.
آیتم
مرکز مشاوره نیروی انتظامی در فرهنگسرای بهمن به مراجعهکنندگان مشاوره حقوقی ارائه میدهد. این نوع مشاوره را میتوان به 2 نوع پیشگیری و حل مشکل تقسیم کرد . بسیاری از افراد به دلیل ندانستن حقوق خود و نداشتن تسلط به قوانین موجود در جامعه دچار مشکلاتی میشوند که حتی برای حل آن نمیدانند باید به چه نهاد و مرکزی مراجعه کنند . اگر فردی پیش از انجام کار و تصمیمهای مهم زندگی خود با یک مشاور حقوقی مشورت کند، ضریب موفقیت وی به میزان قابل توجهی افزایش مییابد . باید بدانیم با یک مشاوره ساده حقوقی به راحتی میتوان از وقوع بزرگترین مشکلات در زندگی شخصی و خانوادگی پیشگیری کرد. بد نیست همواره در زندگی پایبند این ضربالمثل قدیمی باشیم که میگوید: « علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد .» برای دریافت مشاوره حقوقی حتما نباید به مرکز مشاوره نیروی انتظامی در فرهنگسرای بهمن مراجعه کنید. میتوانید باشماره 55332308 تماس بگیرید و مشکل خود را با مشاوران در میان بگذارید. معمولا در چنین مواردی نیاز به یک مشاوره حقوقی احساس میشود: خرید و فروش ملک، معامله ، ارث و وصیتنامه ، مسائل کیفری، شرایط ازدواج و حقوق زوجین ، مسائل مربوط به چک، سفته و برات ، مهریه و نفقه، حضانت فرزند، مسائل مربوط به طلاق، مشکلات مربوط به اموال و املاک، حقوق بانوان در ازدواج و هر نوع ابهامی که فکر میکنید برای جلوگیری از هرگونه اشتباه نیاز به دانستن قوانین حقوقی و مدنی درباره آن را دارید .
هنوز هم خیلیها این خیابان را مثل روزگار گذشته به نام «وطن» میشناسند. البته سالهاست كه روی پلاک خیابان نام یكی از شهدای نازیآباد شده است؛ جوانی كه روزگاری در همین حوالی به دنیا آمد، قد کشید و بزرگ شد و به دیدار دوست شتافت: شهید محمد عراقی.
خیابان شهید عراقی، خیابان یکطرفهای است کهشرقیترین نقطه نازیآباد را به غربیترین گوشهاش میرساند. گرچه طول و عرضش با هم نمیخواند: طول زیادی دارد و عرضش، چندان قابل توجه نیست. رانندههایی که میخواهند از سمت میدان بهشت به سمت میدان بازار دوم بیایند و در ترافیک احتمالی خیابان پارس گرفتار نشوند، این خیابان را انتخاب میکنند و در سکوت و فضای خلوت آن به مسیر خود ادامه میدهند. البته این بدان معنا نیست که این حوالی بافت صد در صد مسکونی دارد. همسایگی با بازار دوم نازیآباد روی خیابان عراقی نیز تاثیر گذاشته و چهرهای کمابیش تجاری به آن بخشیده است؛ با این تفاوت که اینجا دیگر خبری از هیاهوی دستفروشها نیست. مغازههای طاقضربی که در بخشی از خیابان چشم میآیند، ما را به گذشته میدهند و از روزهایی خبر میدهند که کسب و کارشان رونق داشت. حالا آن مغازهها بدون آنکه از رمق بیفتند، تغییراتی جزئی در سر و شکل خود میبینند و همچنان به فعالیت خود ادامه میدهند.
سکوت و آرامش خیابان عراقی اما همیشگی نیست. ظهر که میشود، زنگ تعطیلی در مدارس پسرانهای که در جنوب این خیابان قرار دارند، به صدا درمیآید و آنگاه همهمه دانشآموزان در فضای خیابان پر میشود. در این میان، همچنین باید به مسجد حضرت زینب (س) اشاره كرد كه در میانه خیابان واقع شده و جشم و چراغ آن به حساب میآید؛ مسجدی که سالهاست كانون فرهنگی و هنری آن میزبان كودكان و نوجوانان هممحلهای است تا اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن بگذرانند.
رو تیتر :تقاضای اهالی خیابان عراقی از مسئو لان:
تیتر:جمع اوری جوی های اب
آدمها نمیتوانند بدون خاطرهها زندگی کنند. آنها وقتی به محلهشان میاندیشند، گذشتههای خیلی دور را به یاد میآورند که خبری از آسفالت و لولهكشی آب و گاز نبود. «پرویز فرهادی» هم آن روزها را نمیتواند فراموش کند. این ساكن 55 ساله خیابان عراقی از آن روزها برایمان حرف میزند: «تا سالهای 45-46 خانههای این خیابان آب لولهكشی نداشتند. سطلی یك قران میدادیم و آب شرب میخریدیم. برای شستوشو و استحمام هم از آب انبار استفاده میكردیم.»
فرهادی ادامه میدهد: «کمی بعد، شیر فشاری در خیابان نصب شد تا اهالی آب مورد نیازشان را از این فشاری تهیه کنند. بعدها لولهکشی آب انجام شد و آرامآرام خانههای مسكونی یك طبقهای که نمای آجری داشتند، جای خود را به خانههای نوساز چندطبقه دادند.»
این هممحلهای همچنین برایمان تعریف میکند كه در سالهای 54-55 برای نخستین بار در جنوب شهر، عملیات گازرسانی در نازیآباد انجام شد و اهالی را به وجد آورد.
كانیو لطفا"
از كانیوبندی جویها در منطقه ما زمان زیادی نمیگذرد. اجرای این طرح با استقبال شهروندان مواجه شده؛ چنانکه آن دسته از هممحلهایها که هنوز جوی خیابان محل سکونتشان به کانیو تبدیل نشده، به شدت منتتظر اجرای چنین طرحی هستند. اتفاقا خیابان عراقی یکی از همان معابری است که هنوز چنین اتفاقی در آنجا نیفتاده است. فرهادی وقتی میخواهد در این باره حرف بزند، باز هم به گذشتهها میرود: « جداول جوی این خیابان نزدیک به 50 سال قدمت دارند. به عبارتی دیگر، نیمقرن است كه دستی به سرو روی آنها كشیده نشده است. به نظر میرسد حالا وقت آن رسیده که این جوی هم کانیوبندی یا پوشانده شود.»
این هممحلهای قدیمی اعتقاد دارد: «طی سالهای اخیر ساختسازهایی در این خیابان انجام شده و جمعیت ان افزایش پیدا کرده است. بنابراین مسئولان شهرداری باید با توجه به این موضوع به نوسازی جوی خیابان بپردازند. هر چه باشد، این موضوع با بهداشت محیط زندگی شهروندان ارتباط مسطقیمی دارد.»
«مریم نظریپور» نیز در این باره میگوید: «خواهرم ساكن خیابان پارس است. از وقتی جوی آب آن خیابان كوچك و پیادهرو هایش سنگفرش شده، چهره آن از این رو به آن رو شده است. كاش در خیابان عراقی نیز شاهد اجرای چنین پروژههایی باشیم.»
سنگ و اسفالت
كانیوبندی و جمعآوری جویها داستانی است که به زعم بعضی از اهالی خیابان عراقی سر درازی دارد. «بهنام اسدی» یکی از همانهاست که از زاویه دیگری به این موضوع نگاه میکند: «آسفالت خیابان نیاز به روكش جدید دارد. پیادهروها هم خوب است كه سنگفرش شوند تا این اختلاف سطحی که در آنها دیده میشود، از بین رود.»
این ساكن 30 ساله خیابان امیدوار است تا با عملی شدن پیشنهادش، هر كسی مقابل منزتش را مطابق میل خود موزاییك نكند و جنین بافت درهم و برهمی در خیابان و پیادهرو بوجود نیاید.
میان تیتر:5 راهی
مشكلات ترافیكی در خیابانهای پایتخت تمامی ندارد. یک نمونه عجیب و غریب آن را میتوان در بخشی از نمونه اش خیابان عراقی به چشم دید؛ آنجا که مسیرهای مختلف رفتوامد خودروها به یکدیگر میرسد و نه دوراهی، نه سهراهی و نه چهاراه که یک پنجراه تمام عیار را به نمایش میگذارد. این همان تعبیری است که یکی از اهالی در توصیف این گره ترافیکی به کار میبرد. اولیایی میگوید: «هر طور که به این موضوع نگاه کنید، برای خودش معضلی است. چند بار در این باره با مسئولان شهرداری صحبتهایی شده اما تاکنون برای رفع این معضل اتفاقی نیفتاده است.»
او که در میدان آزادی در خیابن عراقی زندگی میکند، امیدوار است به زودی به این پنجراه پر رفتوآمد سر و سامان اساسی داده شود.
رو تیتر:شهردار ناحیه 2
اصلاح هندسی در دستور كار
این بار سراغ شهردار ناحیه 2 رفتیم تا پاسخگوی سوالات شما در باره خیابان شهید احمد عراقی باشد.گفتوگوی كوتاه ما را با «رضا هداوند» در ادامه میخوانید:
جوی و جداول خیابان بسیار فرسوده به نظر میرسد. آیا قرار نیست طرح جمعآوری جویها و تبدیل آنها به کانیو در این خیابان نیز اجرا شود؟
كانیوبندی جویها که در ضلع جنوبی خیابان در حال انجام است...از تقاطع خیابان شهید رجایی آغاز شده و اگر مشکلی پیش نیاید، تا انتهای آن ادامه خواهد داشت. در ضلع شمالی خیابان نیز چنین برنامهای را در دستور کار خواهیم داشت.
آیا در معابر فرعی و میادین همجوار خیابان نیز این اتفاق خواهد افتاد؟
عملیات كانیوبندی در میادین ضلع شمالی خیابان انجام شده است. در مابقی معابر هم را اگر بتوانیم، این کار را ظرف سال جاری انجام خواهیم داد. از این نظر، تنها میدانهای هیئت و تیر باقی مانده است.
آیا آسفالت خیابان بعد از پایان عملیات كانیوبندی روكش جدید شود؟
رو كش آسفالت خیابانهای مدائن، پارس وعراقی جزو برنامههای سال آیندهمان است.
چقدر احتمال دارد که عملیات پیادهراهسازی در این خیابان نیز انجام شود؟
فعلا پیادهراهسازی ضلع شمالی خیابان پارس را در برنامه داریم و با توجه به عرض كم خیابان عراقی فعلا چنین برنامهای در دستور کارمان نیست.
برای حل معضل پنجراه غرب خیابان چه چارهای اندیشیدهاید؟
به زودی در این نقطه عملیات اصلاح هندسی معبر انجام خواهد شد.
گشتی در کلانتریها
117 جوادیه:دستگیری یک فروشنده سابقهدار مواد مخدر و یک سارق گوشیهای تلفن همراه از جمله اقدامات این کلانتری طی هفته گذشته اعلام شده است. واحد گشت این کلانتری در حال انجام عملیات گشتزنی در منطقه متوجه نزاع 2 جوان با یکدیگر شد . با دخالت پلیس دعوا خاتمه یافت اما ماموران پلیس که به رفتار این 2 جوان مشکوک شده بودند، پس از بازرسی بدنی از آنها 7 دستگاه گوشی تلفن همراه کشف کردند . هر 2 متهم برای تحقیقات بیشتر به کلانتری منتقل شدند. واحد تجسس این کلانتری نیز با پیگیری شکایات مردمی از فردی که به عنوان دستفروش جلو دبیرستانهای پسرانه به فروش مواد مخدر میپرداخت وی را دستگیر و به کلانتری منتقل کردند . در اقدامی دیگر، واحد مشاوره و اجتماعی این کلانتری با حضور در مدارس راهنمایی آگاهیهای لازم را درباره چگونگی رفتار در هنگام برخورد با فروشندگان مواد مخدر به دانشآموزان داد.
130 نازیآباد :دستگیری یک زن کلاهبردار و شناسایی و انهدام یک باند کیفقاپی از جمله اقدامات این کلانتری در هفته گذشته بود. واحد تجسس کلانتری در پی شکایات چند تن از صاحبان آریشگاههای زنانههره 38 ساله را دستگیر کرد. متهم در بازجوییهای اولیه اعتراف کرد که با حضور در آرایشگاههای زنانه و معرفی خود به عنوان منشی یکی از پزشکان تغذیه معروف پایتخت با اغفال زنان و دختران و وعده آوردن شربت معجرهآسای لاغری، 20 میلیون ریال اخاذی کرده است. واحد گشت این کلانتری نیز در حال انجام عملیات، فردی را که با قاپیدن کیف یک زن از مقابل بانک قصد فرار داشت، به دام انداخت. متهم در بازجوییها خود را عضو یک باند معرفی کرد و 2 تن از همدستان خود را نیز لو داد. با پیگیریهای واحد تجسس این کلانتری، همدستان متهم نیز دستگیر و برای بررسی های بیشتر به پایگاه هفتم پلیس آگاهی منتقل شدند . واحد مشاوره و اجتماعی این کلانتری نیز با برگزاری جلساتی با کسبه محله، راههای جلوگیری از سرقت در روزهای پایانی اسفند و شلوغی مغازهها را به آنها آموختند.
208 ترمینال:
پاکسازی محوطه سرپوشیده ترمینال از معتادان تابلو و دستگیری یک نوجوان فراری از اقدامات این کلانتری در هفته گذشته اعلام شده است. نیروهای واحد تجسس این کلانتری در پی تماسهای کارکنان تعاونیهای مستقر در ترمینال، علی 16 ساله را که ماه گذشته از منزل خود واقع در یکی از شهرهای مرکزی به تهران فرار کرده بود دستگیر کردند و با تماس با خانوادهاش و تهیه بلیت، وی را به شهر محل سکونت خود بازگرداندند. واحد گشت این کلانتری نیز در حال انجام عملیات چند تن معتاد آشکارا را که محوطه سر پوشیده ترمینال را برای استراحت انتخاب کرده بودند، دستگیر و به کلانتری منتقل کرد . همچنین واحد مشاوره و اجتماعی این کلانتری اعلام کرد همه روزه از ساعت 8 الی 14 آماده ارایه خدمات مشاوره به صورت رایگان به عموم مردم است.
160 خزانه:
دستگری سارق موتور سیکلت و پاکسازی بوستانهای محله از وجود ارازل و اوباش از مهمترین فعالیتهای این کلانتری طی هفته گذشته اعلام شده است. واحد گشت این کلانتری در حال انجام ماموریت در فلکه اول خزانه متوجه مردی شد که قصد داشت به وسیله یک دیلم، زنجیر یک موتور سیکلت را باز کند. بعد از حضور ماموران وی ابتدا خود را صاحب موتور سیکلت معرفی کرد اما بعد از بررسی ماموران مشخص شد صاحب موتور سیکلت مورد نظر یکی از کسبه فلکه اول است. متهم 36 ساله بعد از انتقال به کلانتری در بازجوییهای بعدی به 6 فقره سرقت موتور سیکلت در محله خزانه اعتراف کرد. واحد تجسس این کلانتری نیز در یک عملیات ویژه 4 تن از ارازل و اوباش را که با حضور در بوستانهای محله و ایجاد رعب و وحشت برای نوامیس مردم در نظم عمومی اختلال ایجاد میکردند دستگیر و روانه کلانتری کرد. در اقدامی دیگر، واحد مشاوره و اجتماعی این کلانتری با برگزاری چند جلسه مشاوره رایگان به دعوای یک زوج جوان که قصد طلاق داشتند پایان داد.
راننده تاکسی دزد از آب در آمد
مردی که پس از سوار کردن زنان و دختران به عنوان مسافر آنها را تهدید میکرد و پول و جواهرات همراهشان را به سرقت میبرد، با تلاش ماموران دستگیر شد.
به گزارش خبرنگار همشهری محله، چندی پیش زنی طی تماس با پلیس 110 گفت: « از بازار دوم نازیآباد به مقصد مترو علی آباد سوارخودرو سواری شدم. کمی جلوتر راننده با انحراف از مسیر مرا تهدید کرد و 200 هزار تومان پول نقد و مقداری طلا به ارزش 800 هزار تومان را از من گرفت و حوالی میدان جهاد از خودرو پیادهام کرد.» ماموران پلیس با ثبت اظهارات وی با پروندهای مواجه شدند که در آن سارق هیچگونه ردی از خود بر جای نگذاشته بود . چندی بعد دختر جوانی که به شدت ترسیده بود، با پلیس تماس گرفت و گفت: «چند دقیقه قبل سوار خودرو سواری شدم. کمی جلوتر، راننده تهدیدم کرد که اگر به او پول و طلاهایم را ندهم، مرا خواهد ربود . در ترافیک ابتدای بزرگراه آزادگان از ماشین او پیاده شدم و توانستم خودم را نجات بدهم.» این دختر جوان همچنین توانسته بود شماره پلاک خودرو را یادداشت کند. پس از گزارش دادن شماره پلاک مورد نظر به تمامی واحد های پلیس سرانجام هفته گذشته راننده سارق توسط ماموران واحد گشت کلانتری 130 نازیآباد در شهرک وصال شناسایی شد. پس از انتقال صاحب خودرو به اداره آگاهی و شناسایی چهره وی توسط زن مالباخته . دختر جوان، جعفر 40 ساله که چارهای جز اعتراف نداشت، لب به سخن گشود و در اظهارات خود به 12 فقره سرقت از زنان و دختران به همین منوال اعتراف کرد. وی درباره نحوه سرقتهای سریالی خود گفت: «در ساعات خلوت روز یا بین ساعت 9 تا 10 شب دختران و زنان جوان را به مقصدهای مختلف سوار خودرو میکردم اما بعد از گذشت چند دقیقه و رفتن به خیابانهای خلوت آنها را تهدید میکردم که اگر پول و طلاهایشان را به من ندهند، آنها را خواهم ربود. بعد از دریافت پول و طلاهایشان آنها را در خیابان رها میکردم و بعد پا به فرار میگذاشتم.»
پس از اظهارات صریح متهم وی برای تعیین حکم نهایی تحویل مقامات قضایی شد.
هشدارهای پلیسی:
1ـ به زنان و دختران توصیه میشود که حتیالامکان از سوار شدن به خودروهای مسافربر شخصی بپرهیزید و در ساعات خلوت روز سعی کنند از دیگر وسایل نقلیه عمومی مثل اتوبوس استفاده کنند.
2-در مواجهه با چنین مشکلاتی پلاک خودرو مورد نظر را یادداشت و سریعا" با پلیس 110 تماس بگیرند.
3_ پول نقد و طلای زیاد میتواند طعمه خوبی برای وسوسه سارقان به سرقت باشد. بنابراین از به همراه داشتن پول و جواهرات بپرهیزید.
اخبار کوتاه حوادث:
سقوط کارگر ساختمانی به چاه در باغ آذری ماموران آتشنشانی را راهی ماموریتی غیرمترقبه کرد. در این ماموریت، پس از 6 ساعت تلاش بیوقفه کارگر بیاحتیاط، سالم از چاه بیرون آمد.
تصادف یک موتور سیکلت با یک دانشآموز در خیابان ده دست باعث شکستگی پای دانشآموز شد.
آتشسوزی در یکی از انبارهای خیابان فدائیان اسلام 8 میلیون ریال خسارت به بار آورد . ماموران آتشنشانی 6 دقیقه بعد از شروع آتشسوزی در محل حاضر شدند.
نزاع 2 مرد میانسال در یکی از بانکهای خیابان بازاردوم بر سر نوبت با دخالت پلیس پایان یافت.
راکب یک موتورسیکلت در جوادیه که بعد از سرقت یک دستگاه تلفن همراه قصد فرار داشت، با یک پراید تصادف کرد و راهی بیمارستان شد.
پسر بچه 12 سالهای که بعد از برداشتن پنهانی سوییچ خودرو پدرش قصد رانندگی در محله خزانه را داشت توسط ماموران گشت کلانتری متوقف و به منزل باز گردانده شد.
نشست دیوار منزلی در خیابان شوش 6 میلیون ریال خسارت به بار آورد. گودبرداری غیراصولی ساختمان مجاور علت اصلی این حادثه اعلام شد.
دانشآموزی که قصد داشت با قطع کردن برق مدرسه تکثیر سوالات امتحانی را به تاخیر بیاندازد دچار برقگرفتگی شد. ماموران آتشنشانی با حضور در محل حادثه وی را به بیمارستان منتقل کردند. خوشبختانه در این حادثه آسیب جدی به دانش آموز خاطی وارد نشد.